پیغام مدیر :
با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ، خوش آمدید به سایت من . لطفا براي هرچه بهتر شدن مطالب اين وب سایت ، ما را از نظرات و پيشنهادات خود آگاه سازيد و به ما را در بهتر شدن كيفيت مطالب ياري کنید.
خیال کشتن من داشت جانان
نوشته شده در یک شنبه 14 شهريور 1400
بازدید : 48
نویسنده : J A V A D

خیال کشتن من داشت جانان

 

 

فایز دشتی :

خیال کشتن من داشت جانان


کدامین سنگدل کردش پشیمان


ندانست عید فایز آن زمانست


که گردد در منای دوست قربان


:: موضوعات مرتبط: اشعار , اشعار فایز دشتی , ,
:: برچسب‌ها: خیال کشتن من داشت جانان ,



دوبیتی های ناب فائز دشتی
نوشته شده در یک شنبه 14 شهريور 1400
بازدید : 52
نویسنده : J A V A D

دوبیتی های ناب فائز دشتی

فائز دشتی :

 


نگفتم جا مده بر چهره گیسو
مسوزان اندر آتش بچه هندو؟
بت فایز گمانم ، کافرستی
که با آتش پرستی کرده ای خو؟

...

دلا تا چند در آزارم از تو
گهی نالان ، گهی بیمارم از تو
تو فایز در جهان بدنام کردی
برو ای دل که من بیزارم از تو

...

دو گیسو را به دوش انداختی تو
ز ملک دل دو لشکر ساختی تو
به استمداد چشم و زلف و رخسار
به یکدم کار فایز ساختی تو

...

نسیم ، امشب عجب دفع غمی تو
یقین دارم نه از این عالمی طتو
شمیم زلف یار فایزستی
و یا ز انفاس ابن مریمی تو؟

...

خوش لحان مرغکی وقت سحرگاه
مرا بیدار کرد از صوت دلخواه
زدی هی بال خواندی شعر فایز
که بر تو باد رحمت بارک الله

...

به زیر زلف برق گوشواره
زده بر خرمن عمرم شراره
بیا فایز که از نو آتش طور
تجلی کرده بر موسی دوباره

...

دام از بس که دنبال تو گشته
دل خون گشته پامال تو گشته
مگر در وقت مردن خون فایز
ترشح کرده و خال تو گشته

...

غم و غصه تن و جانم گرفته
فراق یا دامانم گرفته
به کشتی اجل فایز سوار است
میان آب ، طوفانم گرفته

...

پری رویان به ما کردند نظاره
یکی چون ماه و باقی چون ستاره
کمان ابرو و مژگان تیز کردند
زدند بر جان فایز چون هزاره


:: موضوعات مرتبط: اشعار , اشعار فایز دشتی , ,
:: برچسب‌ها: دوبیتی های ناب فائز دشتی ,



صفحه قبل 1 صفحه بعد