پیغام مدیر :
با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ، خوش آمدید به سایت من . لطفا براي هرچه بهتر شدن مطالب اين وب سایت ، ما را از نظرات و پيشنهادات خود آگاه سازيد و به ما را در بهتر شدن كيفيت مطالب ياري کنید.
باران در شعر فارسی-فریدون مشیری
نوشته شده در چهار شنبه 17 شهريور 1400
بازدید : 23
نویسنده : J A V A D
باران در شعر فارسی-فریدون مشیری من نمیگویم درین عالم گرم پو، تابنده، هستی بخش چون خورشید باش تا توانی پاک، روشن مثل باران مثل مروارید باش فریدون مشیری

:: موضوعات مرتبط: ۞ دسته بندي اشعار ۞ , باران در شــعـر فــــارســی , ,
:: برچسب‌ها: باران در شعر فارسی-فریدون مشیری ,



باران در شعر فارسی-مجتبي كاشاني
نوشته شده در چهار شنبه 17 شهريور 1400
بازدید : 23
نویسنده : J A V A D
باران در شعر فارسی-مجتبي كاشاني زير باران بيا قدم بزنيم حرف نشنيده اي به هم بزنيم نو بگوييم و نو بينديشيم عادت كهنه را به هم بزنيم و زباران كمي بياموزيم كه بباريم و حرف كم بزنيم كم بباريم اگر، ولي همه جا عالمي را به چهره نم بزنيم چتر را تا كنيم و خيس شويم لحظه اي پشت پا به غم بزنيم سخن از عشق خود بخود زيباست سخن عاشقانه اي به هم بزنيم قلم زندگي به دست دل است زندگي را بيا رقم بزنيم «سالكم» قطره ها در انتظار تواند زير باران بيا قدم بزنيم مجتبي كاشاني

:: موضوعات مرتبط: ۞ دسته بندي اشعار ۞ , باران در شــعـر فــــارســی , ,
:: برچسب‌ها: باران در شعر فارسی-مجتبي كاشاني ,



باران در شعر فارسی - شفیعی کدکنی
نوشته شده در چهار شنبه 17 شهريور 1400
بازدید : 24
نویسنده : J A V A D
باران در شعر فارسی - شفیعی کدکنی آخرین برگ سفرنامه ی باران این است که زمین چرکین است شفیعی کدکنی

:: موضوعات مرتبط: ۞ دسته بندي اشعار ۞ , باران در شــعـر فــــارســی , ,
:: برچسب‌ها: باران در شعر فارسی - شفیعی کدکنی ,



باران در شعر فارسی - سیدعلی صالحی
نوشته شده در چهار شنبه 17 شهريور 1400
بازدید : 22
نویسنده : J A V A D
باران در شعر فارسی - سیدعلی صالحی در اين دنيای دَرَندَشت هر چيزی به نحوی بالاخره زندگی می‌کند. باران که بيايد بيد هم دشمنی‌های خود را با اَرّه فراموش خواهد کرد. سیدعلی صالحی

:: موضوعات مرتبط: ۞ دسته بندي اشعار ۞ , باران در شــعـر فــــارســی , ,
:: برچسب‌ها: باران در شعر فارسی - سیدعلی صالحی ,



باران در شعر فارسی - سهراب سپهری
نوشته شده در چهار شنبه 17 شهريور 1400
بازدید : 25
نویسنده : J A V A D
باران در شعر فارسی - سهراب سپهری چترها را باید بست زیر باران باید رفت فکر را خاطره را زیر باران باید برد با همه مردم شهر زیر باران باید رفت دوست را زیر باران باید برد عشق را زیر باران باید جست زیر باران باید با زن خوابید زیر باران باید بازی کرد زیر باران باید چیز نوشت حرف زد نیلوفر کاشت زندگی تر شدن پی در پی زندگی آب تنی کردن در حوضچه "اکنون" است رخت ها را بکنیم آب در یک قدمی است ... سهراب سپهری

:: موضوعات مرتبط: ۞ دسته بندي اشعار ۞ , باران در شــعـر فــــارســی , ,
:: برچسب‌ها: باران در شعر فارسی - سهراب سپهری ,



باران در شعر فارسی - کارو
نوشته شده در چهار شنبه 17 شهريور 1400
بازدید : 23
نویسنده : J A V A D
باران در شعر فارسی - کارو باز باران بی ترانه باز باران با تمام بی کسی‌های شبانه می‌خورد بر مرد تنها می‌چکد بر فرش خانه باز می‌آید صدای چک چک غم باز ماتم من به پشت شیشه تنهایی افتاده نمی‌دانم، نمی‌فهمم کجای قطره‌های بی کسی زیباست؟ نمی‌فهمم، چرا مردم نمی‌فهمند که آن کودک که زیر ضربه شلاق باران سخت می‌لرزد کجای ذلتش زیباست؟ نمی‌فهمم کجای اشک یک بابا که سقفی از گل و آهن به زور چکمه باران به روی همسر و پروانه‌های مرده‌اش آرام باریده کجایش بوی عشق و عاشقی دارد؟ نمی‌دانم نمی‌دانم چرا مردم نمی‌دانند که باران عشق تنها نیست صدای ممتدش در امتداد رنج این دل‌هاست کجای مرگ ما زیباست؟ نمی‌فهمم یاد آرم روز باران را یاد آرم مادرم در کنج باران مُرد کودکی ده ساله بودم می‌دویدم زیر باران، از برای نان مادرم افتاد مادرم در کوچه‌های پست شهر آرام جان می‌داد فقط من بودم و باران و گل‌های خیابان بود نمی‌دانم کجای این لجن زیباست؟ بشنو از من، کودک من پیش چشم مرد فردا که باران هست زیبا، از برای مردم زیبای بالادست و آن باران که عشق دارد، فقط جاری ست بر عاشقان مست و باران من و تو درد و غم دارد... کارو

:: موضوعات مرتبط: ۞ دسته بندي اشعار ۞ , باران در شــعـر فــــارســی , ,
:: برچسب‌ها: باران در شعر فارسی - کارو ,



باران در شعر فارسی - جلیل صفربیگی
نوشته شده در چهار شنبه 17 شهريور 1400
بازدید : 25
نویسنده : J A V A D
باران در شعر فارسی - جلیل صفربیگی در زد کسی انگار که مهمان داریم در سفره گرسنگی فراوان داریم امروز پدر ابر زیادی آورد مانند همیشه شام باران داریم

:: موضوعات مرتبط: ۞ دسته بندي اشعار ۞ , باران در شــعـر فــــارســی , ,
:: برچسب‌ها: باران در شعر فارسی - جلیل صفربیگی ,



باران در شعـر فـارسی-محمد صالح علاء
نوشته شده در چهار شنبه 17 شهريور 1400
بازدید : 23
نویسنده : J A V A D
باران در شعـر فـارسی-محمد صالح علاء در سمت توام دلم باران ، دستم باران دهانم باران ، چشمم باران روزم را با بندگی تو پا گشا می کنم ... هر اذانی که می وزد پنجره ها باز می شوند یاد تو کوران می کند ... هر اسم تو را که صدا می زنم ماه در دهانم هزار تکه می شود ... کاش من همه بودم کاش من همه بودم با همه دهان ها تو را صدا می زدم ... کفش های ماه را به پا کرده ام دوباره عازم توام ... تا بوی زلف یار در آبادی من است هر لب که خنده ای کند از شادی من است زندگی با توست زندگی همین حالاست... زندگی همین حالاست... محمد صالح علاء

:: موضوعات مرتبط: ۞ دسته بندي اشعار ۞ , باران در شــعـر فــــارســی , ,
:: برچسب‌ها: باران در شعـر فـارسی-محمد صالح علاء ,



صفحه قبل 1 صفحه بعد