این سایت حاصل تلاش شبانه روزی سید محمد جواد حسینی می‌باشد که بدون وابستگی مادی و معنوی به هیچ سازمان و نهاد و حزب و گروه سیاسی فعالیت خود را ابتدا بر اساس قانون الهی و سپس قانون اساسی ایران بنا نهاده است. کلیه هزینه‌های این سایت با هزینه شخصی پرداخت می‌شود که امیدوارم از این پس از طریق فروشگاه سایت و تبلیغات تامین شود و همواره سعی می‌کنم تا مطالب آموزشی جدید و خواندنی را برای شما به ارمغان بیاورم.

رمان زیر پوست شهر5

سه شنبه
6:46 PM
حسینی

بعد از یکی دو روز از جا بلند شد و به سرکارش برگشت ، فعلا باید بیخیال دانشگاه میشد ، با مسئول آموزش دانشگاه صحبت کرد و با کلی عجز و لابه راضیشان کرد به خاطر فوت پدرش این ترم را برایش مرخصی رد کنند .
روزهای فرد منشی خانم دکتر بود ، صبح های روزهای فرد که بیکار بود کمک مادرش برای مردمس بزی پاک میکرد ، عصرها هم مطب .
روزهای زوج هم برای کار در منازل می رفت .
خانمی که بار اول به خانه اش رفته بود هفته ای یک بار مهمانی داشت و ثریا برای پختن غذا و انجام کارها می رفت ، چندتا از خانمهایی که انجا بودند هم با تعریف های خانم ثریا را برای کارهایشان می بردند ، هفته ای یکی دو شب دم دمای صبح به خانه می رسید ، با پیدا شدن سروکله ی طلبکار بعدی پدرش ، حتی شب ها هم برای پاک کردن سبزی بیدار می ماند ، کم کم داشت از پا می افتاد که یک روز سلما خانم صاحب خانه شان سراغش آمد :
-ثریا میشه یک لحظه بیای اتاق ما کارت دارم ؟
تازه از سرکار برگشته بود ، خستگی از سر و رویش می بارید ، چادر گلدار مادرش را از جارختی برداشت و رفت اتاق سلما خانم .
ضربه ای به در زد و با شنیدن صدای سلما خانم که گفت :


موضوعات مرتبط: رمانرمان زیر پوست شهر

رمان زیر پوست شهر4

سه شنبه
6:44 PM
حسینی

موضوعات مرتبط: رمانرمان زیر پوست شهر

رمان زیر پوست شهر3

سه شنبه
6:44 PM
حسینی

موضوعات مرتبط: رمانرمان زیر پوست شهر

رمان زیر پوست شهر2

سه شنبه
6:43 PM
حسینی

موضوعات مرتبط: رمانرمان زیر پوست شهر

رمان زیر پوست شهر1

سه شنبه
6:40 PM
حسینی

موضوعات مرتبط: رمانرمان زیر پوست شهر
صفحه قبل 1 صفحه بعد