عضو شوید


نام کاربری
رمز عبور

:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری
رمز عبور
تکرار رمز
ایمیل
کد تصویری
براي اطلاع از آپيدت شدن وبلاگ در خبرنامه وبلاگ عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود



تاریخ : چهار شنبه 17 شهريور 1400
بازدید : 48
نویسنده : J A V A D
عمر در شعر فارسی - حبیب شمسی کاخکی ز دست ،گوهر پرقیمت جوانی رفت چو برق ،فرصت کوتاه زندگانی رفت بهار عمر که هنگام دانش اندوزیست پی هوا و هوسهای نوجوانی رفت توان و طاقت عهد شباب دیگر نیست دو روز عمر عزیزم ،به ناتوانی رفت اگر که گاه مرا فر صتی بدست آمد براه باطل و در غفلت ندانی رفت به عمر رفته چرا بی جهت خورم افسوس کز اختیار من این گوهر یمانی رفت به زرد روئی ما ای رقیب، خورده مگیر که رنگ سرخ ز سیمای ارغوانی رفت اگر فزود بعمرم،فلک ز عیشم کاست در این معامله سرمایه ی جوانی رفت دو روز زندگی دهر را ثباتی نیست چو برق، زندگی چند روز فانی رفت اگر حوادث تاریخ خوانده ای (شمسی) بیاد حادثه بس قدرت جهانی رفت حبیب شمسی کاخکی

:: موضوعات مرتبط: ۞ دسته بندي اشعار ۞ , عمر در شــعــر فــــارسـی , ,
:: برچسب‌ها: عمر در شعر فارسی - حبیب شمسی کاخکی ,
تاریخ : چهار شنبه 17 شهريور 1400
بازدید : 42
نویسنده : J A V A D
عمر در شعر فارسی - ذبیح الله خسروی گر عمر من از شصت فزون شد،شده باشد ور طالع فرخنده زبون شد،شده باشد این جان که به تنگ آمده است از قفس تن روزی اگر از سینه برون شد،شده باشد پیمانه عمرم اگر از سنگ حوادث بشکست و بیکباره نگون شد،شده باشد از تلخی و شیرینی ایام چه حاصل هر نیک و بدی تا بکنون شد،شده باشد ما را ازلی و ابدی خلق نکردند عالم همه گر کن فیکون شد،شده باشد غیر از سر تسلیم و رضا چاره نداریم جز شکر نگوئیم که چون شد،شده باشد باشد به کف (خسروی) ار گوهر ایمان دریا بمراد خس دون شد،شده باشد ذبیح الله خسروی

:: موضوعات مرتبط: ۞ دسته بندي اشعار ۞ , عمر در شــعــر فــــارسـی , ,
:: برچسب‌ها: عمر در شعر فارسی - ذبیح الله خسروی ,
تاریخ : چهار شنبه 17 شهريور 1400
بازدید : 46
نویسنده : J A V A D
عمر در شعر فارسی - نراقی جهد کن جهد که وقت من و تو در گذر است سعی کن سعی که این عمر بسی مختصر است عیش و راحت طلبیدن ز جهان بی خبریست هـــر کـــه بینی در آن جا کنــــد و محتضر است کــــس نــــدارد خــــبر از سابقه روز ازل باخبر بـــاش و مزن دم که در آن دم خطـــر است من نگویم غم خود را به کس امـــا چه کنم اشک من در غم او راز مـــــرا در پـــرده اســـت هر که شد محرم اسرار نـــزد دیگر دم باخبر نیست مگـــر آن که ز خود بی خبر است گرچه از محنـــت و غـــم زار و پریشان حالــــم ساقیا باده بده کاین همـــــه انــــدر گــــذر است هــــان نراقی مــــرو از دایـــره صبر برون کانچه رو می دهــــد از سر قضــــا و قــــدر است نراقی

:: موضوعات مرتبط: ۞ دسته بندي اشعار ۞ , عمر در شــعــر فــــارسـی , ,
:: برچسب‌ها: عمر در شعر فارسی - نراقی ,
تاریخ : چهار شنبه 17 شهريور 1400
بازدید : 47
نویسنده : J A V A D
عمر در شعر فارسی - نظامی نشاطی پیش ازین بود آن قدم رفت غروری کز جوانی بود هم رفت حدیث کودکی و خودپرستی رها کن کان خیالی بود و مستی چو عمر از سی گذشت یا خود از بیست نمی‌شاید دگر چون غافلان زیست نشاط عمر باشد تا چهل سال چهل ساله فرو ریزد پر و بال پس از پنجه نباشد تندرستی بصر کندی پذیرد پای سستی چو شصت آمد نشست آمد پدیدار چو هفتاد آمد افتاد آلت از کار به هشتاد و نود چون در رسیدی بسا سخنی که از گیتی کشیدی وز آنجا گر به صد منزل رسانی بود مرگی به صورت زندگانی اگر صد سال مانی ور یکی روز بباید رفت ازین کاخ دل افروز پس آن بهتر که خود را شاد داری در آن شادی خدا را یاد داری نظامی

:: موضوعات مرتبط: ۞ دسته بندي اشعار ۞ , عمر در شــعــر فــــارسـی , ,
:: برچسب‌ها: عمر در شعر فارسی - نظامی ,
تاریخ : چهار شنبه 17 شهريور 1400
بازدید : 48
نویسنده : J A V A D
عمر در شعر فارسی - خیام یک عمر به کودکی به استاد شدیم یک عمر زاستادی خود شاد شدیم افسوس ندانیم که ما را چه رسید از خاک بر آمدیم و بر باد شدیم خیام

:: موضوعات مرتبط: ۞ دسته بندي اشعار ۞ , عمر در شــعــر فــــارسـی , ,
:: برچسب‌ها: عمر در شعر فارسی - خیام ,
تاریخ : چهار شنبه 17 شهريور 1400
بازدید : 48
نویسنده : J A V A D
عمر در شعر فارسی - سهراب سپهری دنگ..،دنگ.. ساعت گیج زمان در شب عمر می زند پی در پی زنگ. زهر این فکر که این دم گذر است می شود نقش به دیوار رگ هستی من... لحظه ها می گذرد آنچه بگذشت ، نمی آید باز قصه ای هست که هرگز دیگر نتواند شد آغاز... سهراب سپهری

:: موضوعات مرتبط: ۞ دسته بندي اشعار ۞ , عمر در شــعــر فــــارسـی , ,
:: برچسب‌ها: عمر در شعر فارسی - سهراب سپهری ,
تاریخ : چهار شنبه 17 شهريور 1400
بازدید : 51
نویسنده : J A V A D
عمر در شعر فارسی - خیام یک عمر به کودکی به استاد شدیم یک عمر زاستادی خود شاد شدیم افسوس ندانیم که ما را چه رسید از خاک بر آمدیم و بر باد شدیم خیام

:: موضوعات مرتبط: ۞ دسته بندي اشعار ۞ , عمر در شــعــر فــــارسـی , ,
:: برچسب‌ها: عمر در شعر فارسی - خیام ,
تاریخ : چهار شنبه 17 شهريور 1400
بازدید : 48
نویسنده : J A V A D
عمر در شعر فارسی - نظامی نشاطی پیش ازین بود آن قدم رفت غروری کز جوانی بود هم رفت حدیث کودکی و خودپرستی رها کن کان خیالی بود و مستی چو عمر از سی گذشت یا خود از بیست نمی‌شاید دگر چون غافلان زیست نشاط عمر باشد تا چهل سال چهل ساله فرو ریزد پر و بال پس از پنجه نباشد تندرستی بصر کندی پذیرد پای سستی چو شصت آمد نشست آمد پدیدار چو هفتاد آمد افتاد آلت از کار به هشتاد و نود چون در رسیدی بسا سخنی که از گیتی کشیدی وز آنجا گر به صد منزل رسانی بود مرگی به صورت زندگانی اگر صد سال مانی ور یکی روز بباید رفت ازین کاخ دل افروز پس آن بهتر که خود را شاد داری در آن شادی خدا را یاد داری نظامی

:: موضوعات مرتبط: ۞ دسته بندي اشعار ۞ , عمر در شــعــر فــــارسـی , ,
:: برچسب‌ها: عمر در شعر فارسی - نظامی ,
تاریخ : چهار شنبه 17 شهريور 1400
بازدید : 50
نویسنده : J A V A D
عمر در شعر فارسی - نراقی جهد کن جهد که وقت من و تو در گذر است سعی کن سعی که این عمر بسی مختصر است عیش و راحت طلبیدن ز جهان بی خبریست هـــر کـــه بینی در آن جا کنــــد و محتضر است کــــس نــــدارد خــــبر از سابقه روز ازل باخبر بـــاش و مزن دم که در آن دم خطـــر است من نگویم غم خود را به کس امـــا چه کنم اشک من در غم او راز مـــــرا در پـــرده اســـت هر که شد محرم اسرار نـــزد دیگر دم باخبر نیست مگـــر آن که ز خود بی خبر است گرچه از محنـــت و غـــم زار و پریشان حالــــم ساقیا باده بده کاین همـــــه انــــدر گــــذر است هــــان نراقی مــــرو از دایـــره صبر برون کانچه رو می دهــــد از سر قضــــا و قــــدر است نراقی

:: موضوعات مرتبط: ۞ دسته بندي اشعار ۞ , عمر در شــعــر فــــارسـی , ,
:: برچسب‌ها: عمر در شعر فارسی - نراقی ,
تاریخ : چهار شنبه 17 شهريور 1400
بازدید : 50
نویسنده : J A V A D
عمر در شعر فارسی - ذبیح الله خسروی گر عمر من از شصت فزون شد،شده باشد ور طالع فرخنده زبون شد،شده باشد این جان که به تنگ آمده است از قفس تن روزی اگر از سینه برون شد،شده باشد پیمانه عمرم اگر از سنگ حوادث بشکست و بیکباره نگون شد،شده باشد از تلخی و شیرینی ایام چه حاصل هر نیک و بدی تا بکنون شد،شده باشد ما را ازلی و ابدی خلق نکردند عالم همه گر کن فیکون شد،شده باشد غیر از سر تسلیم و رضا چاره نداریم جز شکر نگوئیم که چون شد،شده باشد باشد به کف (خسروی) ار گوهر ایمان دریا بمراد خس دون شد،شده باشد ذبیح الله خسروی

:: موضوعات مرتبط: ۞ دسته بندي اشعار ۞ , عمر در شــعــر فــــارسـی , ,
:: برچسب‌ها: عمر در شعر فارسی - ذبیح الله خسروی ,
تاریخ : چهار شنبه 17 شهريور 1400
بازدید : 49
نویسنده : J A V A D
عمر در شعر فارسی - حبیب شمسی کاخکی ز دست ،گوهر پرقیمت جوانی رفت چو برق ،فرصت کوتاه زندگانی رفت بهار عمر که هنگام دانش اندوزیست پی هوا و هوسهای نوجوانی رفت توان و طاقت عهد شباب دیگر نیست دو روز عمر عزیزم ،به ناتوانی رفت اگر که گاه مرا فر صتی بدست آمد براه باطل و در غفلت ندانی رفت به عمر رفته چرا بی جهت خورم افسوس کز اختیار من این گوهر یمانی رفت به زرد روئی ما ای رقیب، خورده مگیر که رنگ سرخ ز سیمای ارغوانی رفت اگر فزود بعمرم،فلک ز عیشم کاست در این معامله سرمایه ی جوانی رفت دو روز زندگی دهر را ثباتی نیست چو برق، زندگی چند روز فانی رفت اگر حوادث تاریخ خوانده ای (شمسی) بیاد حادثه بس قدرت جهانی رفت حبیب شمسی کاخکی

:: موضوعات مرتبط: ۞ دسته بندي اشعار ۞ , عمر در شــعــر فــــارسـی , ,
:: برچسب‌ها: عمر در شعر فارسی - حبیب شمسی کاخکی ,

صفحه قبل 1 2 صفحه بعد

با مرورگر فایرفاکس یا گوگل کروم برای بهتر باز شدن وبلاگ استفاده کنید:) اين سايت حاصل تلاش شبانه روزي سيد محمد جواد حسيني مي‌باشد که بدون وابستگي مادي و معنوي به هيچ سازمان و نهاد و حزب و گروه سياسي فعاليت خود را ابتدا بر اساس قانون الهي و سپس قانون اساسي ايران بنا نهاده است. کليه هزينه‌هاي اين سايت با هزينه شخصي پرداخت مي‌شود که اميدوارم از اين پس از طريق فروشگاه سايت و تبليغات تامين شود و همواره سعي مي‌کنم تا مطالب آموزشي جديد و خواندني را براي شما به ارمغان بياورم.

سایت خوبه؟؟


نام :
وب :
پیام :
2+2=:
(Refresh)







تماس بامن در تلگرام تماس با من در اینستاگرام

RSS

Powered By
loxblog.Com