این سایت حاصل تلاش شبانه روزی سید محمد جواد حسینی می‌باشد که بدون وابستگی مادی و معنوی به هیچ سازمان و نهاد و حزب و گروه سیاسی فعالیت خود را ابتدا بر اساس قانون الهی و سپس قانون اساسی ایران بنا نهاده است. کلیه هزینه‌های این سایت با هزینه شخصی پرداخت می‌شود که امیدوارم از این پس از طریق فروشگاه سایت و تبلیغات تامین شود و همواره سعی می‌کنم تا مطالب آموزشی جدید و خواندنی را برای شما به ارمغان بیاورم.

شیوۀ دعا کردن

سه شنبه
2:12 PM
حسینی

دعا و مصلحت انسان

اگر هنگام ناراحتی و سختی های زمانه، بر اثر غیظ و خشم، دعایی بکنیم که برخلاف مصلحتمان باشد، این عمل، زشت است؛ زیرا باید هر کسی در بوتۀامتحان نهاده شود و پس از امتحان، دار فانی را بدرود بگوید؛ مثلًا اگر همان حین که مرگ خود را از خدا بخواهد، اجل، گریبانش را بگیرد، خسران دنیا و آخرت، نصیبش خواهد شد.

امام سجّاد علیه السلام می فرماید: «ربّ احینی ما دامت الحیاة خیرا لی وامتنی مادامت المماة خیرا لی؛ پروردگارا! مرا زنده بدار تا وقتی که زندگی به نفع من است و مرا بمیران مادامی که مردن برایم بهتر است. »

او امام است و راضی به رضای ایزد؛ زندگی تا وقتی خوب است که نفع انسان در آن باشد و مردن، زمانی مفید است که دربردارندۀمنفعت او باشد؛ تا وقتی که روی این عقیده، ثابت و مستقیم باشیم که فرجام امور به دست مبدئی دیگر است، دعایی که او راضی نباشد، نخواهیم کرد.

ممکن است دعایی بکنیم و به اجابت نرسد؛ عدم اجابت آن نباید موجب حزنی در وجود ما شود؛ زیرا او به جزئیات مصالح و مفاسد امور طبق عِلم ازلی خود داناست.

هر کس می تواند با تجاربی که در زندگی کسب نموده، حقیقت این موضوع را درک کند که اگر بعضی از دعاهایی که می کند مستجاب شود، عین زیان و ضرر اوست و مستجاب نشدن آن دعاها به نفع او تمام شده است؛ می فرماید:

«وَ یدْعُ الإِنسنُ بِالشَّرِّ دُعَاءَهُ بِالْخَیرِ وَ کانَ الإِنسنُ عَجُولًا»[1]

گاهی انسان، تمنّای چیزی را می کند که برایش مضرّ است و خیال می کند، خوب دعایی می کند و انسان، طبعاً شتابزده و عجول است و از روی نادانی خود، اثر دعایی را که به ضررش تمام می شود، خواهان است.

روایتی است که می فرماید: «الجاهل اذا صلّی رکعتین ینتظر الوحی؛ شخص نادان، هرگاه دو رکعت نماز بخواند، منتظر وحی پروردگار است!!» بی خبر از این که عملِ آمیخته به جهل او در ساحت قدس پروردگار، بی ارزش است؛ ولی او روی خیال باطل و بی خبری خود می خواهد با خواندن دو رکعت نماز- سر و پا شکسته- حقیقت کلی را دریابد و حال آن که برای انجام دادن همان امر جزیی از نعمت های پر ارزش خدایی بهره برده تا توانسته چنان کاری را انجام دهد.

دعا کردن و الحاح و اصرار نمودن با موضوع فوق منافات ندارد. انسان باید وابستگی خود را به خداوند به وسیلۀدعا به اثبات برساند؛ امّا اگر دعایش به اجابت نرسید، نباید مغموم شود و یأس و قنوط[2] به او دست دهد؛ باید در تمام اوقات، خود را در حرز او مصون و محروس بدارد و دعای «ربّلا تکلنیالینفسی طرفةعینابداً»[3] را پیوسته ملحوظ دارد. [4]

پی نوشت

 

[1] سوره مبارکه اسراء،آیه11

[2] نااميد شدن

[3] عن أبى‏عبدالله عليه السلام سمعت أمّ‏سلمة، النبىّ صلى الله عليه و آله يقول فى دعائه:« اللّهم و لاتكلنى إلى نفسى طرفة عين أبداً ....»( بحارالأنوار، ج 14، ص 384، ح 2)

[4] مركز فرهنگ ومعارف قرآن، جرعه‏اى از زلال قرآن، 6جلد، موسسه بوستان كتاب - قم، چاپ: دوم، 1389.


موضوعات مرتبط: قران

مشخصات و مفاهیم سوره های قرآن

سه شنبه
2:11 PM
حسینی
مشخصات و مفاهیم سوره های قرآن

 

بلد [شهر]

منظور از بلد شهر مكه، زادگاه و وطن پيامبر است كه در اولين آيه اين سوره، خداوند به آن، سوگند ياد كرده است. 
سوره، خلقت انسان را در رنج و سختى، (بعنوان كوره‏اى از حوادث در جهت ‏ساخته و پرداخته شن انسان) بيان مى‏كند و نيز اشاره‏اى به اينكه بر كارهايش نظارت مى‏شود و بنا براين بايد در آزادى اسيران، اطعام گرسنگان و سفارش به صبر و رحمت بكوشد.
«صبر بر طاعت‏» و «صبر از معصيت‏» و «صبر بر مصيبت‏» در اين سوره بطور ضمنى آمده است. 
این سوره سی و پنجمین سوره قرآن مجید است که در مكه نازل شده است و داراى 20 آيه مى‏باشد.

فضیلت و خواص قرآئت سوره بلد:
مشهور شدن به نیکوکاری در دنیا – یافتن مقام بالا نزد خدا – همنشینی پیامبران و شهیدان در قیامت –در امان ماندن از خشم خدا –در امان ماندن کودک از بیماری –در امان ماندن از گردنه کوود-در امان بودن گریه کودک –دفع درد بینی در کودک

 

 

http://www.ayehayeentezar.com/signaturepics/sigpic1938_33.gif
شمس [خورشيد]

 


نخستين آيه، مشتمل بر سوگند به خورشيد و فروغش مى‏باشد.
پس از چندين سوگند متوالى، پيام سوره اين است كه: «فلاح‏» در سايه تزكيه نفس، و زيان و تباهى، در اثر پوشاندن و گمراه ساختن نفس مى‏باشد.
داستان ثمود در رابطه با «ناقه صالح‏» شاهدى بر سخن فوق است كه در سوره آمده است. این سوره بیست و ششمین سوره قرآن مجید است که بعد از سوره قدر در مكه نازل شده و 16 آيه دارد.

فضیلت و خواص قرآئت سوره شمس:
شهادت دادن همه چیز به نفع او در قیامت –به بهشت رفتن به منزله صدقه دادن –موفق گشتن – عزیز شدن نزد مردم – افزایش رزق – آرام گرفتن لرز بدن
 


http://www.ayehayeentezar.com/signaturepics/sigpic1938_33.gif

لیل (شب )

خداوند، به شب، هنگامى كه جهان و انسانها را فرا مى‏ گيرد سوگند خورده است. (آيه 1)
شب و روز، خلقت و تلاش انسانها، هدايت الهى، انذار و تبشير و قيامت و پاداش ...از مطالب اين سوره است و توجه خاصى به انفاق اموال در اين سوره مى‏باشد.
این سوره قبل از سوره «فجر» و بعد از سوره «اعلى‏» نازل شده است. 
به اين ترتيب نگاه كنيد: 
شب - فجر - ضحى (نور) - انشراح ... اين ترتيب نزولى چند سوره‏اى است كه پياپى آمده، آيا در نظام طبيعت هم چنين نيست؟!.
این سوره‏ نهمین سوره قرآن مجید است که در مکه نازل شده است و 22 آيه دارد.

فضیلت و خواص قرآئت سوره لیل:
شهادت دادن همه چیز به نفع او در قیامت- به بهشت رفتن – اعطای نعمت از جانب خدا – حل مشکلات – خوش خوابیدن – فضیلت تلاوت ربع قرآن – پذیرفته شدن نماز نزد خدا – اجابت حاجات – خواب خوب دیدن – بهبود یافتن صرع و بیهوشی

 

http://www.ayehayeentezar.com/signaturepics/sigpic1938_33.gif

ضحى [نور و روشنائى]

خداوند به روشنائى روز و فراگيرى شب قسم ياد كرده كه پيامبر را رها نكرده است (آيات 1 - 3).
مى‏دانيم كه مدتى وحى از پيامبر قطع شد و اين بهانه‏اى براى عيبجوئى مشركين بود كه خداوند با فرستادن اين آيات در جهت تقويت روحى و تاييد پيامبر رحمت‏ خود نازل كرد. 
این سوره یازدهمین سوره قرآن‌ مجید است كه در مكه نازل شده و11 آيه دارد.

فضیلت و خواص قرآئت سوره ضحی:
شهادت دادن همه چیز به نفع او در قیامت- به بهشت رفتن – شفاعت حضرت محمد(ص) – اعطای حسنات – بازگشت گمشده – حفاظت شیئ مخفی

http://www.ayehayeentezar.com/signaturepics/sigpic1938_33.gif

 

 

انشراح [گشاده شدن، وسيع شدن]

شرح صدر و فراخى سينه، كنايه از ظرفيت زياد، براى دريافت‏ حقائق و تحمل سختيهاى راه دعوت است. 
در آيه اول خداوند، عطاى چنين شرح صدرى را به پيامبر بيان مى‏كند و او را دعوت به كار مستمر و پيگير مى‏نمايد و نويد مى‏دهد كه: با هر سختى، آسانى است. 
بعضى اين سوره را با سوره قبلى‏اش، مجموعا يک سوره حساب كرده‏اند. 
نام ديگر اين سوره، «شرح‏» است.
این سوره دوازدهمین سوره قرآن مجید است که در مکه نازل شده است و داراى 8 آيه مى‏باشد. 

فضیلت و خواص قرآئت سوره انشراح:
شهادت دادن همه چیز به نفع او در قیامت- به بهشت رفتن – اعطای یقین و سلامتی – درمان سینه درد – درمان بند آمدن ادرار – رفع بیماری قلب درد – شفای زکام و سرماخوردگی

 

 

http://www.ayehayeentezar.com/signaturepics/sigpic1938_33.gif

 

 

تين [انجير]

در اين سوره به انجير و زيتون و طور سينا قسم خورده شده است. 
تين و زيتون، نام دو ميوه است، يا به درخت اين دو ميوه قسم خورده شده.
و به قول بعضى‏ها نام دو كوهى است كه دمشق و بيت المقدس بر آن استوار گشته و رمز سوگند ياد كردن به اين دو كوه و به طور سينا آن است كه اين سه جا، خاستگاه و محل بعثت بسيارى از پيامبران بوده است. 
در كنار اين سه قسم، به مكه هم سوگند ياد شده، كه محل بعثت پيامبر اسلام (ص) است.
بعد از همه اينها، سخن از انسان و آفرينش او و ايمان و عمل صالحش مى‏باشد و اينكه در اثر بى تقوائى، انسان به پست‏ ترين جايگاهها هم سقوط مى‏كند مگر مؤمنان صالح. 
این سوره بیست و هشتمین سوره قرآن مجید است که در مكه نازل شده و 7 آيه دارد.

فضیلت و خواص قرآئت سوره تین:
رسیدن به بهشت – رسیدن به پاداش بسیار – رفع ضرر غذا

 

 

http://www.ayehayeentezar.com/signaturepics/sigpic1938_33.gif

 

 

علق [خون بسته، زالو، كرم]

در آيه دوم، مبدء خلقت انسان از «علق‏» مى‏داند.
معانی دیگر این سوره كرمى زالو شكل و اسپرماتوزوئيد است.
بعضى هم علق را از ريشه تعلق و وابستگى گرفته‏اند و گفته‏اند انسان از وابستگى و تعلقات خلق شده است. 
در این سوره سخن از خواندن و آفرينش انسان و تسليم او و طغيانش به ميان آمده است. 
اين سوره اولین سوره قرآن‌ مجید است كه در غار حرا، هنگام بعثت پيامبر، در مکه نازل شده است و 19 آيه دارد.

فضیلت و خواص قرآئت سوره علق:
شهید از دنیا رفتن – همانند کسی است که در رکاب پیامبر(ص) جنگیده – پاداش تلاوت یک جزء از قرآن – در امان ماندن از غرق شدن – در امان ماندن انبار از آفت دزد – دفع بلاهای سفر

 

 

http://www.ayehayeentezar.com/signaturepics/sigpic1938_33.gif

 

 

قدر [اندازه، سنجش، ارزش]

در اين سوره، از شب ارزش آفرينى و اندازه ‏گيرى و مقدرات انسان سخن به ميان آمده است.
شبى كه از هزار ماه برتر است (در بعضى روايات شيعه، اين هزار ماه به مدت حكومت ظالمانه بنى اميه تفسير شده كه هزار ماه طول كشيده است. (به نقل الميزان جلد 20 ص 474)
و در يكى از شبهاى ماه رمضان (21 يا 23) قرار دارد، و شبى است كه قرآن در آن بر قلب پيامبر نازل گشته است.
شب اتصال مطلق ميان زمين و ملكوت اعلاست و فرود آمدن فرشته‏ها از آسمان، و شب سلامتى است. 
سوره‏اى است بسيار مبارك و با فضيلت.
اين سوره بیست و پنجمین سوره قرآن مجید است که در مكه نازل شده و 5 آيه دارد.

فضیلت و خواص قرآئت سوره قدر:
گوئی در راه خدا جهاد کردن – بخشوده شدن گناهان – پاداشی همچون یک ماه روزه گرفتن در رمضان – در امان ماندن انبار از آفت و دزد – همنشینی با بهترین مخلوقات در قیامت – درمان لرزه های اعضای بدن – در پناه خداوند بودن- حفظ اموال – افزایش برکت انبار غله

 

 

http://www.ayehayeentezar.com/signaturepics/sigpic1938_33.gif

 

 

بينه [دليل روشن و حجت آشكار]

اين سوره، بيانگر رسالت عام پيامبر نسبت به همه مشركين و يهود و نصارى است و دعوت او را از همه بشريت به آئين حق باز مى‏گويد و صلاح جامعه انسانى را در سايه اعتقاد و عمل مى‏داند.
گرايش مشركين و اهل كتاب را به ايمان توحيدى، در سايه آمدن «بينه‏» مى‏داند و خود حضرت محمد (ص) نمونه و مصداقى از اين حجت آشكار براى انديشه‏ها و پيروان اديان ديگر است.
امام باقر فرموده است: البينه محمد رسول الله «ص‏» است.
(الميزان ج 20 ص 482) به نقل از تفسير القمى) 
این سوره به نام «لم يكن‏» هم مشهور است و اين نام از آغاز سوره اقتباس شده است. 
از نام‏هاى ديگر اين سوره «اهل الكتاب‏» «قيامت‏»، «بريه‏» و «انفكاك‏» است. 
این سوره صدمین سوره قرآن مجید است که در مدینه نازل شده است و 8 آيه دارد.

فضیلت و خواص قرآئت سوره بینه:
بیزاری از مشرکان –پیوستن به دین محمد(ص) –در زمره مومنان برانگیخته شدن –اسان شدن محاسبه در روز قیامت قیامت –درمان لقوه –رسوا شدن دزد –درمان یرقان –درمان آب مروارید و پیسی-رفع هر نوع آماس –سود بخشیدن به زن باردار

موضوعات مرتبط: قران

فيزيك جهان هستي در قرآن (3)

سه شنبه
2:11 PM
حسینی
فيزيك جهان هستي در قرآن (3)

 

 “يَوْمَ نَطْوِي السَّمَاء كَطَيِّ السِّجِلِّ لِلْكُتُبِ كَمَا بَدَأْنَا أَوَّلَ خَلْقٍ”
(روزي كه آسمانها را در هم پيچيديم چون در هم پيچيدن طومار، براي نوشتن، چنانكه خلقت را از اول پديد آورديم دوباره آن را اعاده كنيم كه كار ما چنين است). 
در تفسير نمونه ذيل اين آيه چنين آمده است: 
در اين آيه تشبيه نسبت به در نورديدن طومار عالم هستي در پايان دنيا شده است، در حال حاضر اين طومار گشوده(منبسط) شده و تمام نقوش و خطوط آن خوانده مي شود و هر يك در جايي قرار دارد، اما هنگامي كه فرمان رستاخيز فرا رسد، اين طومار عظيم با تمام خطوط و نقوشش [آسمانها، كهكشانها و ... ] در هم پيچيده خواهد شد ... سپس اضافه مي‌كند “همانگونه كه ما در آغاز آن را ايجاد كرديم باز هم بر مي‌گردانيم”. [31]
خلاصه اينكه كائنات و جهان خلقت از به هم پيوستگي اوليه شكافت و عالم منبسط شد و توسعه يافت، يك روزي عكس اين حالت رخ مي دهد و جهان منقبض و مثل طومار جمع مي شود و به حالت اوليه‌اي كه خالق هستي اراده فرموده بر مي‌گردد. 

شرح مختصر علمي: 
 

به عقيده فيزيكدانان، مسير تكوين عالم از اين پس به مقدار ماده‌اي كه در آن مي‌گنجد بستگي دارد، زيرا تركيب گراني همه كهكشانها همواره در كار است تا از انبساط شتابان آن جلوگيري كند. اگر عالم حاوي جرم كافي باشد، دير يا زود اين انبساط به تدريج كند مي شود، باز مي‌ايستد، و جهت آن بر عكس مي شود [وشروع به كار مي‌كند] در اين صورت تمامي پيدايش به رمبش لگام گسيخته‌اي به صورت يك “انفجار عظيم” نوعي تصوير آينه‌اي مهبانگ، شروع مي‌كند. [32]
كيهان‌شناس و رياضيدان و فيزيكدان نابغه انگليسي، “استيفن هاوكينگ” كه تقريباً همه بدن او فلج اما ذهنش سراسر عالم را در مي‌نوردد و پژوهش‌هاي بسيار گسترده‌اي در مورد جهان آفرينش دارد و واضع نظريه سياهچالهاي فضايي نيز مي باشد، در مورد انقباض عالم، پژوهش‌هاي فراواني انجام داده است. او در كتاب تاريخچه زمان مي‌نويسد: نظريه نسبيت عالم انيشتين، مستقلاً پيش‌بيني مي‌كرد كه(زمان ـ فضا) به هنگام تكينگي انفجار بزرگ، آغاز شده و پايان آن اگر كل كيهان دوباره در هم فرو نشيند، در موقع تكينگي انقباض بزرگ رخ مي دهد ... [33]
هاوكينگ پس از يك سري توضيحات مفصل علمي ادامه مي دهد: 
“با اين همه، به نظر مي‌رسد كه مسير تاريخ كيهان در زمان حقيقي، تفاوت بسياري با مسير آن در زمان موهومي داشته باشد. تقريباً كيهان در ده يا بيست هزار ميليون سال قبل كمترين اندازه را داشته كه برابر بوده است با بيشترين شعاع مسير آن در زمان موهومي. سپس در زمان‌هاي حقيقي بعد از آن، كيهان همانند مدل تورم‌زايي بي‌سامان يعني مدل لينده انبساط يافته است. از آن پس كيهان به همين نحو به انبساط خود ادامه داده و سرانجام دوباره، آنقدر منقبض مي شود تا همانند يك تكينگي در زمان حقيقي به نظر آيد”. [34]
“ژان گيتون” و دو فيزيكدان ديگر در كتاب “خدا و علم” مي‌نويسند: 
“... اگر جرم كلي جهان فوق، يك حد نهايي مطلوب باشد، آنگاه، در انتهاي زماني كم و بيش دراز، مرحله انبساط به پايان خواهد رسيد. در اين صورت، ممكن است كه يك انقباض جديد، عالم را به نقطه ابتدايي خود بازگرداند، آنگاه ماده تشكيل دهنده كهكشانها، ستارگان، كرات، تمام اينها تا درجه‌اي فشرده خواهد شد كه دوباره مبدل به يك نقطه رياضي حذف كننده فضا و زمان شود”. [35]
در اينجا براي تأييد علمي انقباض عالم به بررسي جرم و گرانش عالم مي‌پردازيم: 

چگالي جرم ـ انرژي عالم
انيشتين در نظريه نسبت خود، پيشگويي كرد كه انحناي فضاـ زمان با چگالي جرم ـ انرژي عالم متناسب است. به بيان ساده‌تر، اگر جرم ـ انرژي كافي در عالم وجود داشته باشد، گراني مربوط به اين جرم انرژي سرانجام مي تواند انبساط عالم را متوقف كند. اگر جرم ـ انرژي كافي وجود نداشته باشد، عالم براي هميشه منبسط خواهد شد. محاسبه چگالي لازم براي هر مدل امكان‌پذير است و اين ارقام در جدول زير درج شده است. 
اگر برآورد ما از چگالي عالم، فقط به اشياي درخشاني مانند كهكشانها، ستارگان و ابرهاي روشن محدود مي‌شد، چگالي حاصل از محاسبه ما 3
g/cm 10 به توان منفي 21 مي‌بود، كه نشان مي دهد جرم ـ انرژي كافي براي “بسته” بودن عالم وجود ندارد و عالم هميشه در حال انبساط است. اما، با گذشت هر سال اكتشافات جديدي از ماده تاريك موجود در كهكشانها به عمل مي‌آيد. بررسيهاي اخير پرتو x حاكي از تابش زمينه پرتو x است كه ممكن است منشأ آن منافع بي نور عالم باشد. اخترشناسان با بررسي تابش فروسرخ در حال شناسايي تعداد زيادي كوتوله‌هاي سرخ سرد هستند كه تا چند سال پيش ناشناخته بودند همچين بايد جرم همه سياهچاله‌هايي را كه فكر مي‌كنيم وجود دارند به حساب آوريم. نكته بسيار مهم ديگري كه به ادراك ما از جرم ـ انرژي عالم افزوده شده ناشي از تاج نامرئي عظيمي (پر جرمي) است كه فكر مي‌كنيم كهكشان راه شيري ما را احاطه كرده باشد. اگر همه كهكشانها (يا حتي فقط مارپيچها) تاجهايي پر جرم داشته باشند، مي توانند جرم شناخته عالم را با ضريب چشمگيري افزايش دهند. از اين گذشته اگر كهكشانها مراكز ابر جرم (از نوع سياهچاله) داشته باشند ممكن است پر جرم‌تر از آنچه قبلاً فكر كرده‌ايم، باشند اخترشناسان در آستانه دسترسي به تكنيك‌هاي جديد و اكتشافات تازه‌اي هستند كه سر رشته‌هايي از جرم ـ انرژي كافي براي بسته بودن عالم به دست ما بدهد. 
 

 
فراواني دوتريم
 

دوتريم در پي رويداد مهبانگ در مراحل اوليه تكامل عالم تشكيل شد. چون درصد ماده‌اي كه به صورت دو تريم(هيدروژن سنگين) باقي مانده است، به چگالي دوتريم اوليه عالم بستگي دارد، و چون چگالي فعلي آن نيز به چگالي دوتريم اوليه مربوط مي شود، درصد دوتريم فعلي در عالم امروز، آزموني براي مدلهاي كيهان‌شناختي به وجود مي‌آورد. فراواني دوتريم يافت شده نشان مي دهد كه چگالي اوليه دوتريم به طور قابل ملاحظه‌اي بيشتر از آن بوده است كه امروزه فقط با ماده روشن مشخص مي شود. از اين رو فراواني دوتريم حاكي از آن است كه ماده تاريك بيشتري در مقايسه با ماده روشن وجود دارد. [36]
كشف حيرت‌انگيز ماده‌ي تاريك عالم(7):
بيش از نيم قرن است كه مسئله ماده تاريك در جامعه فيزيك مطرح شده است كيهان‌شناسان دريافته‌اند كه كهكشانهاي مارپيچي، فقط با وجود ستاره‌ها و سحابي‌هايشان نمي توانند سرعت دوراني رصد شده در آنها را توجيه كنند. سرعت گردش ستاره‌ها به دور مركز كهكشان در نواحي حاشيه‌اي كهكشان، مي‌بايست كُندتر از هر جاي ديگري درون كهكشان باشد اما اين طور نيست و ستاره‌هاي بيرون كهكشان با سرعت زيادي در حركت‌اند، اين نوع حركت كهكشان نشان از وجود گرانش عظيم ماده‌اي دارد كه در نواحي بيرون كهكشان پنهان شده است. از سوي ديگر جرم ناپيداي مشابهي با گرانش عظيم در خوشه‌هاي كهكشانها وجود دارد. در واقع تمام آنچه به صورت ستاره‌ها و اجزايشان، سحابي‌ها و ابرهاي ميان ستاره‌اي و ميان كهكشاني و تمام ماده عادي، يا آن طور كه در فيزيك نام مي‌بريم ماده باريوني، مي‌شناسيم، فقط 4 درصد جرم كل عالم است و ماده تاريك سهم بسيار بزرگي از جرم در كيهان را اشغال مي‌كند. به طور مثال در كهكشان راه شيري فقط 10 درصد جرم به صورت ماده باريوني، مانند ستاره‌ها و گازهاي ميان ستاره‌اي، است 90 درصد ديگر را ماده تاريك تشكيل مي دهد!
در سالهاي اخير، نامزدهاي مختلفي از نوع ماده باريوني و ديگر مواد شناخته شده طبيعت براي ماده تاريك مطرح شدند. به نظر مي‌رسيد كوتوله‌هاي قهوه‌اي(اجرامي با جرم كمتر از ستاره كه دماي كافي براي همجوشي نارس مي‌مانند) كه بسيار كم فروغ‌اند اجرام پر شماري در هاله كهكشان باشند اما مشاهدات ريز همگرايي‌هاي گرانشي وجود مقدار كلان جرم به صورت كوتوله‌هاي قهوه‌اي را در هاله كهكشان رد كرد. در اين روش اخترشناسان اثر گرانشي اين كوتوله‌هاي قهوه‌اي ناپيدا در هاله كهكشان را بر نور ستاره‌هاي زمينه رديابي مي‌كردند، نامزد باريوني ديگر براي ماهيت ماده تاريك، مي تواند ابرهاي ملكولي تاريك باشد. اين ابرهاي ملكولي درون كهكشان‌ها پراكنده‌اند و به علت خنثي بودن تابش ندارند. اما به نظر مي‌رسد اين نوع ابرها نيز سهم قابل توجهي از جرم كيهان را نداشته باشند. از طرف ديگر يكي از نامزدهاي غير باريوني ماده تاريك ذرات نوترينو است. نوترينوها داراي جرم اما با بر همكنش بسيار ضعيف با ماده باريوني‌اند. ممكن است سهمي از ماده تاريك داشته باشند، فيزيكدانان نام ذرات سنگين و ناپيداي غيرباريوني را WIMPسر واژه Massive Interacting Weakly يا ذرات سنگين با بر همكنش ضعيف گذاشته‌اند كه به علت بر همكنش ضعيف به سختي قابل آشكارسازي‌اند. 

 

دراين تصوير نماي نور مرئي خوشه ي کهکشانهاي گلوله ي با نماي پرتو x خوشه که نشان دهنده ي توده گاز داغ و گلوله مانند، وسط تصوير است ترکيب شده و سپس نقشه برداري توزيع ماده به روش همگرايي گرانشي وجود جرم نامرئي بسيار زيادي را علاوه بر کهکشانها در خوشه نشان مي دهد.(درون خط خاکستري)
به تازگي گروهي از اخترشناسان دانشگاه آريزونا با استفاده از تلسكوپ‌هاي فضايي چاندرا(پرتوايكس) و تلسكوپ هابل و چند تلسكوپ بزرگ زميني به رصد و بررسي تصادم بين دو خوشه از كهكشان‌ها پرداختند. اين خوشه كهكشان‌ها، در فاصله بيش از 3 ميليارد سال نوري از ما، “خوشه گلوله” نام دارد و حدود 100 ميليون سال پيش از برخورد بسيار شديد بين دو خوشه شكل گرفته است. نام اين خوشه به علت وجود ابر هيدروژن عظيم و گلوله شكلي از گاز ابر داغ(پلاسما) در يك سوي آن است كه در تصاوير پرتو ايكس چاندرا به خوبي نمايان است، دماي اين گاز ميان كهكشاني صد ميليون كلوين است. 
در اين جفت خوشه برخوردي دو بخش ماده “روشن” و “تاريك” تحت فرايند برخورد از يكديگر جدا شده است. بيشتر جرم روشن خوشه‌هاي كهكشانها، شامل ستارگان درون كهكشان و پلاسما يا گاز داغ و يونيده ميان كهكشاني است. اگر بتوان با ساز و كاري ماده باريوني روشن ساختار را از كل ساختار جدا كرد، در اين صورت اثر گرانشي آنچه مي‌ماند مربوط به ماده تاريك است. البته برخورد دو خوشه چنين فرصتي را به كيهان‌شناسان داده است. اين دو خوشه حدود صد ميليون سال قبل، از درون يكديگر رد شده‌اند اما پلاسماي موجود در فضاي ميان كهكشاني دو خوشه با يكديگر ادغام و درگير شده‌اند و از كل ساختار كهكشانها و ماده “تاريك” جا مانده‌اند. 
گام بعدي نقشه‌برداري از توزيع ماده دو خوشه به كمك اثر همگرايي گرانشي آنها بود. جفت خوشه برخوردي نور كهكشانهاي دورتر زمينه را در سر راه رسيدن به زمين، خميده مي‌كند و مانند يك عدسي غول‌آساي كيهاني سبب همگرايي پرتوهاي نور كهكشان‌هاي زمينه و آشفته شدن تصوير آنها مي شود. از نقشه‌برداري همگرايي، گرانشي ضعيف ايجاد شده در تصوير كهكشان‌هاي پس زمينه، توزيع كل ماده در ساختار خوشه برخوردي به دست آمد. اما جالب اين كه نقشه توزيع فضايي ماده كه از اين روش به دست آمده است با توزيع سيال پلاسما(گاز داغ ميان كهكشاني كه بيشتر جرم روشن ساختار را تشكيل مي دهد) در تصوير پرتو ايكس چاندرا تطابق ندارد. نقشه گرانشي محل تمركز بيش‌تر جرم كل ساختار را به جاي قلمرو گاز داغ جاي ديگري نشان مي دهد، دو منطقه بسيار گسترده در هاله هر كدام از خوشه‌ها. در واقع جرم عظيم موجود در هاله نه تنها تابش الكترومغناطيس آشكار شده‌اي ندارد، بلكه در عبور هر خوشه از يكديگر هيچ بر همكنشي با محيط اطراف و حتي با ماده هم نوع خود از خوشه ديگر نداشته است. آنها همچون اشباحي از ميان هم عبور كرده‌اند و همراه خوشه‌هاي ميزبان خود، از صحنه برخورد گريخته‌اند، در حالي كه پلاسماي ميان كهكشاني در ميان دو خوشه در فرايند برخورد درگير شده و جا مانده است. 
اين كشف بزرگ كه نخستين بار در تاريخ كيهان‌شناسي نقشه دقيق قلمرو و جرم ماده تاريك را در خوشه‌هاي كهكشان‌ها نشان مي دهد، آغاز غلبه نظريه ماده تاريك بر نظريه “موند” يا رهيافت “گرانش تعميم يافته” است و نويدي براي فيزيكدانان ذرات بنيادي است كه در جستجوي و يمپ‌ها، يعني ذرات ناشناخته سنگين و با بر همكنش بسيار ضعيف‌اند. [37]
با عنايت به موارد مذكور نتيجه‌گيري مي شود كه جرم كافي براي انقباض عالم موجود مي باشد. اينها، نمونه‌هاي از آيات قرآن كريم در ارتباط با موضوع كيهان‌شناسي بود. البته موارد متعدد ديگري نيز در اين زمينه هست كه شرح آنها در اين مقاله نمي‌گنجد. اميد است مفسران گرانقدر قرآن، همانطور كه علماي بزرگ سابقاً درس نجوم و رياضي را در حوزه‌ها مطالعه مي‌فرمودند با مطالعه آخرين كتب و مقالات حاوي پيشرفتهاي بشر در اين زمينه‌ها اطلاعات خود را بروز برسانند تا استفاده‌كنندگان از تفسير آنان به خصوص نسل جوان بهره بيشتري برده و به مسيري كه قرآن آنان را هدايت مي‌كند كه همانا رستگاري و سعادت فرد و جامعه در آن مي باشد رهنمون گردند. 
نكته ديگر اينكه، در دوران شكوفايي تمدن اسلامي، دانشمندان مسلمان حرف اول را در نجوم و رياضي و ستاره‌شناسي مي‌زده‌اند و رصدخانه‌هاي فراواني در ممالك اسلامي فعال بوده‌اند. يكي از اين مراكز رصدخانه مراغه بود. زنده‌ياد پرفسور محمد عبدالسلام فيزيكدان فقيد و برجسته پاكستاني و برنده جايزه نوبل فيزيك در سال 1979 ميلادي مي‌نويسد: 
“رصدخانه مراغه با بيست اخترشناس از سرتاسر دنياي اسلام تحت سرپرستي دانشمند بزرگ خواجه نصرالدين طوسي احتمالاً اولين رصدخانه جهان به معناي واقعي كلمه بود” [38]
متأسفانه، به دلايل مختلف، تمدن اسلامي شكوفايي خود را از دست داد و پرداختن به علوم تجربي نيز به فراموشي سپرده شد و نتيجه آن شد كه قرون اخير در ممالك اسلامي، رخ داده است؛ اكنون كه در آستانه قرن بيست و يكم ميلادي هستيم، ضمن افتخار به گذشته درخشان اسلام و خدمات شاياني كه دانشمندان مسلمان مثل بوعلي سينا، فارابي، بيروني، ابن هيثم، رازي، جابربن حيان و ... در پيشرفت شاخه‌هاي مختلف علوم از قبيل طب، رياضي، فيزيك، شيمي و نجوم داشته‌اند با يادآوري اين مطلب كه اروپاييان با دريافت اين علوم از مسلمانان و ترجمه كتب آنها به پيشرفت‌هاي بعدي نائل شده‌اند. آنچه در حال حاضر، ضروري بنظر مي‌رسد، اين است كه دانشمندان گرانقدر فعلي خود را در تمام زمينه‌ها به ويژه علوم پايه مورد حمايت مادي و معنوي قرار دهند و بودجه‌هاي تحقيقاتي مراكز علمي و پژوهشي را افزايش دهيم و با برنامه‌ريزي‌هاي مناسب در توليد علم و فن‌آوري در همه زمينه‌هاي علمي بكوشيم. البته جاي خوشحالي است كه در اين سالها، پيشرفتهاي خوبي هم داشته‌ايم. 

 

کهکشان مارپيچي 3370 NGC درصورت فلکي اسد، در زمينه تصوير ژرف تلسکوپ فضايي هابل از اين کهکشان چند هزار کهکشان دور دست در فاصله هاي چند ميليارد سال نوري از ما شناسايي شده است.
نكته ديگر، اينكه چه خوب است همه مردم، همانطور كه از طريق اخبار علمي به طور مرتب توسط رسانه‌هاي جمعي مثل صدا و سيما و مطبوعات و اينترنت و ... در جريان پيشرفتهاي علمي بشر در رشته ستاره‌شناسي و شناخت جهان هستي و تحولات كاينات قرار مي‌گيرند و يا حتي به طور طبيعي و معمولي در شبهاي صاف به خصوص در مناطقي كه آسماني صاف و به دور از آلودگي هوا دارند به آسمان زيبا با اين همه ستاره‌ها، نظاره مي‌كنند، اندكي هم به تأمل و تفكر در رمز كائنات بپردازند. زيرا به طور يقين شناخت و معرفت آنها نسبت به خداوند متعال كه خالق اين همه نظم و زيبايي و عظمت مي باشد، بيشتر خواهد شد و به قول سعدي: 
اين همه نقش عجب بر در و ديوار وجود
هر كه فكرت نكند، نقش بود بر ديوار
كوه و دريا و درختان همه در تسبيحند
نه همه مستمعي فهم كند اين اسرار
و اتفاقاً قرآن از كساني كه در اينگونه امور، بي تفاوت هستند؛ گله و شكايت مي‌كند و آنها را مورد نكوهش قرار مي دهد چنانكه در آيه 105 سوره يوسف مي فرمايد: 
“وَ كَأَيِّن مِّن آيَهٍ فِي السَّمَاوَاتِ وَ الأَرْضِ يَمُرُّونَ عَلَيْهَا وَ هُمْ عَنْهَا مُعْرِضُونَ”. 
(و [اين مردم بي خرد] چه بسيار بر آيات و نشانه‌هاي قدرت الهي در آسمانها و زمين مي‌گذرند و از آن روي مي‌گرداند. 
[و اعراض از تأمل و تفكر در آن مي‌كنند.]
در پايان با اين شعر زيباي مولانا مطلب را به پايان مي‌رسانم: 
چون نمي‌داند دل داننده‌اي؟ 
هست با گردنده گرداننده‌اي
تو قياس از گردش كيهان بگير 
گردشش از كيست؟ از عقل منير
جمله اطباق زمين و آسمان 
همچو خاشاكي در آن بحر روان
گردش هر باد از معني اوست 
همچو چرخي كو اسير آب جوست
جنبش كفها ز دريا روز و شب 
كف همي بيني و دريايي عجب
ما چو كشتيها به هم بر مي‌زنيم 
تيره ي چشميم و آب روشنيم
اي تو در كشتي تن رفته به خواب 
آب را ديدي، نگر در آب آب
آب را آبي است كو مي‌راندش 
روح را روحي است كو مي‌خواندش
ماهيانيم و تو درياي حيات
زنده‌ايم از لطفت اي نيكو صفات
تو نگنجي در كنار فكرتي 
ني به معلولي قرني چون علتي
عاشق صنع خدا بافرّ بود 
عاشق مصنوع، او كافر بود
در پايان از خداوند تبارك و تعالي درخواست داريم به همه، توفيق درك مفاهيم عميق قرآني و عمل به قرآن را عنايت فرمايد. انشاءالله. والسلام عليكم و رحمه الله و بركاته.

پي‌نوشت‌ها:
 

1. ليپتون.LEPTON ذرات سبک تر غير کوارک متعلق به جسم و ماده معمولي يعني الکترونها ونوترونها به خاطر واژه ي يوناني "سبک"، "ليپتون" ناميده مي شوند.
2. نوترينو NEUTRINO يکي از ذرات بنيادي است.
3. کوتوله DWARF
4. کهکشان مارپيچي SPIRAL GALAXY
5. خوشه كهكشان Cluster of Galaxies
6. گروه محلي Local Group
7. ماده تاريك Dark matter
* عضو هيئت علمي دانشكده‌ي علوم قرآني تهران
عضو پيوسته‌ي انجمن فيزيك ايران
عضو پيوسته‌ي انجمن نجوم ايران
 

منابع:
1 -آيت‌الله مكارم شيرازي، تفسير نمونه، ج3، ص 389. 
2 -احمد سياح، فرهنگ دانشگاهي 1 ترجمه المنجد الأبجدي ـ عربي به فارسي، ص 431(انتشارات اسلام، چاپ دوم، 1374 تهران)
3 -علامه طباطبايي(ره) تفسير الميزان ترجمه سيد محمد باقر موسوي همداني، ج7، ص 182، پي تفسير آيه 59، سوره انعام. 
4 -همان، ج 20، صص 307 و 308. 
5 -ابراهيم ويكتوري، ماده تاريك يا جرم گمشده، ماهنامه علمي نجوم، شماره 127، تير ماه 1382، ص 17. 
6 -رابرت تي. ديكسون(Robert. T. Dixon)، نجوم ديناميكي(Dinamic Astronomy) ترجمه: احمد خواجه نصير طوسي، مركز نشر دانشگاهي، چاپ اول 1382، ص 556. 
7 -ت. يادمانابان(Thanu و Padammalhan)، حكايت خلقت عالم پس از نخستين سه دقيقه(After trhe first three minutes the stony of our unverse) ترجمه: دكتر محسن شادمهري، فاضله خواجه نبي، انتشارات ققنوس، چاپ دوم، اسفند ماه 1384، ص 14. 
8 -منبع شماره 6، (نجوم ديناميكي)، ص 500 الي 526. 
9 -منبع شماره‌ي 7، (حكايت خلقت عالم پس از نخستين سه دقيقه)، صص 17 و 13 و 12.
10 -دكتر مهدي گلشني، قرآن و علوم طبيعت، صص 102 و 120 -119(نشر مطهر، 1375، تهران)
11 -زركشي، بدرالدين، (م 794 هـ ق) البرهان في علوم القرآن، ج 2، ص 48
12 -سيد محمد علي ايازي، قرآن و تفسير عصري، صص 196 -194 و 4142(دفتر نشر فرهنگ اسلامي 1376)
13 -محمد علي رضايي اصفهاني، درآمدي بر تفسير علمي قرآن، (انتشارات اسوه، 1375)، ص 340 به نقل از آيت‌الله محمد هادي معرفت.
14 -همان، صص 348 -327 به طور مشروح موافقين تفسير علمي را بيان نموده است.
15 -دكتر بوكاي، مقايسه‌اي ميان: تورات، انجيل، قرآن و علم، ترجمه‌ي مهندس ذبيح‌اله دبير، صص 226 -225(دفتر نشر فرهنگ اسلامي، چاپ ششم، 1374)
16 -ترجمه الميزان، ج 18، پي تفسير سوره‌ي ذاريات، ص 573
17 -تفسير نمونه، (زير نظر آيت‌الله مكارم شيرازي) ج 22، ص 373
18 -همان، ص 373، به نقل از “مرزهاي نجوم” ترجمه‌ي رضا اقصي صص 340 -338
19 -همان ص 374 به نقل از “آغاز و انجام جهان” صص 77 -74(با تلخيص)
20 -همان ص 374 به نقل از “آغاز و انجام جهان” صص 77 -74(با تلخيص)
21 -همان منبع 20، ص 375
22 -همان منبع 6، (نجوم ديناميكي)، ص 556.
23 -پاول هاچ، ساختار ستارگان و كهكشان‌ها، ترجمه توفيق حيدرزاده(سازمان جغرافيايي و كارتوگرافي گيتاشناسي، 1372) صص 261 -250
24 -ترجمه‌ي تفسير الميزان، ج 14 ص 391
25 -تفسير نمونه، ج 13، ص 394
26 -ماركوس چرون 1994. 26 feb، new Scintist و ترجمه‌ي بهرام معلمي(ماهنامه‌ي نجوم، شماره 35، مرداد 1373) صص 10 -8
27 -ژان گيتون، گريشكابوگدانف ـ خدا و علم، ترجمه دكتر عباس آگاهي، صص 36 و 31(دفتر نشر در فرهنگ اسلامي 1374)
28 -استيفن هاوكينگ،Hawking, Stephen willian جهان در پوست گردو، (دنباله‌ي كتاب تاريخچه‌ي زمان) ترجمه محمد رضا محجوب، انتشارات حرير، چاپ سوم، 1384، صص 117 و 118
29 -همان، صص 229 الي 301
30 -ترجمه‌ي الميزان، ج 7، ص 182.
31 -تفسير نمونه، ج 13، ص 513.
32 -همان منبع رديف 19، ص 11.
33 -استيفن هاوكينگ، تاريخچه‌ي زمان از انفجار بزرگ تا سياهچاله‌ها، ترجمه‌ي: حبيب‌الله دادفرما ـ دكتر زهره دادفرما، ص 143
34 -همان، ص 171 -169
35 -ژان گيتون ... خدا و علم، ترجمه‌ي دكتر عباس آگاهي، ص 173
36 -همان منبع 6، (نجوم ديناميكي)، صص 562 و 563.
37 -دكتر سهراب راهوار، كشف حيرت‌انگيز ماده‌ي تاريك، ماهنامه‌ي نجوم، شماره‌ي 162، شهريور 1385 صص 16 و 17. براي مطالعه‌ي بيشتر به اين منبع مراجعه فرماييد:
http:chandra.nasa.govuanews.org
پايگاه خبري دانشگاه آريزونا
38 -محمود طيار مراغي. فصلنامه‌ي وقف ميراث جاويدان، شماره‌ي 14 به نقل از: دكتر سيد حسين نصر، علوم و تمدن در اسلام، ترجمه‌ي احمد آرام، ص 70.
مجموعه مقالات همایش ملی قرآن و علوم طبیعی، تهیه و تنظیم دانشگاه آزاد اسلامی واحد مشهد، زیر نظر بنیاد پژوهش های قرآنی حوزه و دانشگاه، تهران، موسسه انتشاراتی بنیاد پژوهش های قرآنی حوزه و دانشگاه و انتشارات سخن گستر، چاپ یکم ـ زمستان 1385. 


موضوعات مرتبط: قران

فيزيك جهان هستي در قرآن (2)

سه شنبه
2:10 PM
حسینی

 

ما معتقديم كه قرآن، كتاب هدايت براي انسانهاست و حاوي تمام چيزهايي است كه بشر در حوزه ي ايمان و عمل به آنها نياز دارد. به نظر ما، قرآن يك دائره‌المعارف علمي نيست و نبايد الزاماً قرآن را با نظريه‌هاي متغير علمي تطبيق داد. از طرف ديگر، نمي توان كتمان كرد كه در قرآن اشاره‌هاي مكرر به پديده‌هاي طبيعي آمده است. اما اينها براي تعليم علوم نيست بلكه هدف آنها تشويق مردم است، به تعلم علوم طبيعي و در نتيجه به عظمت خلقت و در نهايت نزديكي به خالق جهان.[10]
اما همين قرآن ما را به تدبر در آياتش و تعقل و تفكر فرا خوانده است: 
“كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ إِلَيْكَ مُبَارَكٌ لِّيَدَّبَّرُوا آيَاتِهِ وَ لِيَتَذَكَّرَ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ”(ص، 29)
(كتابي خجسته بر تو فرستاده‌ايم تا در آيات آن بينديشيد و خردمندان دريابند و پند گيرند).
“إِنَّ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَ الأَرْضِ وَ اخْتِلاَفِ اللَّيْلِ وَ النَّهَارِ ... لآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يَعْقِلُونَ”(بقره، 164)
(در خلقت آسمانها و زمين و اختلاف شب و روز و ... در همه ي اينها آيات روشني بر وجود خدا براي اهل تعقل است). 
“كَذَلِكَ نُفَصِّلُ الآيَاتِ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ “(يونس، 24)
“أَوَلَمْ يَتَفَكَّرُوا فِي أَنفُسِهِمْ ...”(روم، 8)
نكته‌اي كه بايد بپذيريم اين است كه براي فهم بهتر آيات قرآني تنها معلومات عميق زبان عربي كافي نيست بلكه علاوه بر آن بايد واجد اطلاعات علمي بسيار متنوع نيز بود. اين حقيقت از گذشته‌هاي بسيار دور، مورد تأكيد قرآن ‌پژوهان قرار گرفته كه: 
“كل من كان حظه في العلوم اوفر، كان نصيبه من علم القرآن اكثر”[11]
(كسي كه از علوم زمانه ي خود بيشتر بداند، نصيبش از حقيقت قرآن بيشتر است). بنابراين، سخن از تفسير عصري به معناي منطبق كردن علوم بر قرآن نيست بلكه سخن از پرده‌برداري از معناي آيه در سايه ي دانستنيهاي بيروني است. يكي از ويژگيهاي تفسير عصري، تفسير علمي است اما تأكيد مي‌كنيم كه منظور از تفسير علمي در اين جايگاه اين است كه بايد از علوم موجود هر عصر، در فهم نكات قرآن استفاده شود، زيرا در قرآن موارد بسياري از مسائل خلقت زمين و آسمان، شمس و قمر، مشارق و مغارب، بروج و نجوم، شب و روز، ابر و باران، و دهها مسئله آفرينش هستي، سخن گفته شده است كه در آنها مفاهيم فيزيكي و رياضيات نهفته مي باشد. مسلماً فهم كامل و تفسير منطقي اين دسته از آيات، متوقف بر دانستنيهايي از علوم تجربي و انساني و تحولات علمي روز است. زيرا مفسر در برابر اين همه آيات، ناچار به توضيح است، بايد نكات دشوار و پيچيده آنها را بيان كند. موضوع قرآن را در برابر بسياري از مسائلي كه خود به آنها اشاره كرده است، شرح دهد و چنين كاري با تفسير عصري و علمي ممكن است، به اين معنا كه معارف قرآن را به گونه‌اي بيان كند كه دست كم با مسلميات علوم روز منافاتي پيدا نكند. ما معتقديم، قرآن كلام وحي و مافوق نظريات علمي است و سخنش برخاسته از فرهنگ زمانه و متأثر از دانستنيهاي آن زمان نيست تا قرآن در طرح اين مسائل، عقايد آنان را در نظر گرفته باشد و طبق سليقه و اعتقاد آنان سخن گفته باشد بلكه قرآن در طرح نظريات علمي قصد جدي داشته است. 
خداوند با آگاهي‌اي كه از تمام پديده‌هاي جهان دارد، به گونه‌اي سخن گفته است كه مردم آن روز و هر عصر ديگر وحشت نكنند و سخن قرآن براي آنان، نامأنوس جلوه نكند؛ “قُلْ أَنزَلَهُ الَّذِي يَعْلَمُ السِّرَّ فِي السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ”(فرقان، 6):(بگو قرآن را كسي فرستاده است كه از اسرار هستي آن گونه كه هست اطلاع دارد) اما مخالف با حقيقت جهان هم سخن نگفته و چنانكه فرموده: “وَ إِنَّهُ لَكِتَابٌ عَزِيزٌ، لَا يَأْتِيهِ الْبَاطِلُ...”(فصلت، 41)(به راستي آن كتاب ارجمندي است، از پيش رو و از پشت سرش، باطل به سويش نمي‌آيد). يعني معني ندارد، قرآن چيزي را بگويد كه با حقايق علمي ناسازگار و بر خلاف آن باشد و با علم به باطل بودنش باطل را قصد كند. بنابراين، مفسر عصري بايد در قسمتهايي از آيات مربوط، مفسر علمي هم باشد و نكات و اشاره‌هاي قرآن را به خوبي توضيح دهد. اما مرز ميان دانستني‌ها و تئوري‌ها و فرضيه‌هاي علمي همچنان محفوظ و مفسر در اين ميدان گام‌سوز و محتاط است.[12] و بايد در نظر بگيريم كه: “قرآن قطعي است و علوم غيرقطعي، بنابراين بايد علوم بر قرآن تطبيق شود نه بالعكس”.[13] البته برخي از مفسرين گذشته و معاصر در تفاسير خود از مطالب علمي استفاده نموده‌اند. به طور مثال علامه طباطبايي(ره) و آيت‌الله مكارم شيرازي و ... با رعايت اعتدال از تفسير علمي در موارد لزوم استفاده فرموده‌اند.[14]
ما در اينجا فقط به چند نمونه از آيات قرآن كه درباره نجوم و رياضيات و فيزيك ستارگان اشاره فرموده، مي‌پردازيم. 

انبساط عالم: 
 

“وَ السَّمَاء بَنَيْنَاهَا بِأَيْدٍ وَ إِنَّا لَمُوسِعُونَ”(ذاريات، 47)
(ما آسمانها را با قدرت بنا كرديم و همواره آن را وسعت مي‌بخشيم. [بسط مي‌دهيم]
انبساط جهان باشكوهترين پديده ي مكشوف دانش نو مي باشد و معرفتي است كه امروزه كاملاً به ثبوت رسيده و مباحثات تنها درباره الگويي است كه طبق آن انجام مي‌گيرد. 
انبساط جهان كه از تئوري نسبيت عمومي انيشتين الهام گرفته و در سال 1929 كشف آن توسط ستاره‌شناس امريكايي ادوين “هابل” اعلام شد؛ مبناي فيزيكي در بررسيهاي طيف كهكشانها دارد، تغيير محل طيفها با قاعده معين به سوي قرمز به وسيله‌ي دور شدن كهكشانها از يكديگر بيان شدني است. لذا وسعت جهان، پيوسته رو به ازدياد است و هر قدر فاصله از ما بيشتر شود فراخي به همان اندازه زيادتر خواهد گرديد. 

شرح آيه: 
 

آنچه به “ما آن را بسط مي‌دهيم ـ وسعت مي‌بخشيم” ترجمه شده ي اسم فاعل جمع “موسعون” از فعل “اوسع” است كه در مورد اشياء؛ عريض كردن، گستردن، وسيع‌تركردن، جادارتركردن معني مي دهد. عده‌اي كه براي تفسيرشان از آراء علمي صلاحيت‌دار استفاده مي‌كنند؛ همين معني را كه نقل شد، عرضه مي‌دارند. همچنين تفاسير “منتخب” كه از طرف “شوراي عالي امور اسلامي قاهره” نشر شده، انبساط جهان را بدون كمترين ابهام مي‌كنند.[15]
مرحوم علامه طباطبايي(ره) در توضيح يكي از معاني موسعون مي‌نويسند: منظور توسعه دادن به خلقت آسمان خواهد بود كه بحثهاي رياضي امروز هم آنرا تأييد مي‌كند.[16]
در تفسير نمونه ي ذيل اين آيه چنين آمده: 
... با توجه به مسأله آفرينش آسمانها در جمله قبل و با توجه به كشفيات اخير دانشمندان در مسأله “گسترش جهان” كه از طريق مشاهدات حسي نيز تأييد شده است، معني لطيف‌تري براي آيه مي توان يافت و آن اينكه خداوند آسمانها را آفريده و پيوسته گسترش مي دهد. [17]
در كتاب “مرزهاي نجوم” نوشته ي”فرهويل” مي‌خوانيم: “تندترين سرعت عقب‌نشيني كرات [كهكشانها] كه تاكنون اندازه‌گيري شده نزديك به 66 هزاركيلومتر در ثانيه است، كهكشانهاي دورتر در نظر ما به اندازه‌اي كم نورند كه اندازه‌گيري سرعت آنها به سبب عدم نور كافي دشوار است، تصويرهايي كه از آسمان برداشته شده است، آشكارا اين كشف مهم را نشان مي دهد كه فاصله ي اين كهكشانها بسيار سريع‌تر از كهكشانهاي نزديك افزايش مي‌يابد”.[18]
“جان الدر” در اين زمينه مي گويد: “جديدترين و دقيق‌ترين اندازه‌گيريها در طول امواجي كه از كهكشانها پخش مي شود پرده از روي يك حقيقت عجيب و حيرت‌آور برداشته، يعني نشان داده است، مجموعه كهكشانهايي كه جهان از آنها تشكيل مي‌يابد؛ پيوسته با سرعتي زياد از يك مركز دور مي‌شوند، و هر قدر فاصله ي آنها از اين مركز بيشتر باشد، بر سرعت سير آنها افزوده مي‌گردد، مثل اين است كه زماني، كليه كهكشانها در اين مركز مجتمع بوده‌اند، بعد از آن از هم پاشيده، و مجموعه كهكشانها بزرگي از آنها جدا و به سرعت به هر طرف روانه مي‌شوند. دانشمندان از اين موضوع چنين استفاده كرده‌اند كه جهان داراي نقطه شروعي بوده است.”[19]
“گيوركي [ژرژ] گاموف” فيزيكدان روسي در كتاب “آفرينش جهان” در اين زمينه چنين مي گويد: “فضاي جهان كه از ميلياردها كهكشان تشكيل يافته در يك حالت انبساط سريع است، حقيقت اين است كه جهان ما در حال سكون نيست، بلكه انبساط آن مسلم است. پي بردن به اينكه جهان ما در حال انبساط است؛ كليد اصلي را براي گنجينه ي معماي جهان‌شناسي مهيا مي‌كند، زيرا اگر اكنون جهان در حال انبساط باشد، لازم مي باشد كه زماني در حال انقباض بسيار شديدي بوده است”.[20]
و اما جالب توجه اينكه تعبير به “انّا موسعون”(ما گسترش دهندگانيم) با استفاده از جمله ي اسميه و اسم فاعل دليل بر تداوم اين موضوع است و نشان مي دهد كه اين گسترش همواره وجود داشته، و همچنان ادامه دارد، و اين درست همان چيزي است كه امروز به آن رسيده‌اند كه تمام كرات آسماني و كهكشانها در آغاز در مركز واحدي جمع و متمركز بوده‌‌اند(با وزن مخصوص فوق‌العاده سنگين) سپس انفجار عظيم و بي نهايت وحشتناكي [بيگ بانگ] در آن رخ داده و به دنبال آن اجزاي جهان متلاشي شده و به صورت كرات و كهكشان ها درآمده است و به سرعت در حالت انبساط و توسعه مي باشد.[21]
اينها مواردي بود كه به دنبال تفسير نمونه آيه فوق، به آن اشاره شد و در اينجا فقط به چند نكته ي ديگر در مورد انبساط جهان مي‌پردازيم. در جهان منبسط شونده، فقط فاصله بين خوشه كهكشانها زياد مي شود. جابجايي خطوط طيفي كهكشانها، نشان مي دهد كه آنها با سرعت بسيار زياد نسبت به يكديگر در حركتند. مثلاً تعدادي از كهكشانهاي گروه محلي ما، سرعتهايي حدود 300 تا 400 كيلومتر در ثانيه(حدود 1000000 كيلومتر در هر ساعت) دارند. به ياري اثر “دوپلر”، فقط سرعت آن مؤلفه از حركت اندازه‌گيري مي شود كه در خط ديد، يعني در جهت و راستاي رصد ما قرار دارد. ماهيت انبساط چيست؟ مركز آن كجاست؟ عامل اصلي انبساط كدام است؟ اينها پرسشهايي هستند كه به هنگام بحث درباره انبساط جهان مطرح مي‌شوند. 
تقريباً همه ي ناظران توافق دارند كه، عالم در حال انبساط است و همچنين تمامي آنها بر اين عقيده‌اند كه آهنگ اين انبساط رو به كاهش است. شتاب منفي يا شتاب كاهنده سرعت انبساط عالم، به اين علت است كه همه اشياء دستخوش در معرض يك جاذبه گرانشي متقابل‌اند كه به كند شدن اين حركت آنها گرايش دارد. اما شتاب منفي ممكن است، آهنگهاي متفاوتي داشته باشد و با توجه به تفاوت اين آهنگ شتاب منفي، نتايج كاملاً متفاوتي به دست آوريم.[22]
محاسبه سن جهان از طريق مطالعه ي انبساط امكان‌پذير است زيرا با در دست داشتن ميزان انبساط، مي توان به زماني در تاريخ جهان بازگشت كه تمام كهكشانها در نقطه‌اي متمركز بوده‌اند اما اين زمان را اصطلاحاً “آغاز جهان” مي‌ناميم بنابراين، زمان بين آغاز تا حال عبارت است از سن جهان. 
با توجه به اينكه سن زمين حدود 4 تا(5 /4) ميليارد سال و سن منظومه شمسي كه از اندازه‌گيري سن شهاب سنگها عملي شده، حدود 6 /4 ميليارد است؛ مي توان اعتقاد داشت كه سن كل جهان نيز نمي تواند بيشتر از 11 ميليارد سال باشد. ولي در محاسبه سن پيرترين ستارگان كهكشان راه شيري به مقادير بين 12 تا 15 ميليارد سال مي‌رسيم. اين محاسبه‌ها، بر مبناي مدل “اقليدسي” جهان مي باشد. ولي محاسبه سن جهان بر مبناي هندسه‌هاي غيراقليدسي، رسيدن به مقادير بيشتر از 15 ميليارد سال را ممكن مي سازد.[23]

چگونگي پيدايش جهان:
 

قرآن مجيد در سوره مباركه انبياء، آيه 30 به چگونگي آفرينش اوليه جهان اشاره كرده است و مي فرمايد: 
“أَوَلَمْ يَرَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ كَانَتَا رَتْقًا فَفَتَقْنَاهُمَا وَجَعَلْنَا مِنَ الْمَاء كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ أَفَلَا يُؤْمِنُونَ”. 
(آيا كساني كه كافرند نمي‌دانند كه آسمانها و زمين پيوسته بود و ما از هم بازشان كرديم و هر چيز زنده را از آب آفريديم پس چرا ايمان نمي‌آورند)؟
در تفسير الميزان ذيل اين آيه چنين آمده است كه: 
مراد از “رؤيت” علم فكري است و اگر آن را رؤيت ناميد، به خاطر اين است كه علم فكري در هر امري آن را مانند رؤيت مي سازد. دو كلمه “رتق” و “فتق” به دو معناي مقابل همند، “راغب” در مفردات گفته است كه: كلمه “رتق” به معناي ضميمه كردن و به هم چسباندن دو چيز است چه اينكه در اصل خلقت به هم چسبيده باشد و چه آن را با صنعت عمل بچسبانند همچنان كه قرآن كريم مي فرمايد: “كانتا رتقاً ففتقناهما” زمين و آسمان به هم چسبيده بودند، از يكديگر جداشان كرديم ... يعني يك موجود بوده است كه ديگر امتيازي ميان زمين و آسمان نبوده، يك موجود رتق و متصل الاجزاء بوده است ...[24]
در تفسير نمونه نيز ذيل آيه فوق سه نوع تفسير را اشاره كرده كه يكي از آنها چنين است: 
به هم پيوستگي آسمان و زمين، اشاره به آغاز خلقت است كه طبق نظرات دانشمندان، مجموعه اين جهان به صورت توده واحد عظيمي از بخار سوزان بود كه بر اثر انفجارهاي دروني و حركت، به تدريج تجزيه شد و كواكب و ستاره ها از جمله منظومه شمسي و كره زمين به وجود آمد و باز هم جهان، در حال گسترش است.[25]
در اينجا، به شرح مختصري در مورد نظريه دانشمندان فيزيك در خصوص پيدايش عالم كه به “انفجار بزرگ= بيگ = بانگ = مهبانگ” معروف است مي‌پردازيم: 
حدود پانزده ميليارد سال قبل، عالم، در طي يك انفجار عظيم كه حالا آن را “مهبانگ” مي‌ناميم، از بطن هيچ بيرون آمد. در اين لحظه بود كه همه چيز: كل ماده، انرژي، حتي فضا و زمان، به وجود آمد. [إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَيْئًا أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ](يس، 82)(خداي تعالي در ايجاد هر چيزي كه ايجاد آن را اراده كند، به غير از ذات متعالي خود، به هيچ سببي ديگر نيازمند نيست و همين كه هست شدن چيزي مورد اراده خدا قرار گرفت، بدون درنگ لباس هستي مي‌پوشد) سعدي در اين باره چه زيبا سروده كه:
به امرش وجود از عدم نقش بست
كه داند جز او كردن از نيست هست
فردوسي نيز در اين باره فرموده: 
ز آغاز بايد كه داني درست 
سرمايه ي گوهران از نخست
كه يزدان ز ناچيز چيز آفريد 
بدان تا توانايي آمد پديد
از آن لحظه ي آغاز آفرينش، خميره ي عالم در حال انبساط و سرد شدن بوده است. نخستين لحظه‌هاي مهبانگ، عالم حجم ناچيزي را اشغال مي‌كرد و تا حدي غير قابل تصور، داغ بود. يك آتشگوي سوزان از تابش آميخته با ذرات ميكروسكوپي ماده بود. اما عاقبت عالم چندان سرد شد كه اتمها تشكيل شدند. به تدريج، اين اتمها تحت تأثير گرانش گرد هم آمدند تا ميلياردها كهكشان، يعني جزاير عظيم ستارگان را بسازند كه كهكشان خود ما ـ كهكشان راه شيري ـ فقط يكي از آنهاست. در سال 1992(1371 ه. ش)، وقتي ماهواره كاشف زمينه ي كيهاني ناسا cobe “بذر”هايي را آشكارسازي كرد كه چنين كهكشانهايي در گاز سرد شونده ي مهبانگ از آنها روييدند، يكي از واپسين تكه‌هاي پازل تصوير مهبانگ در جاي خود قرار گرفت. اكنون كيهانشناسان، معتقدند كه مي توانند مسير تكوين عالم را از نخستين لحظه پيدايش تا به امروز رهگيري كنند. 

نشانه‌هاي مهبانگ
 

(انفجار بزرگ = Big Bang)
ستاره‌شناسان به كمك سه نشانه ي اساسي به مهبانگ هدايت شده‌اند. اولين و چشمگيرترين نشانه‌ها، اين است كه كل عالم در حال انبساط است. همانطور كه اشاره شد، “ادوين هابل” در سال 1929(1308 ه. ش) كشف كرد كه اجزاي عمده سازنده عالم ـ كهكشانها، مانند كهكشان خودمان ـ شبيه به تركشهاي گلوله انفجاري كيهاني در لحظه پس از انفجار عظيمش، در حال گريختن از يكديگرند. اگر عالم در حال انبساط است، يك نتيجه اجتناب‌ناپذير مي‌نمايد: عالم بايد در گذشته كوچكتر وجود داشته. بايد لحظه‌اي بوده باشد كه اين انفجار آغاز شده است: لحظه ي زايش عالم. اهميت واقعي كشف هابل در همين جاست. هر چند عالم قديمي است، اما از ازل وجود نداشته است. اگر در خيال، اين انفجار را به عقب برگردانيم، مانند فيلمي كه به عقب بر مي‌گردد، ستاره‌شناسان مي توانند پي ببرند كه عالم در پانزده ميليارد سال پيش، از بطن يك انفجار غول‌آسا، زاده شد. 
اولين شاهدي كه نظريه مهبانگ را تأييد مي‌كند، وجود تابش زمينه كيهاني، يعني “پس ـ تاب” سرد شده ي آتشگوي مهبانگ است. عجب اينكه، اين پس‌تاب هنوز هم بر هم رخنه فضا، پس از گذشت 15 ميليارد سال از آن رويداد نفوذ مي‌كند. اين آتشگوي كه اكنون تا دماي 726 /2 درجه كلوين(حدود ـ C 273) سرد شده است، به صورت امواج راديويي امواج راديويي موج كوتاه، يا ميكروموج، تجلي پيدا مي‌كند. 
هر چند كه تابش زمينه ي كيهاني، 99 درصد تمامي انرژي نوراني را در بر مي‌گيرد كه هم اكنون در عالم جاري است اما اين امر تا سال 1965 معلوم نشده بود، و كاملاً از روي تصادف به آن پي بردند. “آرنوپنزياس” و “رابرت ويلسون”، دو ستاره‌شناس جواني كه در آزمايشگاه بل در نيوجرسي كار مي‌كردند، به خاطر اين كشف خود، مشتركاً جايزه نوبل سال 1978 را به طور اشتراكي در رشته فيزيك را از آن خود كردند. 

 

خيز تا بر کلک آن نقاش جان افشان کنيم
کاين همه نقش عجب در گردش پرگار داشت
کهکشان مارپيچي غير عادي NGC4622در صورت فلکي قنطورس که ممکن است، بر اثر برخورد يا تأثير گرانشي يک کهکشان ديگر، داراي چنين بازوها و ساختارهاي حلقه مانند خاصي(ويژه اي) شده باشد.

در آغاز ...
 

واپسين تكه از شواهدي كه نويد دهنده ي نظريه مهبانگ‌اند، عبارت است از اين دليل كه حدود 25 درصد جرم عالم به صورت عنصر هليم است. هر چند كه بيشتر عناصر، مانند كربن و آهن، را حاصل هيدروژن مي‌دانند كه بر اثر واكنش هسته‌اي در داخل ستارگان به وجود مي‌آيند، اما طول عمر عالم كافي نبوده است تا ستارگان فرصت داشته باشند چنين مقدار زيادي هليم بسازند. موجه‌ترين توضيح براي اين موضوع عجيب و غريب اين است كه در زماني كه در گذشته تمامي عالم از يك مرحله ي چگال داغ عبور كرد كه طي آن بر اثر واكنشهاي هسته‌اي، قسمت اعظم هليم از هيدروژن ساخته شد. محاسبه‌ها نشان مي‌دهند كه در اين مرحله(يا فاز) ـ يعني مهبانگ داغ ـ تقريباً 25 درصد جرم عالم، به طوري كه مشاهده شده، به هليم تبديل شده است. 
گيورگي(ژرژ) گاموف، فيزيكدان امريكاي روس تبار، نخستين كسي بود كه پي برد، اين مهبانگ يك مهبانگ داغ بوده است. علت داغ بودن مهبانگ همان است كه هواي داخل تلمبه دوچرخه در هنگام متراكم شدن، گرم مي شود. در سالهاي 1940، گاموف با بهره‌گيري از فيزيك هسته‌اي، يعني فيزيك ماده در دماي ميليونها و ميلياردها درجه، به خاطر فهم آنچه كه در چند دقيقه اول پيدايش عالم در آن پيش آمده است، دقيقاً همين كار را انجام داد. 
“گاموف” به فيزيكدانان نشان داده است كه چگونه به لحظه‌هاي اوليه مهبانگ “بنگرند”. فيزيكدانان امروزي، به پيروي از وي، دانش خود را درباره ي ماده در دماي تريلونها درجه و حتي بيشتر به كار مي‌بندند، كه از آزمايشهايشان در شتابگرهاي غول‌پيكر ذرات استنتاج كرده‌اند. اما، در حاليكه “گاموف” در چند و چون دقيقه پس از مهبانگ كند وكاو كرد، آنان شرايط نخستين هزارمهاي يك ثانيه اول و پيش از آن را با اطمينان پيش‌بيني مي‌كنند. ميراث “گاموف” اين است: ما اكنون پي مي‌بريم كه پاسخ اين پرسش‌هايي كه منشأ عالم كجاست، فقط به كمك فيزيك ذرات انرژي بالا داده مي شود. فيزيكدان ذرات، اذعان مي‌كنند كه رويداد مهبانگ، پر انرژي‌ترين واكنشي بوده كه به وقوع پيوسته است. در واقع زمان با مهبانگ آغاز شده است. 
عالم اوليه پاتيل جوشاني مملو از تابش الكترومغناطيسي، به شكل بسته‌هاي كوچك انرژي به نام فوتون، و ذرات ميكروسكوپي ماده بود. با افت دما، چون انرژي موجود براي ساختن ذرات از فوتون رو به كاهش نهاد، مخلوط ذراتي را كه بر عالم تسلط داشت، دستخوش تغييري بي وقفه شد ... اما در زماني كه يك هزارم ثانيه از عمر عالم مي‌گذشت و دما به حدود 1000 ميليارد درجه افت كرده بود، عالم پر از ذرات عجيب و غريبي بود كه امروزه مي توان به طور زودگذري آنها را در شتابگرهاي ذرات توليد كرد. كواركها، اجزاي تشكيل‌دهنده ذرات آشناي نوترون و پروتون، از آن جمله‌اند. 

 

عالم با دماي بسيار زياد آغاز شده است که سرد شدن آن بر اثر انبساط، حتي تا زمان حاضر هم ادامه يافته است. اين فکر به صورت رويدادها و دورانهاي بسيار اوليه، به دنبال مهبانگ، در ارتباط با منحني سرمايش نشان داده شده است. در کنار آن، برآوردهاي زمان وقوعشان آمده است.
بعد از آن كه حدود يك هزارم ثانيه از عمر عالم گذشت، ذرات، آشنا: فوتونها، الكترونها، پوزيترونها و نوترينوها بر آن مسلط شدند. “كواركها” به صورت سه‌تايي كنار هم قرار گرفتند تا نوترونها و پروتونها ساخته شوند. 
رويداد مهم بعدي در تاريخ عالم، وقتي اتفاق افتاد كه عالم حدود 100 ثانيه عمر داشت و دماي آن فقط به يك ميليارد درجه افت كرده بود. پروتونها و نوترونها اكنون چندان آهسته حركت مي‌كردند كه مدتي طولاني در مجاورت يكديگر توقف كنند تا چسب هسته آن‌ها محكم شود. همين نيروست كه پروتونها و نوترونها را در هسته اتم به يكديگر مي‌چسباند. بدينسان دوران “سنتز هسته‌اي” آغاز شد، در اين دوره، هسته‌هاي اتمي سبك تشكيل شدند. اين هسته‌ها شامل هليم، دومين اتم سبك موجود در طبيعت، با دو پروتون و دو نوترون، همراه با ساير عناصر سبكي چون ليتيم بودند ... 
رويداد مهم بعدي در حيات اوليه عالم عبارت بود از تشكيل اتمها در حدود سيصد هزار سال پس از مهبانگ، وقتي عالم تا 30000 درجه افت كرده بود، سرانجام به اندازه‌اي كافي، سرد شده بود كه اتمها بتوانند تشكيل شوند ... 
و اما دوران واپسين پراكندگي، اهميتش در اين است كه لحظه‌اي را مشخص كرده است كه ماده و تابش مسيرهاي جداگانه‌اي پيمودند. تا آن زمان، فوتونها، ذرات ماده را به همان سرعتي از هم جدا مي‌كردند كه اين ذرات مي توانستند به هم نزديك شوند. فقط وقتي ماده سرانجام از قيد استبداد تابش رها شد، تحت گرانش شروع به توده شدن كرد و كهكشانها را شكل داد ... [26]
ملاحظه فرموديد كه مواد تشكيل دهنده ي تمام كائنات، اعم از زمين و ماه و خورشيد و منظومه شمسي و كهكشان راه شيري و ميلياردها كهكشان و ستاره و سياره و قمر ديگر در آغاز آفرينش همه به هم فشرده بودند. به طوري كه در 10به توان منفي 43 ثانيه بعد از انفجار بزرگ تمام كائنات در گلوله كوچكي جاي داشته كه تجسم آن در ذهن آدمي مشكل است. قطر اين گلوله، 10به توان منفي33 سانتي‌متر بوده، يعني ميلياردها ميلياردها ميلياردها بار كوچكتر از هسته يك اتم مي باشد. وزن مخصوص و درجه حرارت اين گلوله غير قابل تصور است. به طور مثال حرارت آن 10به توان منفي 32 درجه بوده يعني عدد يك و از دنبال آن سي و دو صفر. و اما اينكه چه چيزي قبل از اين لحظه آفرينش، رخ داده است؟
به نظر مي رسد كه علم، قادر به توصيف يا حتي تصور چيزي منطقي، در عميق‌ترين مفهوم كلمه، در لحظه ي ابتدايي نيست، هنگامي كه هنوز زمان در صفر مطلق بوده و هنوز هيچ چيزي رخ نداده بوده است. در واقع فيزيكدانان تا همين لحظه10به توان منفي 43 ثانيه پيش مي‌روند، نه فراتر از آن و به “ديوار پلانگ” معروف برخورد مي‌كنند كه از پشت آن خبر ندارند. [27]

 

شماي تاريخي جهان اوليه. نخستين ثانيه تاريخ جهان عدم يقين فرآيندهاي فيزيکي را شامل مي شود. نسبت عام و مکانيک کوانتومي تا بحال متحد نشده اند، اين کوشش ابرگراني ناميده شده است. در خلال اولين 10 به توان منفي 43 ثانيه، افت و خيزهاي فضا زمان ممکن است براي رشد ساختارهاي بعدي بذرهايي را توليد کرده باشند. پس از اين زمان، گراني از بين مي رود در صورتي که سه نيروي ديگر متحد باقي مي مانند. پس از 10به توان منفي 35ثانيه نيروهاي ضعيف الکتريکي از بين مي روند، اين فرايند مقداري تورم را رشد مي دهد. پس از عصر تورم، جهان يک مجموعه داغ کوارکها و الکترونها شد. در ثانيه 10 به توان منفي 6 کوارکها به صورت پروتونها محدود شدند و سپس در ترکيبات هسته اي شرکت کردند.(ج.برنز J.Burns)

تصوير از منبع شماره ي 39 صفحه 514
 

در واقع وجود تمام جهان هستي و كائنات ناشي از همان ذره اوليه با مشخصات فوق است كه خداوند تبارك و تعالي آفريده است و به قول حافظ: 
اين همه عكس مي و نقش نگارين كه نمود
يك فروغ رخ ساقيست كه در جام افتاد
در اينجا، يكبار ديگر آيه فوق را مرور مي‌كنيم: 
“ان السموات و الارض كانتا رتقاً ففتقناهما ...”
(... آسمانها و زمين بهم پيوسته بودند ما آنها را از هم شكافتيم ...)
“استيفن هاوكينك” كيهان‌شناس معروف معاصر در اين باره مي‌نويسد: 
كشف گسترش جهان، يكي از انقلابهاي فكري بزرگ سده ي بيستم بود و همگان را در شگفتي فرو برد و گفتمان سرچشمه جهان را يكسره دگرگون ساخت. اگر كهكشانها از يكديگر دور مي‌شوند، در گذشته بايد به يكديگر نزديك بوده باشند. از نرخ كنوني گسترش، مي توان تخمين زد كه ده يا پانزده ميليارد سال پيش آنها بايد به راستي بسيار نزديك به يكديگر بوده باشند. راجر پنروزومن (در تحقيقات خود) توانستيم نشان دهيم كه نظريه نسبيت عام انيشتين متضمن آن است كه جهان و خود زمان بايد در انفجاري مهيب، آغازي داشته باشند. توضيح تاريكي آسمان شبانگاهي اين است: هيچ ستاره‌اي نمي توانسته است پيش از ده تا پانزده ميليارد سال، يعني هنگام انفجار بزرگ درخشيده باشد. 
ما به اين انديشه كه رويدادها، معلول رويدادهاي پيشتر هستند و آنان نيز به نوبه خود، معلول رويدادهايي باز هم پيشتر مي‌باشند، خو كرده‌ايم. در يك زنجيره، علت و معلولي وجود دارد كه تا گذشته‌ها گسترش مي يابد. اما فرض كنيد كه رويداد نخستيني وجود داشته باشد. علت رويداد نخستين چه بود؟ اين پرسشي نبود كه دانشمندان زيادي مايل به طرح آن باشند. آنان از اين پرسش پرهيز مي‌كردند يا همچون روس‌ها، ادعا مي‌كردند كه جهان آغازي نداشته است!، يا بر آن بودند كه سرچشمه جهان در قلمرو دانش نيست بلكه مربوط به متافيزيك و مذهب مي باشد ...
قضيه‌هايي كه پنروز و من ثابت كرديم، نشان مي دادند كه جهان بايد آغازي داشته باشد اما درباره سرشت آن آغاز، اطلاعات چنداني به دست نمي‌دهند. آنها نشان مي دادند كه جهان در يك انفجار بزرگ آغاز شد. همه جهان و هر آنچه در آن بود، در تك نقطه‌اي با چگالي بي نهايت(فشرده) مچاله شده بود. در اين نقطه، نظريه نسبيت عام انيشتين در هم مي‌شكند و نمي تواند براي پيش بيني چگونگي آغاز جهان به كار گرفته شود. سرچشمه جهان به ظاهر فراتر از قلمرو دانش قرار مي‌گيرد.[28]
در اين باره، مولانا هم حيرت زده بوده و مي فرمايد: 
كاشكي هستي زباني داشتي 
تا ز هستان پرده‌ها برداشتي
هر چه گويي اي دم هستي ازآن 
پرده‌اي ديگر بر او بستي بدان
يا عطار نيشابوري از شگفتي راز ذرات عالم مي فرمايد: 
كس نداند كُنه يك ذرّه تمام 
چند پرسي چند گويي والسلام
در ره او پا و سر گم كرده‌اي 
پرده‌اي در پرده‌اي در پرده‌اي
با اين حال “استيفن هاوكينگ” در يكي از تازه‌ترين نظراتش در هفدهمين همايش بين‌المللي نسبيت عام و گرانش كه در جولاي 2004 در دوبلين پايتخت ايرلند جنوبي برگزار شد دو نكته اساسي را بيان داشت: اول اينكه اطلاعات با استواري در جهان بر جاي مي‌ماند دوم اينكه پس از پايان سخنراني به خبرنگاري كه از هاوكينگ پرسيد اهميت نتيجه‌گيري تازه وي براي “زندگي، جهان و همه چيز” چيست؟ هاوكينگ پذيرفت كه به اين پرسش پاسخ دهد و پس از مدتي ور رفتن با برنامه رايانه‌اش پاسخ داد: “اين نتيجه‌گيري نشان مي دهد كه همه چيز در جهان زير فرمان قوانين فيزيك مي باشد”. [29]
البته اينها نكاتي هستند كه قرآن كريم آنها را بيان فرموده است به طور مثال در سوره الملك ـ آيه 3 مي فرمايد: 
“... مَّا تَرَى فِي خَلْقِ الرَّحْمَنِ مِن تَفَاوُتٍ فَارْجِعِ الْبَصَرَ هَلْ تَرَى مِن فُطُورٍ”
(...تو در خلقت خداي رحمن بي نظمي و نقصان نخواهي يافت. پس باز [به ديده عقل در نظام آفرينش] بنگر، آيا خللي در آن مي‌يابي؟
و يا در آيه 59 سوره انعام مي فرمايد: 
“... وَ لاَ رطب و لا يَابِسٍ إِلاَّ فِي كِتَابٍ مُّبِينٍ”
(...هيچ تري و خشكي نيست مگر اينكه در كتاب مبين خدا است)
همانطور كه از قبل اشاره شد در تفسير الميزان پي اين آيه مي فرمايد: مراد از كتاب مبين امري است كه نسبتش به موجودات، نسبت برنامه عمل است به خود عمل، هر موجودي در اين كتاب يك نوع اندازه و تقدير دارد، به جزء اينكه خود اين كتاب موجودي است كه قبل از هر موجودي و در حين وجود يافتن و بعد از فناي آن، وجود داشته و خواهد داشت و موجودي است كه مشتمل است بر علم خداي تعالي به اشياء، همان علمي كه فراموشي و گم كردن حساب، در آن راه ندارد. از اين جهت مي توان حدس زد كه مراد از كتاب مبين، مرتبه واقعي اشياء و تحقق خارجي آنها باشد كه قابل پذيرش هيچ‌گونه تغيير نيست.[30] يعني از نظر قرآن همه موجودات عالم از كرات آسماني گرفته تا اتم‌ها و ذرات بنيادي داراي برنامه‌اي هستند كه خداوند متعال مقرر فرموده است و از قوانين و نظم خاص خود برخوردار مي‌باشند.(نتيجه‌اي كه استيفن هاوكينگ و دانشمندان ديگر به آن رسيده‌اند). 

پي‌نوشت‌ها:
 

* عضو هيئت علمي دانشكده‌ي علوم قرآني تهران
عضو پيوسته‌ي انجمن فيزيك ايران
عضو پيوسته‌ي انجمن نجوم ايران
 

منبع؛
مجموعه مقالات همایش ملی قرآن و علوم طبیعی، تهیه و تنظیم دانشگاه آزاد اسلامی واحد مشهد، زیر نظر بنیاد پژوهش های قرآنی حوزه و دانشگاه، تهران، موسسه انتشاراتی بنیاد پژوهش های قرآنی حوزه و دانشگاه و انتشارات سخن گستر، چاپ یکم ـ زمستان 1385.


موضوعات مرتبط: قران

فيزيك جهان هستي در قرآن (1)

سه شنبه
2:9 PM
حسینی

 

واژگان كليدي:
ستارگان ـ كهكشانها ـ خوشه‌هاي كهكشاني ـ ابر خوشه‌ها ـ ذرات بنيادي ـ انبساط ـ گرانش‌ ـ ماده تاريك ـ مهبانگ ـ انفجار بزرگ ـ انقباض. 
لَخَلْقُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ أَكْبَرُ مِنْ خَلْقِ النَّاسِ وَ لَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ 
“غافر -57”
البته خلقت زمين و آسمان‌ها بسيار بزرگ‌تر و مهمتر از خلقت بشراست و ليكن اكثر مردم اين معنا را درك نمي‌كنند. 
به نام خداوند جان و خرد 
كزين برتر انديشه بر نگذرد
خداوند جان و خداوند راي 
خداوند روزي‌ده و رهنماي
خداوند كيهان و گردون سپهر 
فروزنده ماه و ناهيد و مهر

مقدمه: 
 

علم ستاره‌شناسي از قديمي‌ترين و در عين حال پيشرفته‌ترين علوم بشري است. از آنجا كه جهان خارج از كره خاكي ما و مسائل آن در محدوده ستاره‌شناسي قرار مي‌گيرد، دامنه ي اين علم بيش از همه علوم ديگر گسترده است. از نخستين تصورات و برداشتهاي بشر اوليه نسبت به عالم لايتناهي و ماه و خورشيد و ستارگان و كهكشانها تا پيشرفته‌ترين سفينه‌ها، آخرين تجهيزات فني رصدخانه‌هاي كنوني، همگي دستاوردها و زمينه‌هاي علم ستاره‌شناسي هستند. امروزه بشر نه تنها پا از سياره خود فراتر نهاده بلكه فضاپيماهاي مصنوع وي تا آخرين سيارات منظومه شمسي را نيز پشت سر گذاشته‌اند و به آن سوي منظومه ما را يافته‌اند. 
قرآن مجيد در آيه فوق‌الذكر، به عظمت خلقت آسمانها و كهكشانها و ستارگان و زمين اشاره مي‌كند و در آيات فراواني انسان را به تفكر و تدبر در آفرينش آسمانها و ستارگان درخشان و تحولات شگرفي كه در اوضاع آنها پديد مي‌آيد و نظام متقني كه بر آنها حكمفرماست، دعوت مي‌كند. درست به دليل وجود همين نظم است كه قوانين طبيعي مفهوم پيدا مي‌كنند. 
دانشمندان علوم تجربي با تكيه و اعتماد به وجود نظم در طبيعت مشتاقانه در پي كشف قوانين علمي موجود در همه زمينه‌هاي جهان خلقت هستند. در يك سري از آيات قرآن كريم به اين مسئله كه خلقت تمام موجودات اعم از كوچكترين ذرات اتمي گرفته تا تركيب آنها و گياهان و جانداران و انسان و زمين و آسمان و كهكشانها و جريان امور همگي آنها روي حساب مي باشد و داراي اندازه‌اي معين و مشخص و در هر مورد قابل محاسبه دقيق مي‌باشند اشاره شده است. 
ذيلاً به برخي از اين آيات اشاره مي‌كنيم: 
“... وَ مَا يَعْزُبُ عَن رَّبِّكَ مِن مِّثْقَالِ ذَرَّهْ فِي الأَرْضِ وَ لاَ فِي السَّمَاء وَ لاَ أَصْغَرَ مِن ذَلِكَ وَ لا أَكْبَرَ إِلاَّ فِي كِتَابٍ مُّبِينٍ”
سوره يونس/ آيه 61
(...از علم پروردگار تو، حتي هم وزن ذره‌اي پوشيده نيست؛ نه در زمين و نه در آسمان، و هيچ كوچك‌تري و يا بزرگ‌تري از آن نيست مگر آنكه در كتابي روشن ضبط است”. 
و اما شرح مختصر آيه 
در تفسير نمونه ذيل، آيه 40 سوره نساء در خصوص تفسير “ذره” چنين آمده است: ... بعضي گفته‌اند “ذره” در اصل اجزاء فوق‌العاده كوچكي از غبار است كه در هوا معلق است، و به هنگام تابش آفتاب از روزنه كوچكي به نقاط تاريك، آشكار مي شود، ... ولي تدريجاً به هر چيز كوچكي گفته شده است، و امروز به “اتم” كه كوچك‌ترين جزء اجسام است نيز، ذرّه گفته مي شود ـ زيرا اگر در سابق آن را به ذرات غبار اطلاق مي‌كردند به خاطر اين بود كه آن را كوچك‌ترين اجزاي جسم تصور مي‌نمودند ولي امروز كه ثابت شده كوچك‌ترين اجزاي يك “جسم مركب” مولكول و كوچك‌ترين اجراي يك “جسم بسيط” اتمها است كه به مراتب از مولكولها كوچك‌ترند، اين نام را در اصطلاح علمي براي”اتم” انتخاب كرده‌اند كه نه تنها با چشم ديده نمي شود بلكه با قوي‌ترين ميكروسكوپهاي الكترونيكي نيز قابل مشاهده نيست و وجود آن، تنها از طريق فرمولهاي علمي و از طريق عكس‌برداري‌هاي خاصي كه با وسايل فوق‌العاده مجهز [شتاب دهنده] انجام مي شود اثبات شده است، و از آنجا كه “مثقال” به معني “سنگيني” است، تعبير “مثقال ذره” به معني سنگيني يك جسم فوق‌العاده كوچك [جرم يك اتم] مي باشد.[1] در المنجد كلمه “ذره” معني شده است.[2] پس كوچكتر از اتم(اصغر من ذلك) در واقع شامل ذرات بنيادي عالم مي باشد.(الكترونها، پروتونها، نوترونها، فوتونها، لپتونها و كواركها و ...) و با عنايت به تفسير الميزان مراد از كتاب مبين، امري است كه نسبتش به موجودات، نسبت برنامه عمل است به خود عمل و هر موجودي در اين كتاب يك نوع اندازه و تقدير دارد. از اين جهت مي توان حدس زد كه مراد از كتاب مبين، مرتبه واقعي اشياء و تحقق خارجي آنها مي باشد كه قابل پذيرفتن هيچ‌گونه تغيير نيست.[3]

ذره

نام

توضیحات

 

 

    لپتون ها: (1)

الکترون

جرم= 0/5 meV ( پايدار)

ميون

meV 107/6 (ناپايدار)

تاو

meV 1784/2 (ناپايدار)

نوترينوي(2) الکترون

جرمشان دقيقاً معلوم نيست

نوترينوي ميون

جرمشان دقيقاً معلوم نيست

نوترينوي تاو

جرمشان دقيقاً معلوم نيست

 

 

   کوارک ها:

کوارک up

 

به عنوان ذرات آزاد مشاهده نشده اند؛ اجزاي تشکيل دهنده پروتون ها و نوترون ها هستند.

کوارک down

کوارک top

کوارک bottlm

کوارک charmed

کوارک strange

 

    بوزون هاي حامل:

فوتون

[الکترومغناطيس]

بوزون w

[نيروي ضعيف]

بوزون z

[نيروي ضعيف]

گلئون

[نيروي قوي]

[گراوپتون]

[گرانش]

جدول ذرات بنيادي
 

همين برنامه عمل اجزاء عالم از كوچك‌ترين ذرات تا دنياي كهكشانها و وجود حساب و كتاب در اندازه جرم، سرعت، زمان، بار الكتريكي، نوع حركت و مدارها، اندازه حركت، فشار، طرز قرار گرفتن ذرات بنيادي اتم ها كنار يكديگر و ... پارامترهاي ديگر(مانند ثابت جاذبه نيوتن، سرعت نور در فضا، ثابت پلانك، بار الكترون و ...) است كه دانشمندان بر مبناي آنها قوانين فيزيكي و شيميايي و نجوم و ... را به دست آورده‌اند. 
نمونه آياتي ديگر در اين مورد عبارتند از: 
“... وَ خَلَقَ كُلَّ شَيْءٍ فَقَدَّرَهُ تَقْدِيرًا”(فرقان، 2) 
“... و همه چيز را آفريد و براي آن اندازه‌اي معين مقرر داشت.)؛ 
“... وَ كُلُّ شَيْءٍ عِندَهُ بِمِقْدَارٍ”(رعد، 8)
(...و هر چيز نزد او مقدار معيني دارد.) 
“وَ السَّمَاء رَفَعَهَا وَوَضَعَ الْمِيزَانَ”(الرحمن، 7)
(و آسمان را برافراشت و ميزان [عدل و نظم] را در عالم وضع نمود). 
“هُوَ الَّذِي جَعَلَ الشَّمْسَ ضِيَاء وَ الْقَمَرَ نُورًا وَ قَدَّرَهُ مَنَازِلَ لِتَعْلَمُواْ عَدَدَ السِّنِينَ وَ الْحِسَابَ مَا خَلَقَ اللّهُ ذَلِكَ إِلاَّ بِالْحَقِّ يُفَصِّلُ الآيَاتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ”(يونس، 45)
(اوست خدايي كه خورشيد را روشني‌بخش و ماه را نوراني قرار داد و براي آن، منزلگاههايي مقدر كرد تا عدد سال‌ها و حساب [كارها] را بدانيد. خداوند اين را به جز بحق نيافريده است. او آيات خود را براي دانشمندان شرح مي دهد.) 
“... مَّا تَرَى فِي خَلْقِ الرَّحْمَنِ مِن تَفَاوُتٍ فَارْجِعِ الْبَصَرَ هَلْ تَرَى مِن فُطُورٍ”(الملك، 3)
(... تو در خلقت خداي رحمان بي‌نظمي و نقصان نخواهي يافت. پس باز [به ديده عقل در نظام آفرينش] بنگر، آيا خللي در آن مي‌يابي؟)
مي توان نتيجه گرفت كه كشف نظم و انسجام طبيعت(يعني قوانين طبيعي) و اتقان صنع باريتعالي يكي از مسائل عمده طبيعت‌شناسي است. 


کهکشانهاي برخوردي:
 

دو کهکشان مارپيچي در حال برخورد با يگديگرند.
گذر از کنار هم يا ادغام آنها ميليونها سال طول مي کشد.

عظمت خلقت آسمانها از ديدگاه قرآن كريم:
 

علاوه بر آيه 57 سوره “غافر” كه خداوند به اهميت و عظمت خلقت آسمانها اشاره مي فرمايد در آيات ديگري نيز به اين مطلب عنايت فرموده و از جمله در آيات زير:
أَأَنتُمْ أَشَدُّ خَلْقًا أَمِ السَّمَاء بَنَاهَا(27) رَفَعَ سَمْكَهَا فَسَوَّاهَا(28) وَ أَغْطَشَ لَيْلَهَا وَ أَخْرَجَ ضُحَاهَا(29) وَ الْأَرْضَ بَعْدَ ذَلِكَ دَحَاهَا(30)(سوره نازعات)
آيا خلقت شما سخت‌تر است يا آفرينش آسمان كه خدا بنايش كرده؟ 
و سقف آن را بالا برده و آن را منظم ساخته؛
شبش را تاريك و روزش را روشن كرده است؛
و زمين را بعد ازآن گسترده است. 
مرحوم علامه طباطبايي(ره) ذيل تفسير اين آيات مي فرمايد: 
اين خطاب، خطابي است توبيخي به مشركين، كه منكر قيامت بوده و آن را مسخره مي‌كردند، خطابي است هم بر سبيل عقاب، و هم متضمن جواب استبعاد آنان بر بعث كه گفته‌اند: “ءَانا لمردودون في الحافره اذا كنا عظاماً نجزه” مي فرمايد خداي تعالي چيزهايي خلق كرده كه خيلي بزرگ‌تر از شما است، پس او مي تواند دوباره شما را در نشأه ديگر زنده كند، و ايجاد نمايد. پس جمله “أَأَنتُمْ أَشَدُّ خَلْقًا أَمِ السَّمَاءُ” استفهامي است توبيخي به داعي رفع استبعاد منكرين بعث بعد از مرگ و نيز اشاره به تفصيل خلقت آسمان با جمله “بناها...”، دليلي است بر اينكه مراد تثبيت و مسجل نمودن اين معنا است كه خلقت آسمان، شديدتر است. 
و جمله “بناها”، استينافي و بياني تفصيلي است براي خلقت آسمان. “رفع سمكها فسويها” ـ يعني سقف آسمان و نقطه مرتفع آن را بلند كرده و منظور از “تسويه آسمان” ترتيب [و نظم] اجزاي آن، و تركيب آن است تا هر جزئي در موضعي كه حكمت اقتضاء دارد؛ قرار گيرد، همچنان كه درباره آدم فرمود: “فاذا سويته و نفخت فيه من روحي”(و چون او را تسويه كردم و هر جزء آن را در جايي كه بايد قرار دادم و سپس از روح خود در او دميدم. سوره حجر ـ آيه 29).[4]
شناخت مختصري از فيزيك عالم:(جهان هستي = آسمانها و كهكشانها و آنچه در آنهاست) اگر در شبي صاف به آسمان نگاه كنيد. گستره عظيمي از ستاره‌هاي جذاب و درخشان و ـ ممكن است، ماه و تعدادي از سياره‌ها را خواهيد ببينيد. ما با چشمان خود حداكثر حدود 6000 ستاره را مي‌بينيم در حالي كه در جهان هستي حدود 1022×8 يعني 80 هزار ميليارد ميليارد ستاره وجود دارد! (الله اكبر)
خورشيد ما يك ستاره ي معمولي است با جرم حدود 1030×2 كيلوگرم(يعني بيش از يك ميليون برابر جرم زمين) برخي از ستاره‌هاي فوق‌العاده سنگين، بيش از 100 برابر خورشيد ما، جرم دارند. محاسبات جرم ستاره‌هاي عالم را حدود 1052×16 كيلوگرم(عدد 16 با 52 تا صفر جلوي آن را بنويسيد و بخوانيد!) اگر جرم سياهچاله‌هاي و ابرهاي عظيم گاز كه فضاي ميان ستاره‌اي را تشكيل مي‌دهند را نيز به آن اضافه كنيم عدد بزرگي كه خارج از تصور ماست، به دست مي‌آيد. اما نكته عجيب اينجاست كه اين فقط 5 تا 10 درصد جرم كل عالم ر ا تشكيل مي دهد. بقيه به شكل ماده تاريك است كه ما نمي توانيم آنرا ببينيم. اما به دليل اثري كه روي حركت ستاره‌ها و آنچه مي‌بينيم؛ مي‌گذارد؛ شك نداريم كه وجود دارد و دانشمندان با شوق فراوان به دنبال شناخت بيشتر آن هستند.[5] عالم، از ميلياردها كهكشان كه توده‌هاي بسيار بزرگي از ستارگان، اجرام سماوي، گاز و غبار هستند، تشكيل يافته است كه كهكشانها نيز بر حسب نوعشان هر كدام از ميليون تا صدها ميليارد ستاره را در بر مي‌گيرند. بيشترين جرم قابل مشاهده جهان را در خود دارند، (يعني به جز جرم ماده تاريك) و بيشترين جرم هر كهكشان نيز در ستارگان آن است. قطر كوچك‌ترين كهكشان‌ها كه “كوتوله” ناميده مي‌شوند حدود هزار سال نوري مي باشد؛ در حالي كه قطر بزرگ‌ترين آنها ممكن است از دويست هزار سال نوري هم بيشتر باشد!(هر سال نوري تقريباً ده هزار ميليارد كيلومتر است!). طبق روش طبقه‌بندي “ادوين هابل” سه دسته ي عمده و اصلي از كهكشانها عبارتند از: نوع بيضوي، نوع مارپيچي و نوع نامنظم.(كه بعدها هر كدام به انواع فرعي‌تر تقسيم شدند).[6]


تحليل مقايسه ي انواع کهکشانها
 

كهكشان راه شيري خودمان يك كهكشان مارپيچي است كه حدود بيش از 100 ميليارد ستاره دارد[7] و قطر آنرا تا حدود 110000 سال نوري برآورد نموده‌اند. خود كهكشانها در گروه‌هايي كنار هم جمع مي‌شوند و از اين گردآمدن گروه‌ها، خوشه‌هاي كهكشان(5) پديد مي‌آيند. خوشه‌اي شدن كهكشانها، پديده‌اي طبيعي مي باشد و اين امر حاكي از آن است كه كهكشانها در فضا تنها و سرگردان نيستند، بلكه جزئي از يك گروه كهكشانها به شمار مي‌آيند. گروه محلي(6) كهكشانهاي ما(كه كهكشان راه شيري نيز در آن است) فقط يكي از خوشه‌هاي كهكشاني بسيار متعدد است كه مركب از 28 عضو است كه درون كره‌‌اي به شعاع تقريبي 3 ميليون سال نوري واقع‌اند.[8] از اجتماع خوشه‌هاي كهكشان، ابر خوشه پديد مي‌آيند و عالم مجموعه‌اي است از ابر خوشه‌ها. 


خوشه کوره: تصوير ژرف تلسکوپ فضايي”هابل” از خوشه ي کهکشانهاي کوره که در سال 2003 گرفته شده، صدها کهکشان اين خوشه و هزاران کهکشان دور دست را نشان مي دهد.
 

هر يك از اين ساختارها حول نقطه‌اي كه مركز جرم مجموعه است، مي‌گردد. اين حركت كاتوره‌اي و نامنظم نيست. بلكه مانند حركت‌هاي موزون و هماهنگي است كه همراه با موسيقي دقيقي اجرا مي شود. دانشمنداني كه در اين باره كار مي‌كنند، آن را “موسيقي سپهر” مي‌نامند. اين دَوَران از قوانين دقيق فيزيكي و فرمول‌ها و رابطه‌هايي كه جرم و سرعت دوران را شامل مي شود، تبعيت مي‌كنند. 
هماهنگ كننده ي اين حركت‌هاي موزون، آفريدگار همه ي اينها يعني خداوند تبارك و تعالي مي باشد و كل مجموعه ي جهان هستي در حال تسبيح پروردگار عالم هستند.(يسبح لله ما في السموات و الارض...) 
“ وَ تَرَى الْجِبَالَ تَحْسَبُهَا جَامِدَهً وَ هِيَ تَمُرُّ مَرَّ السَّحَابِ ـ سوره نمل ـ آيه 88”
(و مي‌بيني كوهها را و گمان مي‌كني كه ايستاده‌اند در حالي كه آنها مانند ابرها در حركت هستند.) 
“... وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ كُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ ـ سوره انبياء ـ آيه 33”
(...خورشيد ماه هر كدام در مداري معين شناورند)
“وَ سَخَّرَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ كُلٌّ يَجْرِي لأَجَلٍ مُّسَمًّي ـ سوره رعد ـ آيه 2”
(خورشيد و ماه را رام گردانيد، هر كدام براي مدتي معين به سير خود ادامه مي‌دهند)
خداوند متعال، در قرآن كريم علاوه بر آيات فوق در آيات ديگر هم به برخي حركت‌هاي زمين و ماه و خورشيد و ستارگان اشاره فرموده است. 
در مطالب زير به برخي از حركات كرات و ستارگان و كهكشانها اشاره مي‌كنيم. 
1. حركت چرخشي زمين به دور محور خودش(پيدايش شبانه‌روز) كه با سرعت 30 كيلومتر در دقيقه مي باشد؛
2. حركت انتقالي زمين به دور خورشيد(پيدايش سال) كه داراي سرعت 9 /29 كيلومتر در ثانيه مي باشد؛
3. حركت‌هاي ماه حول محور خودش و كره زمين و پيدايش اهله‌هاي ماه 531 /29 روز؛
4. حركت وضعي خورشيد يعني حركت به دور خودش در حدود 25 تا 27 روز؛
5. حركت خورشيد و كل منظومه ي شمسي حول مركز كهكشان راه شيري با سرعت 200 كيلومتر در ثانيه؛ 
6. حركت كل كهكشان راه شيري به سمت كهكشان “آندرومدا” با سرعت 100 كيلومتر در ثانيه؛ 
7. حركت خوشه كهكشاني گروه محلي ما به سمتي در ابر خوشه سنبله با سرعت 600 كيلومتر در ثانيه؛ 
اينها نمونه‌هايي از حركت‌هايي در دنياي ماكروسكوپي بود. ذرات تشكيل دهنده عالم يعني اتم‌ها و ذرات بنيادي يعني دنياي ميكروسكوپي نيز حركت‌ها و برنامه‌هاي شگفت انگيز خود را دارند. 

پي‌نوشت‌ها:
 

* عضو هيئت علمي دانشكده‌ي علوم قرآني تهران
عضو پيوسته‌ي انجمن فيزيك ايران
عضو پيوسته‌ي انجمن نجوم ايران
 

منبع؛
مجموعه مقالات همایش ملی قرآن و علوم طبیعی، تهیه و تنظیم دانشگاه آزاد اسلامی واحد مشهد، زیر نظر بنیاد پژوهش های قرآنی حوزه و دانشگاه، تهران، موسسه انتشاراتی بنیاد پژوهش های قرآنی حوزه و دانشگاه و انتشارات سخن گستر، چاپ یکم ـ زمستان 1385. 


موضوعات مرتبط: قران

زلزال

سه شنبه
2:8 PM
حسینی
 

 

 

 زلزال [لرزش و زلزله]

در آيه اول وقوع زمين لرزه مهيب را هنگام ظهور قيامت بيان مى‏كند.
زلزله‏اى كه در پى آن بر انگيختن مردم براى روز دادرسى عمومى در محشر و پاداش خوبيها و كيفر بدى‏ها است. 
نام ديگر این سوره، «زلزله‏» است.
این سوره نود و سومین سوره قرآن مجید است که در مدینه نازل شده است و 8 آيه دارد.

فضیلت و خواص قرآئت سوره زلزال:
رفع زلزله –نمردن با بلایای دنیایی –خارج شدن اسان روح از بدن –رسیدن به منزلگاه بهشتی –همراهی فرشتگان –رسیدن به پاداش تلاوت ربع قرآن –رسوا کردن دزد –رهایی از ترس –دفع لرزش بدن

 

 

 

عاديات [دوندگان]

 


عاديات، اسبهاى تيزتک و تندرو مى‏باشد كه هنگام دويدن، همهمه صدايش بگوش مى‏رسد. 
خداوند در نخستين آيه، به چنين اسبها و اسب‏ سواران چابک كه از سم اسبان آتش مى‏پرد و سحرگاهان بر سر دشمن هجوم مى‏آورند، سوگند مى‏خورد و برخى نكات تربيتى و انسان ‏شناسى و كفران انسان نسبت به نعمتها و مال دوستی شديد انسان، در پى آن مطرح مى‏شود و با اشاره‏اى به رستاخيز و قيامت، پايان مى‏گيرد.
در روايات آمده كه اين سوره درباره امیرالمؤمنین على(ع) و گروه پارتيزانى ایشان كه در جنگ «ذات السلاسل‏» به دشمن شبيخون زدند، نازل شده است كه گروههاى اعزامى سابق ناموفق بودند ولى اين گروه توانستند ضربه خود را بزنند. 
اين سوره چهاردهمین سوره قرآن‌ مجید است که در مکه نازل شده است و11 آيه دارد.

فضیلت و خواص قرآئت سوره عادیات:
مبعوث و همنشین شدن همراه حضرت علی-رسیدن به پاداش تلاوت کل قرآن –ادای سریع قرض –رفع بیماری ترس و تشنگی

 

قارعه [كوبنده]

از نام‏ هاى قيامت است كه در سه آيه اول آمده است. 
قيامت، كوبنده دلهاست با ترس. و كوبنده دشمنان خداست، با عذاب. 
در اين سوره از قيامت و حالت ‏خوشى و ناراحتى نيكوكاران و بدكاران سخن گفته شده است. این سوره سی امین سوره قرآن مجید است که در مكه نازل شده و 11 آيه دارد.

فضیلت و خواص قرآئت سوره قارعه:
در امان ماندن از دجال و آتش جهنم –سنگین گشتن ترازوی احسان –گشوده شدن در رحمت –فزونی رزق-آسان گشتن کار برای انسان محروم –نیکو گشتن تجارت

 

 

تكاثر [افتخار به زيادى ثروت و عزت]

در دو آيه اول از تكاثر نكوهش شده، يعنى افزون طلبى در ثروت و قدرت، و افتخار كردن به كثرت اموال و قوم و قبيله و عزت اجتماعى.
مشركين براى اثبات عظمت‏ خود از جهت نفرات، حتى مرده‏هاى خود را هم در گورستان به حساب مى‏آوردند. چه بازيچه و مشغوليتى!...
در بعضى تفاسير، به قومى از يهود تفسير شده و در بعضى به دو قبيله از قريش و در بعضى هم به دو گروه از انصار. 
اين سوره شانزدهمین سوره قرآن‌ مجید است که در مکه نازل شده است و 9 آيه دارد.

فضیلت و خواص قرآئت سوره تکاثر:
رفع عذاب قبر –مقرر داشتن ثواب صد شهید –ایستادن چهل ردیف فرشته در نماز با وی –رفع بازخواست –بخشوده شدن گناهان –در پناه خدا بودن
 

 

 

عصر [زمان، بعد از ظهر، فشار، و ...]

در اولين آيه، خداوند به عصر قسم ياد كرده است. 
مفسرين، عصر را به معانى گوناگونى بيان كرده‏اند، از قبيل: عصر نبوت، عصر نزول قرآن، عصر قيامت، عصر دولت مهدى، نماز عصر، روزگار، و معانى ديگر... 
در جواب اين سه قسم، سوره به بيان خلاصه‏اى از معارف قرآن اشاره مى‏كند و آن عبارت است از: «ايمان‏»، «عمل صالح‏»، «حق‏»، «صبر». در بيانى خلاصه و مختصر، مفاهيم بلند و فراوانى بيان شده است. 
اين سوره سیزدهمین سوره قرآن مجید است که در مکه نازل شده است و3 آيه دارد.

فضیلت و خواص قرآئت سوره عصر:
برانگیخته شدن با چهره خندان و درخشان در قیامت-اعطای حسنات –عاقبت به خیر شدن –از جمله پیروان حق و حقیقت شدن –حافظ اشیاء مدفون

 

 

همزه [عيبجو و طعنه زن]

در اين سوره از كسانى كه از ديگران عيجبوئى كرده و با حركات چشم و ابر و مسخره‏شان مى‏كنند و به ثروتهاى جمع شده خود مغرورند نكوهش شده است و وعده آتش به آنها داده شده و آيات تنذیر(ترساندن از عذاب) اين سوره مربوط به آغاز دعوت و دوران درگيرى با اشراف است. 
این سوره سی و دومین سوره قرآن مجید است که در مکه نازل شده است و 9 آيه دارد.

فضیلت و خواص قرآئت سوره همزه:
دفع فقر –فزونی رزق-دفع مرگ بد –اعطای پاداش-درمان درد چشم

 

 

فيل

در اين سوره داستان فيل سواران ابرهه را كه براى ويران كردن خانه توحيد، كعبه، هجوم آورده بودند و با قدرت خداوند نابود شدند بطور خلاصه بيان كرده است.
خود اين واقعه، كه قبل از اسلام رخ داده بود مبدء تاريخ شد و آن سال به «عام الفيل‏» مشهور گشت. 
بنا به نقل مورخين، در همان سال هم پيامبر متولد شد و 40 سال بعد از آن ماجرا به رسالت مبعوث گشت.
اين تاريخچه و يادآورى آن در قرآن، هشدارى است به كسانى كه از در جنگ و ستيز با خدا و آئين او وارد مى‏شوند. 
بعضى اين سوره را با سوره «قریش» (ایلاف) يكى دانسته‏اند، چون مطالبشان بهم مربوط است.
اين سوره نوزدهمین سوره قرآن مجید است که بعد از سوره «کافرون» در مكه نازل شده و 5 آيه دارد.

فضیلت و خواص قرآئت سوره فیل:
شهادت دشت ها بیابان ها و کوهها به نماز گزار بودن او در قیامت –بازخواست نشدن در قیامت –درامان ماندن از عذاب و مسخ نشدن در دنیا- توان اینکه هدفش را خود سازد –به لرزه افتادن لشکر دشمن –قلب را قوت می دهد

 

 

ايلاف [الفت دادن]

نام ديگر این سوره «قريش‏» است. 
در رابطه با سوره قبلى، كه دشمنان حبشى مهاجم به كعبه نابود شدند، اين كار، بخاطر تجمع خاطر و انس و الفت و ايمنى «قريش‏» در كوچ‏هاى تابستانى و زمستانى انجام گرفت و در مقابل، از آنان انتظار است كه خدا را پرستش كنند.
به جهت پيوستگى مطالبش با سوره فيل، بعضى‏ها اين دو را يك سوره حساب كرده‏اند. 
این سوره بیست و نهمین سوره قرآن مجید است که در مکه نازل شده است و5 آيه دارد.

فضیلت و خواص قرآئت سوره ایلاف (قریش):
سوار بر مرکب بهشتی برانگیخته شدن –اعطای پاداشی چون طواف خانه خدا و اعتکاف در مسجدالحرام

 

 

ماعون [ظرف غذا]

در آخرين آيه، از نمازگزاران سهل‏انگار و رياكار كه از اطعام و سير كردن گرسنگان با ظرفهاى پر از غذا جلوگيرى مى‏كنند نكوهش شده است و اينها همه در رديف تكذيب‏ كنندگان دين محسوب شده‏اند به اين مناسبت، اين سوره بنام سوره «دين‏» هم گفته شده است. 
نقل شده كه نزول سوره درباره ابوجهل و كفار قريش بوده است. 
اين سوره هفدهمین سوره قرآن‌ مجید است که بعد از سوره «تكاثر» در مكه نازل شده است و7 آيه دارد.

فضیلت و خواص قرآئت سوره ماعون:
همانند کسی شدن که نماز و روزه اش مورد قبول خدا قرار گرفته-محاسبه نشدن در قیامت –بخشوده شدن گناهان –محافظت

 

 

كوثر [خير فراوان]

در اينكه منظور از كوثر، نهرى است در بهشت، يا حوضى در محشر، يا ذريه و فرزندان زياد، يا علماى امت، يا نبوت و قرآن، يا علم و حكمت ‏يا ... نظريه‏هاى گوناگونى وجود دارد. 
منظور هر كدام باشد، اين خير كثير را خداوند به پيامبر اعطا كرده است. (آيه 1) 
اين سوره از اعجازهاى قرآن است و در جواب عيبجوئى‏هاى مشركين نازل شده كه بخاطر نداشتن فرزند پسر، پيامبر را مقطوع النسل و «ابتر» مى‏گفتند. 
این سوره پانزدهمین سوره قرآن مجید است که بعد از سوره «عاديات‏» در مكه نازل شده است و3 آيه دارد.

فضیلت و خواص قرآئت سوره کوثر:
از حوض کوثر سیراب شدن –هم صحبتی با رسول خدا –اعطای پاداش –دیدن پیامبر(ص) در خواب

 

 

كافرون [كافرها]

در اين سوره، خداوند به پيامبر فرمان برائت از خدايان مشركين و عقايد باطل آنها را مى‏دهد. 
چرا كه ميان توحيد و شرك، هرگز سازشى نيست.
نزول اين سوره در پى آن بود كه بعضى از مشركين، از پيامبر مى‏خواستند كه مدتى بت‏ هاى آن را عبادت كنند تا آنها هم خداى محمد را بپرستند. 
این سوره، مسلمانان را از سازش بر سر اصول اعتقادى و مبانى بنيادى مكتب بر حذر مى‏دارد. 
نام دیگر این سوره «جحد» است. بنام سوره «عبادات‏» هم گفته شده است.
این سوره هجدمین سوره قرآن مجید است که در مکه نازل شده است و6 آيه دارد.

فضیلت و خواص قرآئت سوره کافرون:
رسیدن به ثواب تلاوت ربع قرآن –از شرک مبّرا شدن –بخشیده شدن گناهان او پدر و مادر و فرزندانش –سعادتمند شدن شهید مردن و شهید بر انگیخته شدن دور ماندن از گزند شیطان –در امان ماندن از وحشت قیامت –حفظ در هنگام در خواب –بر اورده شدن حاجات

موضوعات مرتبط: قران

آفرينش انسان در قرآن

سه شنبه
2:7 PM
حسینی
آفرينش انسان در قرآن

 

 

هبوط، آغازي دوباره

 

خداوند، آدم (عليه السلام) و همسرش را در بهشت جاي داد و آنان را از مكر و وسوسه شيطان بر حذر داشت. شيطان كه دشمن قسم خورده آدمي است، او را وسوسه كرد و به لغزش انداخت.
« وَ قُلْنَا يَا آدَمُ اسْکُنْ أَنْتَ وَ زَوْجُکَ الْجَنَّةَ وَ کُلاَ مِنْهَا رَغَداً حَيْثُ شِئْتُمَا وَ لاَ تَقْرَبَا هذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَکُونَا مِنَ الظَّالِمِينَ‌ »؛(31)
و گفتيم: اي آدم، خود و زنت در بهشت جاي گيريد و هر چه خواهيد، از ثمرات آن به خوشي بخوريد و به اين درخت نزديك مشويد كه به زمره ستمكاران درآييد ».
درخت ممنوع، براي حضرت آدم (عليه السلام) كاملا معين بوده است؛ زيرا قرآن با تعبير « هذا الشجره » از آن سخن مي گويد، اما اوصاف اين درخت ذكر نشده است. اوصافي نظير درخت جاودانگي و ملك بي زوال و تبديل شدن به ملك كه از زبان ابليس در قرآن آمده است(32)، بدون شك، با واقعيت سازگاري ندارد، بلكه از وسوسه هاي شيطان است. با اين حال، مفسران در كتب تفسير كوشيده اند نوع و اوصاف اين درخت را تعيين كنند؛ مثلا آن را درخت گندم، انگور، انجير، كافور و دانش پنداشته اند.(33) همين كه قرآن نوع اين درخت را معلوم نمي كند- با آنكه براي آدم و حوا (عليه السلام) معين فرموده بود- دليل آن است كه نهي آدم (عليه السلام) از نزديك شدن به اين درخت، فقط براي آزمودن او در برابر فريب هاي ابليس بوده است.
خداوند به آدم (عليه السلام) توضيح نداد كه اگر از آن درخت بخورد چه مي شود و بنده نيز حق ندارد از مولا دليل بخواهد، چرا كه عبوديت، بر پايه دستوري استوار است كه مباني و ملاك هاي آن روشن نباشد. اگر ملاك ها معلوم گردد، تبعيت بنده از اوامر مولا، كاشف از پذيرش عبوديت او نيست.
فرض كنيد در روز گرم تابستان كه بسيار تشنه ايد، آبي مي بينيد، ولي فردي شما را از نوشيدن آن منع مي كند. اگر اين نهي را پذيرفتيد، معلوم است كه به آن فرد اعتماد داريد. اما اگر آن فرد گفت: اين آب نيست و اسيد است، ديگر ننوشيدن شما براي حفظ جانتان است و نه به دليل اعتماد به آن فرد. بعضي از توضيحاتي كه در برخي روايات آمده، بيانگر برخي از حكمت هاي عبادات است. نه علل تامه آنها.

 

ابزارهاي دشمن براي گمراهي

 

شيطان براي گمراه ساختن بشر از عبوديت پروردگار، نيازمند ابزارهاي گوناگون است. قرآن، با بيان داستان آدم (عليه السلام) برخي از ابزارهاي شيطان را برشمرده است:

 

يك. بهره گيري از خواسته ها و اميال انسان

 

« فَوَسْوَسَ إِلَيْهِ الشَّيْطَانُ قَالَ يَا آدَمُ هَلْ أَدُلُّکَ عَلَى شَجَرَةِ الْخُلْدِ وَ مُلْکٍ لاَ يَبْلَى‌ »؛(34)
شيطان وسوسه اش كرد و گفت: اي آدم، آيا تو را به درخت جاوداني و ملك زوال ناپذير راه بنمايم؟».
از اميال فطري انسان، ميل به جاودانگي و خلود است. شيطان نيز براي فريب آدم (عليه السلام) از اين ميل فطري بهره گرفت و به او نويد زندگاني جاويد داد:
« مَا نَهَاکُمَا رَبُّکُمَا عَنْ هذِهِ الشَّجَرَةِ إِلاَّ أَنْ تَکُونَا مَلَکَيْنِ أَوْ تَکُونَا مِنَ الْخَالِدِينَ‌ »؛(35)
پروردگارتان شما را از اين درخت منع كرد تا مبادا فرشتگان يا جاودانان شويد ».

 

دو. بي تجربگي

 

درخت ممنوع، مرز عبوديت و ملاك بقا يا اخراج از جنت، به شمار مي رفت.
ابزار شيطان براي فريب آدم (عليه السلام) نيز فقط همين بود. پس كار براي آدم (عليه السلام) بسيار راحت و براي شيطان بسيار دشوار بود. آنچه به شيطان كمك كرد، تنهايي بي تجربگي آدم (عليه السلام) بود.
شيطان براي فريب آدم (عليه السلام) خوردن از ميوه آن درخت را به يك ارزش تبديل كرد و بي تجربگي آدم (عليه السلام) در باور اين فريب، براي شيطان بسيار كارساز بوده. بيهوده نيست كه خداوند متعال، داستان خلق را از آغاز نقل مي كند. آنچه باعث مي گردد از مرز عبوديت آسان، به مرز عبوديت دشوار وارد شويم، بي تجربگي است. هر كس كه در اين عالم از تجربه ها بهره برد، عبوديتش آسان خواهد بود و هر كس به تجربه ها بي توجهي كند، عبوديتش سخت تر مي شود.
شيطان براي آدم (عليه السلام) سوگند خورد كه من نيك خواه شما هستم: « و قَاسَمَهُمَا إِنّي لَکمَا لَمِن النَّاصِحِينَ؛(36) و برايشان سوگند خورد كه نيك خواه شمايم ».
آدم (عليه السلام) كه تا آن لحظه، سوگند دروغ به خدا نشنيده بود، با شنيدن اين سوگند به سوگند خورنده اعتماد كرد و از ميوه آن درخت خورد. از امام رضا (عليه السلام) نقل است كه فرمود:
« و لما ان وسوس الشيطان اليهما و قال ما نها کما ربکما عن هذه الشجره و انما ينها کما ان تقربا غيرها و لم ينکهما عن الاکل منها الا ان تکونا ملکين او تکونا من الخالدين و قاسمهما اني لکما للمن الناصحين و لم يکن آدم و حواء شاهدا قبل ذلک من يحلف بالله کاذبا قدللهما بغرور فاکلا منها ثقه بيمينه بالله »؛(37)
شيطان، آن دو را وسوسه كرد و گفت: پروردگار شما را منع كرده است كه به اين درخت نزديك شويد، نه اينكه از آن نخوريد، مبادا كه از فرشتگان يا جاويدانان شويد. و برايشان سوگند خورد كه نيك خواه شمايم. آدم (عليه السلام) پيش از اين نديده بودند كه كسي سوگند دروغ به خدا بخورد. پس آنان را با فريب راهنمايي كرد و آنان با اعتماد به سوگند او، از [ميوه] درخت خوردند.»(38)
خداوند در اين داستان، درصد اثبات گنهكاري آدم (عليه السلام) نيست، بلكه هشدار مي دهد كه اگر مرا اطاعت نكنيد در هر مقامي كه باشيد، از آن مقام رانده خواهيد شد.
« فَدَلاَّهُمَا بِغُرُورٍ فَلَمَّا ذَاقَا الشَّجَرَةَ بَدَتْ لَهُمَا سَوْآتُهُمَا وَ طَفِقَا يَخْصِفَانِ عَلَيْهِمَا مِنْ وَرَقِ الْجَنَّةِ وَ نَادَاهُمَا رَبُّهُمَا أَ لَمْ أَنْهَکُمَا عَنْ تِلْکُمَا الشَّجَرَةِ وَ أَقُلْ لَکُمَا إِنَّ الشَّيْطَانَ لَکُمَا عَدُوٌّ مُبِينٌ‌ »؛(39)
چون از آن درخت خوردند. شرمگاه هايشان آشكار شد و به پوشيدن خويش از برگ هاي [درختان] بهشت پرداختند. پروردگارشان ندا داد؛ آيا شما را از آن درخت منع نكرده بودم و نگفته بودم كه شيطان، آشكارا دشمن شماست؟»
مطابق برخي روايات، عورت انسان پيش از اين عصيان، مخفي بوده و بنابراين نيازي به لباس نداشته است.(40) لباس، ابزار حفظ حياست. يكي از ابزارهاي سنگين آزمايش در اين عالم، حيا و بي حيايي است. راز تلاش شيطان و حزب او براي ترويج برهنگي و اندام نمايي در اجتماع نيز در همين نكته نهفته است كه هر چه برهنگي بيشتر شود، پرده هاي حيا بيشتر دريده مي شود.
نتيجه فريب شيطان، اخراج آدم (عليه السلام) از بهشت بود.
« قَالَ اهْبِطُوا بَعْضُکُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ وَ لَکُمْ فِي الْأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَ مَتَاعٌ إِلَى حِينٍ‌ »؛(41)
خداوند فرمود: فرو شويد[ در حالي كه] برخي دشمن برخي ديگر[ هستيد ]؛ و تا روز قيامت، زمين قرارگاه و جاي تمتع شما خواهد بود. »
وقتي به زمين آمدند، كتاب تكليف برايشان فرستاده شد؛ آن يك چراغ قرمز، به هزاران چراغ قرمز تبديل گرديد و ابزارهاي شيطان براي گمراهي، بيشتر و گسترده تر گشت. بنابراين، هر كس نخستين گناه را مرتكب نشود، تمام عمر در بهشت خواهد بود.

 

سه. خلط حق و باطل

 

شيطان، آدم (عليه السلام) را به وسيله سوگند دروغ، فريفت. هيچ گاه دشمن به طور مستقيم، مخاطبان را به فساد و فحشا برنمي انگيزد، بلكه براي مبارزه با دين، در قالب ارزش هاي ديني سخن مي گويد. ريشه تمام انحراف ها از اينجاست كه افراد، انحراف و نيرنگ در سخن را درنمي يابند. بدعت ها صريح و آشكار نيست؛ بلكه منحرفان، آنها را در قالب هاي ديني به مردم عرضه مي كنند. نقل داستان شيطان در قران نيز از همين باب است كه انسان را آگاه سازد و او را از شيطان پرهيز دهد.

 

نخستين اردوگاه باطل

 

آدم و حوا با كسب اين تجربه، از تيررس شيطان خارج شدند و دست شيطان از آنها كوتاه گرديد. بنابراين، به سراغ فرزندانشان رفت.
« وَ اتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ ابْنَيْ آدَمَ بِالْحَقِّ إِذْ قَرَّبَا قُرْبَاناً فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِمَا وَ لَمْ يُتَقَبَّلْ مِنَ الْآخَرِ قَالَ لَأَقْتُلَنَّکَ قَالَ إِنَّمَا يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ‌ »؛(42)
و داستان راستين دو پسر آدم را برايشان بخوان، آنگاه كه قرباني اي كردند، از يكي شان پذيرفته شد و از ديگري نشد. گفت: تو را مي كشم. گفت: خدا قرباني پرهيزكاران را مي پذيرد ».
نام دو فرزند آدم (عليه السلام) را هابيل و قابيل گفته اند؛ البته اين دو نام در قرآن نيامده است. در تورات نيز آنها هابيل و قابيل ناميده شده اند.(43) شيطان، بين ايشان درگيري ايجاد كرد. مظهر عالي عبوديت، گذشتن از اين دنياست. قرباني و اعطاي هديه به پيشگاه خدا، در آغاز، كاري بسيار بزرگ و نمادين بوده است. هنگامي كه آدم (عليه السلام) فرمود بايد براي خدا قرباني كنيد هابيل از بين گوسفندانش، گوسفندي نيكو برگزيد كه ارزش قرباني كردن براي خدا را داشت. اما قابيل اندكي گندم از گوشه مزرعه خود چيد و به قربانگاه آورد.(44) اين نيز كار شيطان بود، ولي چون نمود ندارد، خدا بر آن تاكيد نمي كند. نشانه پذيرش قرباني اين بود كه صاعقه اي مي زد و آن را مي سوزاند. قرباني هابيل آتش گرفت و سوخت. نخستين مراحل نفوذ شيطان، اين اين ماجرا آغاز شد. وي به سراغ قابيل رفت و او را وسوسه كرد كه فرزندان هابيل، فرزندان تو را تحقير خواهند كرد كه قرباني پدرتان پذيرفته نشد و قرباني پدر ما پذيرفته شد.
از اين رو، قابيل حسادت كرد و تصميم به كشتن هابيل گرفت.(45) هابيل گفت:
« لَئِنْ بَسَطْتَ إِلَيَّ يَدَکَ لِتَقْتُلَنِي مَا أَنَا بِبَاسِطٍ يَدِيَ إِلَيْکَ لِأَقْتُلَکَ إِنِّي أَخَافُ اللَّهَ رَبَّ الْعَالَمِينَ‌ »؛(46)
اگر تو بر من دست گشايي و مرا بكشي، من بر تو دست نگاشيم كه تو را بكشم. من از خدا كه پروردگار جهانيان است مي ترسم»
به اين ترتيب،نخستين خوني كه بر زمين ريخت، از پاكان بود.
برخي به قصد انحراف تاريخ از مسير اصلي خويش، به بحث نحوه ازدواج فرزندان آدم (عليه السلام) پرداختند، در حالي كه مقصود اين داستان، دادن درس تجربه و آشكار كردن نوع عملكرد شيطان است. بدون شك، اگر دانستن چگونگي ازدواج فرزندان آدم (عليه السلام) لازم بود، خداوند آن را بيان مي كرد. معصومان (عليه السلام) نيز به اين موضوع نپرداخته اند، مگر آنگاه كه از ايشان سوال شده، ناچار بوده اند پاسخ دهند همچنين اين نوع پرسش ها نه در زمان رسول الله (صلي الله عليه و آله و سلم)(47)، بلكه زمان هايي مطرح گرديده است كه منحرفان مسلط شده اند و در مسائل انحراف ايجاد كرده اند.
قابيل پس از قتل هابيان، به جاي توبه كردن، مسيرش را از آدم (عليه السلام) جدا كرد و نخستين اردوگاه حزب الشيطان بنا شد. تا پيش از آن، شيطان تنها يك اردوگاه داشت و قابيل نيز هر چند پيروي بود. در اردوگاه آدم (عليه السلام) به سر مي برد. انحرافات در طول تاريخ، ناشي از اردوگاه هاي انشعابي بوده است. هر خط مستقيمي كه در اردگاه آدم (عليه السلام) بود، قابيل در اردوگاه خود، خط انحرافي آن را مشابه سازي مي كرد، اين سو خداپرستي، آن سو بت پرستي، اين سو نماز و آسايش روحي انسان، آن سو شراب و بت پرستي و شكاكيت؛ اين سوذكر حق؛ آن سو موسيقي. طبق روايات، تمام سرچشمه هاي گناه، به وحي شيطان، در آن اردوگاه پديد آمد(48) و اين گونه تاريخ در تقابل اردوگاه حق و باطل به حركت خويش ادامه داد.
تلاش مومنان در حفظ خط ايمان و جلوگيري از انحراف انسان ها، و تلاش حزب شيطان براي خارج ساختن مومنان از مسير عبوديت خداوند، همچنان ادامه دارد. تهاجم حزب شيطان و دفاع حزب خدا، تا زمان نوح (عليه السلام) ادامه يافت. قرآن پس از داستان آدم (عليه السلام) داستان نوح (عليه السلام) را نقل فرموده و تجسم فاصله زماني آنها را رها كرده است.

 

پي نوشت ها :

1- تين، آيه 4.
2- مومنون، آيه 14.
3- بقره، آيه 30.
4- بقره، آيات 31 و 32.
5- همان، آيه 33.
6- حجر، آيه 29.
7- بقره، آيه 34.
8- ر.ك: تفسير القمي، ج1، ص 41.
9- اعراف، آيه 12.
10- اعراف، آيه 13.
11- ر.ك: علل الشرايع ج1، ص 86؛ الكافي ج1، ص 58.
12- حجر، آيه 29.
13- تحف العقول، ص 478.
14- اعراف، آيات 14 و 15.
15- ص، آيه 82.
16- ر.ك: تفسير نمونه، ج19، ص 343.
17- حجر، آيه 39.
18- اعراف، آيه 18.
19- تفسير القمي، ج1، ص 42.
20- ذاريات، آيه 56.
21- كشف الخفا و مذيل الالباس، ج2، ص 132.
22- علل الشرايع، ج1، ص 13.
23- همان، ج1، ص 9.
24- رجال النجاشي، ص67، معجم رجال الحديث، ج5، ص 24.
25- الميزان، ج18، صص 386-390.
26- حجرات، آيه 13.
27- مثلا در اوپانيشاد، كتاب مقدس هنديان، مي خوانيم خداوند داراي پيكري بزرگ بود تا بتواند با پيكر مرد و زن، روي هم، برابري كند. آنگاه خواست تا پيكرش دو نيم گردد. چنين بود كه زوج و زوجه پديد آمدند پس« نفس واحده قطعه اي است داراي خلا، و اين خلا را زوجه پر مي كند، سپس زوج با زوجه درآميخت و نسل بشر پديد آمد. پس آنگاه زوجه- يعني همان كه پيش تر زوجه خدا بود- از خود پرسيد: « او چگونه توانست پس از آنكه مرا از نفس خويش بيرون آورد. با من درآميزد؟ پس بايد پنهان شوم ». سپس در چهره گاوي پنهان شد. زوج نيز در چهره گوي نر رفت و با او درآميخت. از آميزش آن دو، چهارپايان زاده شدند. آنگاه زوجه، چهره اسب ماده يافت و زوج چهره اسب نر... سپس زوجه صورت ماده خريافت و زوج صورت خرنر، و از آميزش آن دو. سم داران پديد آمدند... و به همين ترتيب، همه موجودات آفريده شدند... وقتي كارپايان يافت. خداوند به موجودات نگريست و حقيقت را دريافت. سپس گفت: « به راستي كه من و اين موجودات، يك نفس هستيم، زيرا من، خود، آنها را از نفس خويش خارج ساختم ».
28- محمد رشيد رضا در تفسير المنار( ج4، ص 268 ) مي نويسد: يهوديان گاه خرافات يا ساخته هاي ذهن خودشان را به مسلمانان القا مي كردند تا آن را وارد كتاب هاي خود كرده، با دين خود درآميزند. به همين دليل در كتاب هاي مسلمان به اسرائيليات خرافي بر مي خوريم كه در عهد قديم اصلا اشاره اي به آنها نشده است.
29- براي اطلاع بيشتر در اين زمينه، رجوع كنيد به اسرائيليات و تاثير آن بر داستان هاي قرآن.
30- بقره، آيه 35.
31- ر. ك: طه، آيه120؛ اعراف، آيه 20.
32- قصص الانبياء راوندي، صص 46 و 47؛ عيون اخبارالرضا، ج1، باب 15، ص 174.
33- طه، آيه 120.
34- اعراف، آيه 20.
35- اعراف، آيه 21.
36- عيون اخبار الرضا، ج1، ص 174.
37- مضمون اين حديث در روايات ديگر نيز آمده است: تفسير القمي، ج1، صص 43 و 225، بحارالانوار، ج11، صص 161 و 162.
38- اعراف، آيه 22.
39- تفسير العياشي، ج2، ص11، قصص الانبياء راوندي، ص 46.
40- اعراف آيه 24.
41- مائده، آيه 27.
42- عهد عتيق، پيدايش، باب 4.
43- تفسير القمي، ج1، ص 165؛ تفسيرالعياشي، ج1، ص 309.
44- الكافي، ج8، ص 113.
45- مائده، آيه 28.
46- تفسير العياشي، ج1، ص 312.
47- ر.ك: تفاسير سوره انعام، ذيل آيه 121.

 

منبع مقاله : 
زير نظر جت الاسلام والمسلمين مهدي طائب؛ (1392)، تبار انحراف، قم: ولاء منتظر، چاپ هشتم


موضوعات مرتبط: قران

سه شنبه
2:5 PM
حسینی
سیره قرآنی امیرمؤمنان امام علی علیه السلام

 

استدلال به آیات قرآن 
موارد زیادی به چشم می خورد که امیرمؤمنان علیه السلام به هنگام بحث و گفتگو و یا بیان حکم خدا، به قرآن کریم استناد جسته است و این نیز یکی دیگر از سیره های قرآنی آن حضرت می باشد که از چند جهت قابل مطالعه است. 
اوّلاً: این را می رساند که ریشه هر حکم فقهی در قرآن کریم است. 
ثانیاً: تسلّط و آگاهی بسیار بالای امیرمؤمنان امام علی علیه السلام را روشن می سازد. 
ثالثاً: این راه را در پیش کارشناسان فقه و دیگر علوم اسلامی می گذارد که چگونه برای استفاده و استخراج حکم خدا از قرآن بهره جویند. 
صاحب وسائل الشیعه در کتاب نفیس خود، به بسیاری از این موارد در ابواب مختلف فقهی اشاره نموده است که آوردن همه آنها بدون شک از حوصله این نوشتار بیرون است. امام علیه السلام در باب وضو و جبیره و اهمیت نماز و محافظت از آن و نماز به سوی کعبه، کیفیت نماز خوف، جایز نبودن نماز در حالی که امام جمعه در حال خطبه می باشد، تقسیم خمس، وجوب افطار در سفر، کراهت مسافرت در ماه رمضان، وجوب حج، تحریم عمل به نجوم و تعلیم و آموزش آن مگر برای یافتن راه، استحباب، افشاء سلام، استحباب تسمیت عطسه کننده، کراهت اجاره دادن خانه های مکّه، و تقیّه در دین و غیر آنها که می توانید این آیات را در جلد اوّل وسائل الشیعه، صفحات 82، 280، 328، 335، 339؛ جلد سوم، صفحات 19، 82، 166، 218، 419؛ جلد چهارم، صفحات 693، 748، 1056، 1169، 1189؛ جلد پنجم، صفحات 487، 93، جلد ششم، صفحه 356؛ جلد هفتم، صفحات 80، 126، 129، 284؛ جلد هشتم، صفحات 9، 269، 438، 460؛ جلد نهم، صفحه 368؛ جلد یازدهم، صفحه 478 و... ملاحظه کنید. 
ابوبصیر از امام صادق علیه السلام از پدرانش از امیرمؤمنان علیه السلام روایت کرده که فرمود: هرگاه یکی از شما از نماز خود فارغ شد، پس دستهای خود را به سوی آسمان بالا ببرد و آنگاه دعا کند. ابن سبا گفت: ای امیرمؤمنان! مگر خداوند در همه جا نمی باشد؟ امام فرمود: آری. گفت: پس چرا دستش را به سوی آسمان بالا ببرد؟ 
امام فرمود: مگر نخوانده ای که خداوند فرموده: «وفی السّماء رزقکم و ما توعدون»؛ روزی شما و آنچه که وعده داده شده، در آسمان است. آیا روزی را جز از جایگاهش باید طلب کرد؟ در حالی که جایگاه روزی و آنچه که خداوند وعده فرموده، در آسمان است.(15)

پاسخ به پرسشهای قرآنی 
از دیگر برنامه های قرآنی امیرمؤمنان علیه السلام این بود، با آن اطلاعات فراوانی که داشت، به پرسشهای زیادی در مورد قرآن کریم پاسخ داد که بخشی از آن پاسخ ها در کتب تفسیر و سیره به ثبت رسیده است. 
1. اوّلین آیه ای که نازل شد
علاّمه مجلسی در بحارالانوار آورده است که: از امیرمؤمنان علیه السلام درباره اوّلین چیزی که خداوند از قرآن نازل فرمود، سؤال شد. 
حضرت فرمود: اوّلین چیزی که خداوند متعال از قرآن در مکّه نازل فرموده است، سوره «إقرأ باسم ربّک الّذی خلق» می باشد. و اوّلین چیزی که در مدینه نازل فرموده است، سوره بقره می باشد.(16) 
2. معنای وفاکهة و أبّا
شیخ مفید در الارشاد نقل کرده که از ابوبکر سؤال کردند: مقصود از «فاکهة و أبّاً» چیست؟ 
در پاسخ گفت: کدام آسمان بر من سایه می اندازد و یا کدام زمین سنگینی مرا بر می دارد و یا چه کار کنم، اگر بگویم که در کتاب خدا چیزی هست که من نمی دانم. اما فاکهة پس آن را می شناسم و امّا أبّاً، خدا عالم است به آن. 
چون این مطلب به امیرمؤمنان علیه السلام رسید، فرمود: سبحان الله! آیا ابوبکر ندانست که أبّاً علف و چیزی است که حیوانات آن را می چرند و می خورند؟ فاکهة و ابّاً را خداوند متعال آماده کرده است برای بندگانش و حیواناتِ بندگانش که به خوردن آن زنده بمانند.(17)

1. نهج البلاغه، خطبه 18. 
2. همان، خطبه 133. 
3. همان، خطبه 176. 
4. مجموعه ورّام، ج 2، ص 202؛ بحارالانوار، ج 65، ص 212؛ اصول کافی، ج 2، ص 600. 
5. نهج البلاغه، خطبه 176؛ مستدرک الوسائل، ج 4، ص 239. 
6. همان. 
7. اعلام الدین، ص 104؛ بحارالانوار، ج 89، ص 23. 
8. نهج البلاغه، شرح و ترجمه دشتی، ص 417. 
9. القطرة، ص 148. 
10. همان. 
11. دانستنیهایی از قرآن، ص 94. 
12. قرآن در احادیث اسلامی، ص 118. 
13. همان؛ ینابیع المودّة، ص 274. 
14. بحارالانوار، ج 93، ص 4. 
15. وسائل الشیعه، ج 4، ص 56. 
16. بحارالانوار، ج 93، ص 11. 
17. الارشاد، ج 1، ص 200. 
پدیدآورنده: محمدجواد مروّجی طبسی


موضوعات مرتبط: قران

تازه های قرآنی

سه شنبه
2:5 PM
حسینی
تازه های قرآنی

 

 

تأثير «بسم‌الله‌الرحمن الرحيم» بر آب زمزم

مركز پژوهشی «هادو» توكيو در تحقيقی جامع با استفاده از فن‌آوری نانو، تأثير تلاوت آيه «بسم‌الله‌الرحمن الرحيم» بر آب زمزم را مورد بررسی‌ قرارداد.
ماسارو ايموتو، رئيس مركز پژوهشی«هادو» توكيو با بيان اين‌كه در اين تحقيق به نتايج ارزنده و عجيبی دست‌يافته‌اند، گفت: تلاوت آيه «بسم‌الله‌الرحمن‌الرحيم» تأثير عجيبی بر روی بلورهای آب زمزم دارد به طوری كه هنگام تلاوت اين آيه مبارك حباب‌های زيبايی بر روی آب تشكيل‌می‌شود.
اين پژوهشگر ژاپنی تصريح‌كرد: از بزرگ‌ترين تجاربی كه در نتيجه آزمايش بر روی آب زمزم به‌دست‌آمده، اين است كه هنگامی كه در كنار ظرفی از آب زمزم آياتی از قرآن‌كريم تلاوت‌‌شود،‌ بلورهايی رمزگونه و زيبا بر روی آن شكل‌می‌گيرد.
رئيس مركز پژوهشی«هادو» با اشاره به اين‌كه آب زمزم ويژگی‌های خاصی دارد كه تغيير در آن امكان‌پذير نيست، افزود: اين آب ويژگی‌های منحصر به فردی دارد كه در ساير آب‌ها يافت‌نمی‌شود.
وی گفت: با توجه به آزمايش‌ها و مطالعات زيادی كه بر روی آب زمزم انجام‌‌شد، اين نتيجه به دست‌آمد كه اگر يك قطره از آب زمزم با هزار قطره آب معمولی مخلوط‌شود، بلورهای تشكيل‌دهنده آن تغيير شكل‌داده و خاصيت آب زمزم را پيدامی‌كنند.

زوجیت در گیاهان

زوجیت گیاهان:
ققرآن به اینکه گیاهان به صورت نر و ماده هستند اشاره می کند.
«و انزل من السماء ماء فاخرجنا به ازواجا من نبات شتی» طه 53
«واز آسمان آبی فرو فرستادیم و بوسیلة آن جفت هایی از گیاهان گوناگون رویاندیم»
« در سال 1731میلادی ، دانشمند سوئدی «کارل لینه» نظریه خود را مبنی بر وجود زوجیت در بین گیاهان اعلام کرد که تعجب بسیاری را برانگیخت. بعد از مدتی، کتاب وی از طرف کلیسا مورد نهی. شدید قرار گرفت به هرحال دیری ‌نپایید که این نظریه، مورد قبول و تایید مجامع علمی قرار گرفت و هم اکنون همه آن را پذیرفته‌اند. با آنکه همه می‌دانیم، قرآن یک کتاب علمی نیست که هدف از آن تبیین علوم مختلف باشد، ولی در راستای تأمین اصلی‌ترین هدف خود، یعنی هدایت انسانها، در مواردی نکاتی را یاد‌آور شده است که حکایت از عظمت منبع وحی و اعجاز قرآن کریم دارد.

اشاره ی قرآن به وجود کلروفیل

وهوالذی انزل من السماء ماء فاخرجنا به نبات کل شیء فاخرجنا منه خضرا نخرج منه حبا متراکبا و من النخل من طلعها قنوان دانیة و جنات من اعناب والزیتون و الرمان مشتبها وغیرمتشابه انظروا الی ثمره اذا اثمر وینعه ان فی ذلکم لایات لقوم یومنون." (انعام/99)
و این اوست که از ابر باران میفرستد، با آن جوانه های انواع رستنیها را در میآوریم، و از جوانه ماده سبز را درمی آوریم، که با آن ماده سبز دانه های خوشه ای درست میکنیم، و از تاره های نـخل پَـنگهای خـوردنی درست می کنیم، و باغهای انگور و زیتون و انار که ترکیبات مشترک زیادی دارند ولی همانند نمائی نمی کنند را درست می کنیم
یکی از جنبه های اعجازگر کتاب آسمانی قرآن، تبیین حقایقی است که در زمان نزول آن برای اهل علم مکشوف نبوده و پیشرفت های علمی در قرون و اعصار سپس تر، بر درستی آن صحه گذارده است.
یکی از این نمونه های اعجاز علمی قرآن، وجود ماده سبز گیاهی است. توضیح اینکه در سلول گیاهی کیسه های غشائی هست که در آن موادی درست می شود که کلروفـیل نامـیـده می شود. کلروفـیل به معنی «ماده سبز گیاهی و سبزینه» است که معادل آن در عربی «خـَضِـر» است (یعنی همان چیزیکه در آیه مطرح شده است). این ماده سبز (خضر) انرژی نوری خورشید را جذب می کند و به انرژی شیمائی تـبـدیـل می کند

 

 

شگفتی های قرآن

(1)پيامبر اكرم صلّي اللَّه عليه و آله فرمود: براي قرآن ظاهري و باطني است، ظاهر آن حكم و باطن آن علم است. ظاهر آن زيبا و دل ‏انــگــيــز و باطن آن ژرف و عميق است. آن را نجومي، و بر نجوم آن نجومي است.
در تفسير عياشي، ج 1، ص 3 به جاي نجوم، به معني ستارگان و دسيسه ‏ها، تخوم به معني مرزها و حدود آمده است.
شگفتي‏ هاي آن از شماره بيرون است و غرايب و عجايب آن كهنه نمي ‏شود، در آن چراغ هاي هدايت و مشعل هاي حكمت است ...
اصول كافي، ج 2، ص 599
(2) پيامبر اكرم صلّي اللَّه عليه و آله فرمود: قرآن را درست بخوانيد و در جستجوي شگفتي هاي آن باشيد.
بحار الانوار، ج 92، ص 109
(3) امام سجاد عليه السّلام فرمود:
خدايا! بر محمّد و آلش درود فرست ، و چنان قرار ده ... تا فهم شگفتي هاي قرآن را نصيب دل هـــاي مـــــــا گرداني.
صحيفه ي سجّاديه، دعاي 42
(4) امام حسين عليه السّلام فرمود: كتاب خداي ، عزّوجل ، داراي چهار بخش است : عبارت ظاهر ، اشاره، لطايف و حقايق.
عبارت ظاهر براي عوام ، اشارت براي خواص ، لطايف براي اوليا و حقائق براي انبياء است.
بحار الانوار، ج 92، ص 20
(5) امام صادق عليه السّلام فرمود: قرآن را تأويلي است كه بعضي از آن آمده و بعضي هنوز نيامده است، پس چـــون تأويل در زمـــان امـامي از امامان واقع شود ، امام آن زمان ، آن را خواهد دانست.
بحار الانوار، ج 92، ص 20

و شگفتي اعراب جاهليت از قرآن

عرب جاهلي از جهاتي درباره قرآن انگشت تعجب به دندان ميگرفت و در حيرت عميق فرو ميرفت و آن جهات عبارتند از:
1- او با ذوق سرشار خود دريافت كه زيبايي لفظ و شيوايي اسلوب و همآهنگي آيات، كاملا بي سابقه است و سيماي ظاهري آن نه مانند شعر است زيرا فاقد وزن و قافيه است، علاوه بر اين در آن تخيلات شعري وجود ندارد و نه مانند نثر است كه از هر نوع قيد خالي و دور باشد بلكه داراي انسجام و فواصل خاصي است كه او را از دايره نثر معروف بيرون برده است.
2- قرآن مطالي را عرضه ميدارد كه هيچگاه در قصايد و خطبههاي عرب وجود نداشته است و هرگز به دنبال توصيف خرابه و خانه معشوقه و شوق ديدار دوستان و بيان خصوصيات شتر و اسب نيست و محتويات آن از غزل سرايي و مدح افراد و يا رثا و بيان مصائب اشخاص پيراسته است. درباره زن و عيش و نوش و كوچيدن كاروان و باده و ساغر سخن نميگويد و هرگز بسان شاعران در محدوده خاصي بحث نميكند. اين كتاب درباره خدا و صفات و سرآغاز و سرانجام بشر و زندگي امتهاي ديرينه كه بر اثر طغيان گرفتار خشم الهي گرديدهاند و ... سخن ميگويد:
3- قرآن با الفاظي زيبا، از معاني كاملا متناسب بدون اينكه لفظ را فداي معني و يا معني را فداي لفظ نمايد، با سبكي كاملا ممتاز و زيبا تعبير ميكند.
4- هرگاه شاعري و يا نويسندهاي عبارتي ياداستاني را تكرار كند، لطف و زيبايي كلام، بر اثر تكرار از بين ميرود ولي قرآن گاهي با عباراتي فشرده و موجز و گاهي مبسوط و گسترده، از سرگذشت پيامبر يا از صفات مبدأ وخصوصيات معاد به طور مكرر سخن ميگويد و هرگز لطمهاي بر لطافت و زيبايي او وارد نميگردد.
5- در ميان خطابه خطيبيان و قصايد شعرا گاهي جملهها و ابياتي درخشندگي خاصي پيدا كرده، خودنمايي ميكنند چه از ميان اشعار يك قصيده و يا جملههاي يك خطابه، چند بيت و جملهاي ارزش هنري و شعري دارند و باقيمانده آنها مبتذل و پيش پا افتاده ميباشد. اما قرآن با آن گسترش، تمام آيات آن در سطح عالي و خارق العاده قرار دارد. كافي است كه در اين باره نظري به داستان يوسف كه در سورهاي به طور مبسوط بيان شده است بيفكنيم ميبينيم كه تمام آيات آن در درجه اعلاي فصاحت و بلاغت قرار دارد.
6- اين كتاب معاني بسيار بزرگ را در قالب الفاظي كوتاه ريخته و به طرز بديعي بيان ميكند كافي است در اين باره آيه الكرسي و آيات آغاز سوره حديد را ملاحظه بنماييم در اين آيه و در آيات آغاز سوره حديد يك جهان حقايق فلسفي و معارف عقلي بيان شده است كه عظمت و گسترش معاني و ايجاز جملهها اعجاب افراد را بر ميانگيزد.
7- اين كتاب ميكوشد بشر را با آفرينش و اسرار جهان و فضايل اخلاقي و رذايل نفساني و حلال و حرام آشنا سازد و پيوسته ميخواهد كه او را معتقد سازد كه مرگ پايان زندگي نيست. خطيبان و بليغان عرب معاصر تحت تأثير برتري اسلوب و زيبايي ظاهر و شيريني بيان و رسايي تعبير و بداعت و ابتكار معاني و عظمت مفاهيم آن قرار گرفته و حيرت و بهت خاصي بر افكار و انديشههاي آنان سايه افكنده بود و آنچه كه آنان از اعجاب قرآن درك ميكردند همين بود و بس. اگر پس از مرور زمان دانشمندان اسلام به جهات ديگري از اعجاز قرآن پي بردند و اعجاز آن را از جهات مختلفي ثابت نمودهاند، مطلبي است صحيح و استوار ولي اين جهات براي عرب معاصر قرآن مطرح نبوده و عقل و فكر و انديشه آنان به آن نميرسيد.

 


موضوعات مرتبط: قران

گام های چهارگانه رستگاری

دو شنبه
3:41 PM
حسینی

اولیای الهی در بیانات خود اشاره کرده اند که ملاک رسیدن به رستگاری، برداشتن قدم های چهارگانه ترک گناه، عدم غفلت، انجام عبادات همراه با حضور قلب و مقام حزن دائم است. اگر هر فردی در طول عمر خود این چهار قدم را بردارد، به مقام قرب و رستگاری راه یابد.

پایگاه اطلاع رسانی هیات رزمندگان اسلام به نقل از حوزه ؛ اولیای الهی در بیانات خود اشاره کرده اند که ملاک رسیدن به رستگاری، برداشتن قدم های چهارگانه ترک گناه، عدم غفلت، انجام عبادات همراه با حضور قلب و مقام حزن دائم است. اگر هر فردی در طول عمر خود این چهار قدم را بردارد، به مقام قرب و رستگاری راه یابد.

گام های چهارگانه رستگاری 

گام های چهارگانه رستگاری 

گام اول: ترک گناه

گام اول در مسیر رستگاری گناه نکردن است. مرحوم شیخ محمد بهاری دراین باره می نویسد:«الاوّلُ: تَرک المَعاصِی و هذا هو الّذی بُنی علیه قِوامُ التَّقوَی و اُسّسَ علیه اَساسُ الآخرهِ و الاُولی و ما تَقَرّبَ المُتَقرّبونَ بِشئٍ اَعلی و افضل منه[۱]؛ گام اول ترک معاصی و این آن چیزی است که قوام و بنیان تقوا بر آن است و اساس آخرت و دنیا بر آن استوار و اهل تقرب به وسیله چیزی بهتر و بالاتر از آن به خدا تقرب نمی جویند. »شعار تمام انبیاء: کلمه «لا اله الا الله» بود. گام اول انجام ندادن و نخواستن، یعنی «لا اله» است. هنگامی که انسان گناه و اشتباه را کنار بگذارد، «الا الله» در وجودش تجلّی پیدا می کند. اگر انسان از مرحله «لا اله» عبور نکند، بین او و خداوند حجابی وجود دارد که نمی تواند با خداوند ارتباط برقرار کند؛ اگرچه که خداوند همواره از انسان آگاه است.

 


موضوعات مرتبط: قران

سوء ظن بین فرقه‌های اسلامی خلاف قرآن است

دو شنبه
3:39 PM
حسینی

سوء ظن بین فرقه‌های اسلامی خلاف قرآن است

استاد سطح خارج فقه حوزه علمیه با تأکید بر تولید فقه امت به جای فقه مذاهب، گفت: نباید دانش‌های اسلامی را به تعداد فرقه‌های مذهبی در شیعه و سنی متعدد کنیم، زیرا نه با واقعیت تاریخی دانش‌ها سازگاری دارد و نه انعکاس و نتایج و پیامدهای آن درست است.

 


موضوعات مرتبط: قران

صفح به ‌معنای انصراف از انتقام و گرایش به احسان

دو شنبه
3:37 PM
حسینی

حجت‌الاسلام امینی با بیان اینکه در روایات ائمه(علیهم السلام) صفح به معنای عفو بدون عتاب معنا شده است، آن را یکی از اصول اساسی برای اهل ورع برشمرد.

حجت‌الاسلام و المسلمین سید عبدالله امینی، مدرس حوزه و دانشگاه آبادان در گفت‌وگو با خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از خوزستان، درباره مفهوم «صفح» در قرآن کریم اظهار کرد: در زبان عربی دو کلمه «صفح» و «سفح» داریم؛ آنکه با سین است مذموم و به معنی خونریزی است؛ لذا یکی از القاب منصور عباسی، سفاح بود. اما صفح اخلاقی به این معناست که از جانبی و طرفی به طرف دیگر منصرف شویم و عدول کنیم که ضد آن باشد. لذا کلمه صفحه نسبت به اوراق تعبیر می‌شود چرا که وقتی برگ می‌زنیم از یک طرف صفحه به طرف دیگر آن منتقل می‌شویم. پس صفح انتقال و عدول از جانبی به جانب دیگر است.

صفح به ‌معنای انصراف از انتقام و گرایش به احسان

صفح به ‌معنای انصراف از انتقام و گرایش به احسان

صفح در کلام اهل بیت(علیهم السلام)

وی گفت: در علم شریف اخلاق که برگرفته از آیات و روایات است، صفح را به معنی ضد انتقام گرفته‌اند. در حدیث شریفی که از امام صادق علیهم السلام نقل شده است در آن جنود عقل و جهل را به تفصیل بیان می‌کنند که امام خمینی(ره) نیز کتابی به همین نام دارند و از کتب بسیار نفیس در علم اخلاق به شمار می‌آید که متأسفانه بسیار مهجور واقع شده و شرح این حدیث است. در آن حدیث، امام صادق علیهم السلام صفح را از جنود عقل برمی‌شمارند و می‌فرماید: ضد آن انتقام است. امام صادق علیهم السلام در جایی دیگر فرمودند: صفح جمیل آن است که اگر کسی خطایی مرتکب شود(در حق شخصی شما) او را عقاب نکنید. امام رضا علیهم السلام واژه صفح را بیشتر موشکافی کرده‌اند و درباره آیه «فَاصْفَحِ الصَّفْحَ الْجَمِیلَ؛ پس به خوبى صرف نظر کن»(حجر، ۸۵) فرمودند: «العفو من غیرعتاب» صفح جمیل آن است که کسی را عفو کنی، عفوی که مقرون به سرزنش نباشد. یعنی اگر کسی را عفو کنیم و به دنبال آن وی را سرزنش نکنیم از آن به صفح تعبیر می‌شود که نزد اهل‌بیت علیهم السلام ممدوح است.

 


موضوعات مرتبط: قران

شرط مغفرت در قرآن

پنج شنبه
10:19 AM
حسینی

 

مورد چهارم یک خبر خوب است به آنهایی که مردم را می‏بخشند. خدا به آنها وعده مغفرت داده است. در آیه 22 سوره نور آمده است

«
وَلْیعْفُوا وَلْیصْفَحُوا أَلَا تُحِبُّونَ أَنْ یغْفِرَ اللَّهُ لَكُمْ / آنها باید عفو کنند و چشم بپوشند. آیا دوست نمی‏دارید خداوند شما را ببخشد؟».

5- 
آنهایی که قرض‏الحسنه می‏دهند و به مردم از این طریق یاری می‏رسانند هم مورد غفران الهی واقع می‏شوند. در آیه 17 سوره تغابن آمده است:

« 
إِنْ تُقْرِضُوا اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا یضَاعِفْهُ لَكُمْ وَیغْفِرْ لَكُمْ وَاللَّهُ شَكُورٌ حَلِیمٌاگر به خدا قرض‏الحسنه دهید، آن را برای شما مضاعف می‏سازد و شما را می‏بخشد».

6- 
دعا و استغفار دیگر شرط مغفرت الهی است: «انی ظلمت نفسی فاغفر لی فغفر له انه هو الغفور الرحیم/ پروردگارا! من به خویشتن ستم کردم؛ مرا ببخش. خداوند او را بخشید».
این آیه‏ها نوید بزرگی است برای آنهایی که به رحمت الهی امیدوار هستند؛ خدایی که اهل بخشش است و به مغفرت عادت دارد.

آیه، ضمیمه همشهری جوان

آیات توحیدی در قرآن




آیاتی که به توحید و یگانگی پرداخته و خداوند متعال را از هر گونه شرکی بدور می‌داند در پاره‌ای از آیات قرآنی علاوه بر تصریح توحید از دیگر ویژگیهایی که لازمه یگانگی خدا می‌باشد سخن به میان آورده و در طی آیات زیر به معرفی خدا می‌پردازد

یگانگی و مالکیت حقیقی 

در سوره بقره آیات 117 و 116 به یگانگی و مالکیت حقیقی وی در عالم هستی و اراده‌اش اشاره نموده خدا اینچنین را معرفی می‌کند
(
یهود و مسیحیان و مشرکان) گفتند خداوند برای خود فرزند اتخاذ کرده او از این نسبت منزه است، بلکه آنچه در آسمانها و زمین است از آن اوست و همه در برابر او خاضعند، هستی بخش آسمانها و زمین است آنگاه که به وجود آمدن چیزی فرمان دهد، می‌گوید: پدید آی! آنهم فورا پدید می‌آید." 

صفات قیومیت و علم 

و همچنین در آیه 163و 255 سوره بقره با اشاره به صفات قیومیت و علم و آگاهی الهی، در معرفی خدا اینچنین بیانی دارد
معبود شما خداوند یگانه است که غیر از او شایسته پرستش نیست زیرا که او بخشنده و مهربان است
و درآیه 255 همین سوره اضافه می‌فرماید که هیچ معبودی جز خداوند یگانه نیست، او زنده و قائم به ذات خویش است و موجودات دیگر قائم به او هستند- هیچگاه خواب سبک و سنگینی او را فرا نمی‌گیرد، آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است از آن اوست

توحید درخالقیت خدا 

و علاوه بر صفات فوق همچنین در آیات 5 و 6 سوره آل‌عمران به خالقیت خدا اشاره نموده، چنین می‌فرماید: "نه در آسمانها و نه در زمین چیزی برای خدا مخفی نمی‌ماند او کسی است که شما را در رحم مادران آنچنان که می‌خواهد تصویر می‌کند، بنابراین معبوی جز آن خدای توانا و حکیم نیست
و در سوره انعام آیات 102 و 103 چنین بیان می‌نماید:و این است خداوند و پرورگار شما که غیر از او خدایی نیست و هر چه هست او آفریده است، پس او را بستایید که اوست بر همه چیز مسلط و صاحب اختیار، دیدگان از درک او عاجز ولی او دیدگان را درک می‌کند، خدایی است غیر قابل درک و در عین حال آگاه
و در سوره یونس آیه 34 چنین می‌فرماید
"
بگو به آنان تنها خداست که به جهان هستی، هستی می‌بخشد، سپس هستی را از آن باز می‌ستاند. پس شما به کجا رو می‌گردانید

اراده الهی 

و در سوره سوره رعد آیه 2 به تدبیر و اراده اراده الهی در عالم خلقت توجه نموده، می‌فرماید " همان خداست که آسمان را بدون ستونی که قابل دیدن باشد، برافراشت، سپس به عرش پرداخت، ماه و خورشید را مطیع و فرمان‌بردار خود ساخت که همگان تا مدت معینی در سیر و جریانند و تدبیر همه امور در دست اوست (خداوند) بدینگونه آیات خویش را تفصیل و توضیح می‌دهد تا شما به لقای پروردگارتان یقین و باور کنید". 
اوست خدای یگانه که جز او خدایی نیست و برای اوست حمد و سپاس، ابدی از نخستین روز تا واپسین روز. حکم و فرمان نیز از آن اوست و برگشت همگان هم به سوی او خواهد بود. (سوره قصص-70

پادشاه مطلق 

سوره حشر آیات 24-22 " او همان خدایی است که غیر او خدایی نیست، اوست پادشاه مطلق، پاک و عاری از عیوب، او پناهگاه ایمنی‌بخش، حافظ و نگهبان انسانها، غالب و مقتدر به تمام معنا، محیط و مسلط به همه چیز است. بزرگوار، پاک و منزه است خداوند از آنچه به او شرک می‌وزند، اوست خدای آفریننده، ایجاد کننده، نقاش و صورتگر جهان، برای اوست اوصاف و نامهای نیک. آنچه در آسمانها و زمین است، بر او تسبیح می‌گوید و اوست خدای توانا و حکیم". 

نتیجه مطلب 

این بود برخی از آیات قرآنی در مورد توحید و یگانگی خداوند متعال که به صورت یک مسئله فلسفی و عقلی مورد اثبات قرار گرفته اما جنبه اعجاز قرآن از باب معارف عقلی و فلسفی از این بابت است که آورنده این مطالب یک فرد امی و درس ناخوانده می‌باشد و علاوه بر آن این معارف در چنین سطح بالایی، کاملا متضاد با فرهنگ عصر خودش می‌باشد چرا که در آن عصر، خدا را یگانه نمی‌دانستند و خدایان متعددی را عبادت می‌کردند و برای خدا فرزند قائل بودند، و اصلا توحید را قبول نداشتند در حالی که یک فرد بیسواد با چنین دلیلهای استوار و سستی ناپذیر خط بطلان بر اعتقادات تک تک عرب جاهلی کشید

 

 


موضوعات مرتبط: قران

آیات اخلاقی قرآن کریم

پنج شنبه
10:19 AM
حسینی
آیات اخلاقی قرآن کریم

-شكر نعمت، كفر نعمت: « لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِیدَنَّكُمْ وَ لَئِنْ كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذابِی لَشَدِیدٌ » (ابراهیم / 7) اگر شكرگزاری كنید، (نعمت خود را)بر شما خواهم افزود، و اگرناسپاسی كنید، مجازاتم شدید است.
4-صبر: « وَ اصْبِرُوا إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِینَ» (انفال / 46) وصبر و استقامت كنید كه خداوند با استقامت كنندگان است.
5- توبه: « یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَی اللَّهِ تَوْبَهً نَصُوحاً عَسی رَبُّكُمْ أَنْ یُكَفِّرَ عَنْكُمْ سَیِّئاتِكُمْ وَ یُدْخِلَكُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ » (تحریم / ای كسانی كه ایمان آورده‌اید، بسوی خدا توبه كنید، توبه‌ای خالص، امید است(با این كار)پروردگارتان گناهانتان را ببخشدو شما را در باغهایی از بهشت كه نهرها از زیر درختانش جاری است، وارد كند.
6- اخلاص: « فَادْعُوا اللَّهَ مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ وَ لَوْ كَرِهَ الْكافِرُونَ » (غافر / 14) (تنها)خدا را بخوانید و دین خود را برای او خالص كنید، هر چند كافران ناخشنود باشند.
7- رضا: « رِضْوانٌ مِنَ اللَّهِ أَكْبَرُ » (توبه / 72) و خشنودی خدا بزرگتر است.

8- احترام به پدر و مادر: « لا تَعْبُدُونَ إِلاَّ اللَّهَ وَ بِالْوالِدَیْنِ إِحْساناً » (بقره / 83) جز خدا را نپرستید وبه پدر و مادر خود احسان كنید.
9- خوش گفتاری: «وَ قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً » (بقره / 83) وبا مردم (به زبان) خوش سخن بگویید.
10- امانت: «إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلی أَهْلِها » (نساء / 58) خداوند به شما فرمان می‌دهد كه امانتها را به صاحبانش بدهید.
11- عدل: « إِذا حَكَمْتُمْ بَیْنَ النَّاسِ أَنْ تَحْكُمُوا بِالْعَدْلِ » (نساء / 58) هنگامی كه میان مردم داوری می‌كنید، به عدالت داوری كنید.
12- امر به معروف و نهی از منكر: « وَ لْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَّهٌ یَدْعُونَ إِلَی الْخَیْرِ وَ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ » (ال عمران / 104) باید از میان شما، جمعی دعوت به نیكی ، و امر به معروف و نهی از منكر كنند و آنها همان رستگارانند.

13- نقض عهد، قطع رحم، فساد: « وَ الَّذِینَ یَنْقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِنْ بَعْدِ مِیثاقِهِ وَ یَقْطَعُونَ ما أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ یُوصَلَ وَ یُفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ أُولئِكَ لَهُمُ اللَّعْنَهُ » (رعد / 25) آنها كه عهد الهی را پس از محكم كردن می‌شكنند، و پیوندهایی را كه خدا دستور به برقراری آن داده قطع می‌كنند، و در روی زمین فساد می‌كنند، لعنت برای آنهاست.

 


موضوعات مرتبط: قران

قرآن كتاب سئولات

پنج شنبه
10:18 AM
حسینی
قرآن كتاب سئولات

قرآن كتابي است كه هيچ گاه انسان را از آورنده آن بي نياز نمي كند:

قرآن بيشتر به كليات اشاره نموده است وجزئيات را گذاشته به عهده پيا مبران وائمه معصومين (ع)ووجود تاويلات ، محكمات ،ومتشا بهات در قرآن صدق گفتار مارا تاييد مي كند. شخصي نزد امام جعفر صادق (ع) آمد واز نعمتي كه در قرآن آمده وانسان نسبت به آن باز خواست خواهد شد از ايشان سئوال كرد آقا فرمودند: ديگران چه مي گويند شخص گفت نظر ديگران اين است كه خدا وند فرداي قيامت از آنچه روزي ما كرده سئوال مي كند ، آقا فرمودند. خداوند بزرگتر از آن است تااز آنچه روزي شما كرده از شما سئوال يا باز خواست  كند منظور از آن نعمت كه شما را باز خواست خواهد كرد ما اهل بيت هستيم

قرآن اسرارش را جز به مطهرون به ديگر نمي دهد:

قرآن مي فرمايد لايمسه الاالمطهرون، شايد بعضي بگويند منظور اين است كه مرا مس نمي كنند جز كساني كه داراي وضو مي باشند، نه منظور اين نيست بلكه منظور اين است كه قرآن داراي اسرار بسيار زيادي است كه جز پاكان كسي نمي تواند به اين اسرار راه يابد ، تا انسان خود را از تمام رذايل پاك نكند نمي تواند از قرآن آنطور كه شايسته است بهره ببرد فهم قران نياز به تزكيه دارد نياز به اين دارد تا انسان متخلق به فضايل شود . آنگاه است كه چشمه هايي از معرفت به قرآن در قلب اوپيدا مي شود .ومي تواند به مفا هيمي از قرآن دست يابد كه ديگران عاجز از راه يافتن به آن حقايق هستند.واينجاست كساني كه به حقايق قرآن دست پيدا مي كنند ، زندگيشان متحول مي شود . چون آنها حقايق زندگي را طوري مي بينند كه ديگران قادر به فهم آن حقايق نيستند. لذا گناه ومعصيت از زندگي آنها رخت بر مي بندد وبه جاي آن سعادت ،خوشبختي ،وآرامش به زندگي انها برمي گردد. وديگر نگران اينده نيستند چون به اين حقيقت وواقعيت مي رسند كه تمام كار ها به دست خداست واز كسي ديگر كاري بر نمي ايد.بنا برين روبه درگاه خدا مي آورند وبا تمام وجود او را عبادت مي كنند . واز طرفي از عبادت خدا لذت مي برند.

قرآن نامه عاشق به معشوق است:

عشق چگونه بوجود آمد ؟ عشق از حسن وزيبايي بوجود آمد، حسن يا ذاتي است يا معشوقي ، ذاتي : كه ذاتا داراي حسن جمال است حضرت يوسف ذاتا داراي حسن جمال بود – معشوقيست: كه از لبخند عاشق به معشوق توليد ميشود پس عشق از خانه دل شروع نمي شود بلكه از لب عاشق شروع مي شود .خداوند داستان عاشقي خود نسبت به انسان رادر سوره بقره مفصلا بيان مي كند . عشق خدا به بندگانش بي منتهاست واين بستگي به عشق ما نسبت به خدا دارد تا بتوانيم چه اندازه از اين عشق بنفع خود استفاده كنيم . از طرفي عاشقي بايد واقعي باشد نه كاذب بيشتر عشقها كاذب است لذا دوام هم ندارد در نظر عاشق واقعي همه چيز معشوق زيباست . عاشق براي واصال به معشوق بايد متحمل سختيها ودشواريها گردد . در داستان ليلي ومجنون عشق مجنون به ليلي يك عشق واقعي است نه كاذب آخر مي گويند روزي مجنون مريض شد رفت پيش دكتر گفت آقاي دكتر من مجنونم مريضم آمده ام مرا معا لجه نمائيد ، دكتر بعد از معاينه مجنون به او گفت بيماري تو نياز به دارو ندارد بلكه نياز به شير شتر دارد . مجنون گفت اي آقاي دكتر شترم كجا بودكه شير داشته باشم دكتر گفت مگر ليلي معشوق تو نيست گفت چرا دكتر گفت خوب ليلي داراي صد شتر است چرا نمي رويد نزد او مجنون گفت راست مي گويي يك ظرف بر داشت رفت بيابان آنجايي كه ليلي يك چادر زده بود وشير هاي شترانش را مي فروخت مجنون ديد مردم صف كشيده اند ومنتظر گرفتن شيرهستند . مجنون بدون اعتنا به مردم رفت جلو خيمه ليلي وگفت ليلي من من مجنونم مريضم رفته ام پيش دكتر دكتر برايم شير تجويز كرده است ليلي پرده خيمه را بالا انداخت وظرف مجنون را گرفت وبه زمين زد وشكست همه به مجنون خنديدند ولي مجنون گفت : اگر با ديگرانش بود ميلي     چرا ظرف مرا بشكستي ليلي

بله اگر ما عاشق خدا باشيم مصيبتها ، سختيها،رنجهابراي ما زيبا مي شود مشكل ما اين است كه عاشق نيستيم


موضوعات مرتبط: قران

کليدهاي فهم قرآن

پنج شنبه
10:18 AM
حسینی

قرآن كتاب زندگي :

 خداوند متعال قرآن را كتاب زندگي معرفي مي كند واز طرفي زندگي كتاب حادثه هاست. روي اين اصل از آنجا كه زندگي آبستن حوادث مي باشد .پس بايد چه كنيم تادر اين درياي متلاطم ومواج كه هر موج سهمگينش مي تواند زندگيمان را نا بود سازدبتوانيم به زندگي خود ادامه دهيم آنهم زندگي كه براي ما آرامش وخوشبختي وكمال را در پي داشته باشد.قرآن درجواب مي فرمايد اگر مي خواهيد زندگي ايده آلي داشته باشيد . كه در آن نگراني ، اضطراب ،و........ نباشد راههاي گوناگوني وجود دارد .يكي از اين راهها كمك گرفتن از نماز وصبر برآنچه بر شما مي رسد . وناراحت نشدن از آنچه از دستان مي رود وخوشحال نشدن از آنچه به دستان مي آيد چون هرچه از شما گرفته مي شود امانتي بيش نزد شما نيست . وآنچه هم به شما مي رسد . ابدي نخواهد بود . يك صندوقدار با نك را در نظر بگيريد ممكن است در يك روز صدها ميليون پول بدستش آيد وصد ها ميليون پول از دستش برود ولي هرگز خوشحال وناراحت نمي شود چون به اين حقيت رسيده آنها امانتي بيش نزدش بيشتر نبوده است. بلاهاومصيبتهايي كه به انسان مي رسد باعث انتقال او از لجنزار زندگي به حيات طيبه است . شما يك استخر را در نظر بگيريد كه آبش تبديل به لجن شده است .سعي بر اين است كه ماهيها را نجات دهند نه كرمها را حال حقيقت اين دنيا لجن است و انسان ماهي استخر اين دنيا ست واگر از اين لجنزار منتقل نشود خواه ناخواه خواهد مرد ونابود مي شود  پس مصيبتها هم نعمت است نه نغمت . واز طرفي هنگامي كه يك ميخ برروي پايه اي نصب شد ، هر چه چكش بر آن ضربه وارد كند ، ميخ بيشتر در پايه فرو مي رود ومحكم تر مي شود تا جايي كه وجودش كا ملا در پايه فاني ميشود وديگر ضربات چكش هيچ تاثيري در آن نمي كند . انسان همانند ميخي است كه در پايه حق فرورفته وبا طل به منزله همان چكش كه هرچه بر انسان فرود آيد . باعث مي شود تا انسان بيشتر در حق غرق شود . وآن زماني است كه ديگر ضربات اثري نخواهد داشت.پستان مادر را در نظر بگيريد اين پستان داراي شير است وتا طفل از آن ننوشد شير از آن تراوش نمي كند مكيدن فشاري است كه موجب جريان شير مي شود . حال در انسان علم ، استعدادوخلاقيت نهفته است ، اما بايد تحت فشار قرار بگيرد تا اين خلاقيت به جريان بيفتد . فشار همان مصائب است .

 


موضوعات مرتبط: قران

نثرها

پنج شنبه
10:17 AM
حسینی

نثرها

1-«موسي‌ عليه‌ السلام‌ قارون‌ را نصيحت‌ كرد كه‌:احسِن‌ كمااحسن‌ الله اليك‌«قصص‌ 77»،نشنيد،و عاقبتش‌ شنيدي‌»سعدي‌

2-«جان‌ در حمايت‌ يك‌ دم‌ است‌ و دنيا وجودي‌ ميان‌ دوعدم‌،دين‌به‌ دنيا فروشان‌ خرند،يوسف‌ فروشند تا چه‌ خرند:الم‌ اعهد اليكم‌ يابني‌ آدم‌ اَن‌ْ لا تعبدوا الشيطان‌» سعدي‌

3-«وما من‌ دابة‌ٍ في‌ الارض‌ الاّ علي‌ الله رزقها»

رزق‌ هر جنبنده‌اي‌ به‌ عهده‌ خداوند است‌.

«صياد بي‌ روزي‌ ماهي‌ در دجله‌ نگيرد و ماهي‌ بي‌ اجل‌ در خشكي‌نميرد»

4-«فقيهي‌ پدر را گفت‌ هيچ‌ از اين‌ سخنان‌ رنگين‌ دلاويز متكلّمان‌ درمن‌ اثر نمي‌كند به‌ حكم‌ آنكه‌ نمي‌بينم‌ مر ايشان‌ را فعلي‌ موافق‌گفتار...اتأمرون‌ الناس‌ بالبرّ و تنسون‌ انفسكم‌...»«بقره‌44»

5-«تسبّح‌ له‌ السموات‌ السبع‌ و الارض‌ و مَن‌ فيهن‌ّ و اِن‌ مِن‌شي‌ءالاّ يسبح‌ّ بحمده‌ ولكن‌ لاتفقهون‌ تسبيحهم‌»«اسراء 44»آسمانها وزمينها وهرچه‌ در آنهاست‌ تسبيح‌ الهي‌ را گويند ولكن‌ شمامتوجه‌ نمي‌شويد.

«ياددارم‌ كه‌ شبي‌ در كارواني‌ همه‌ شب‌ رفته‌ بودم‌ و سحر در كنار بيشه‌يي‌ خفته‌.شوريده‌اي‌ كه‌ در آن‌ سفر همراه‌ ما بود نعره‌اي‌ برآورد و راه‌بيابان‌ گرفت‌ و يك‌ نفس‌ آرام‌ نيافت‌.چون‌ روز شد گفتمش‌ آن‌ چه‌ حالت‌بود؟گفت‌:بلبلان‌ را ديدم‌ كه‌ به‌ نالش‌ در آمده‌ بودند از درخت‌،و كبكان‌ ازكوه‌،وغوكان‌ در آب‌ ،و بهايم‌ از بيشه‌،انديشه‌ كردم‌ كه‌ مروّت‌ نباشد همه‌در تسبيح‌ ومن‌ به‌ غفلت‌ خفته‌»اين‌ شمار خلق‌فتنه‌ است‌،...كدام‌ صد،كدام‌ پنجاه‌،كدام‌ شصت‌،قومي‌ بي‌ دست‌ وپا وبي‌ هوش‌ و بي‌ جان‌ چون‌ طلسم‌ و ژيوه‌ و سيماب‌ مي‌جنبند،اكنون‌ ايشان‌را شصت‌ و يا صد و يا هزار گوي‌ و اين‌ را يكي‌،بلكه‌ ايشان‌ هيچ‌ اند،و اين‌هزار و صدهزار و هزاران‌ هزار قليل‌ٌ اذا عدوّا و كثيرٌ اذا شدّوا»

8-«يكي‌ گفت‌ كه‌ اينجا چيزي‌ فراموش‌ كرده‌ام‌،خداوندگار فرمود كه‌در عالم‌ يك‌ چيز است‌ كه‌ آن‌ فراموش‌ كردني‌ نيست‌ اگر جمله‌ چيزها رافراموش‌ كني‌ و آن‌ را فراموش‌ نكني‌ باك‌ نيست‌،واگر جمله‌ را به‌ جاي‌آري‌ و ياد داري‌ و فراموش‌ نكني‌ و آن‌ را فراموش‌ كني‌ هيچ‌ نكرده‌باشي‌.همچنانكه‌ پادشاهي‌ تو را به‌ دِه‌ فرستاد براي‌ كاري‌ معيّن‌،تو رفتي‌ وصد كار ديگر گزاردي‌ چون‌ آن‌ كار را كه‌ براي‌ آن‌ كار رفته‌ بودي‌ نگزاردي‌چُنان‌ است‌ كه‌ هيچ‌ نگذاردي‌.پس‌ آدمي‌ در اين‌ عالَم‌ براي‌ كاري‌ آمده‌است‌ و مقصود آن‌ است‌ چون‌ آن‌ نمي‌گزارد پس‌ هيچ‌ نكرده‌ باشد.:انّاعرضناالامانة‌ علي‌ السموات‌ و الارض‌ و الجبال‌ فابين‌ اَن‌يحملنها و اشفقن‌ منها فحملها الانسان‌ انّه‌ كان‌ ظل‌.ما جهولا»«احزاب‌72»آن‌ امانت‌ را بر آسمانها عرض‌ داشتيم‌ نتوانست‌پذيرفتن‌،بنگر كه‌ از او چند كارها مي‌آيد كه‌ عقل‌ در او حيران‌مي‌شود:سنگ‌ها را لعل‌ و ياقوت‌ مي‌كند،كوه‌ها را كان‌ِ زر و نقره‌مي‌كند،نبات‌ِ را در جوش‌ مي‌آرَد و زنده‌ مي‌گرداند و بهشت‌ عدن‌مي‌كند،زمين‌ نيز دانه‌ها را مي‌پذيرد و بر مي‌دهد و عيب‌ها را مي‌پوشاندو صد عجايب‌ كه‌ در شرح‌ نيايد مي‌پذيرد و پيدا مي‌كند و جبال‌ نيزهمچنين‌ معدن‌هاي‌ گوناگون‌ مي‌دهد،اين‌ همه‌ مي‌كنند امّا از ايشان‌ آن‌يكي‌ كار بر نمي‌آيد،آن‌ يك‌ كار از آدمي‌ مي‌آيد«ولقد كرمّنا بني‌آدم‌»«اسراء70»نگفت‌ و لقد كرمّنا السماء و الارض‌ پس‌ از آدمي‌ آن‌ كارمي‌آيد نه‌ از آسمانها مي‌آيد ونه‌ از زمين‌ها مي‌آيد ونه‌ از كوهها.چون‌ آن‌كار بكند ظلومي‌ و جهولي‌ از او نفي‌ شود.اگر تو گويي‌ كه‌ اگر آن‌ كارنمي‌كنم‌ چندين‌ كار از من‌ مي‌آيد،امّا آدمي‌ را براي‌ آن‌ كارهاي‌ ديگرنيافريده‌اند همچنان‌ باشد كه‌ تو شمشير هندي‌ بي‌ قيمتي‌ كه‌ آن‌ درخزاين‌ ملوك‌ يابند ،آورده‌ باشي‌ وساطور گوشت‌ گنديده‌ كرده‌ كه‌ من‌ اين‌تيغ‌ را معطّل‌ نمي‌دارم‌،به‌ وي‌ چندين‌ مصلحت‌ بجاي‌ مي‌آرم‌،يا ديگ‌زرّين‌ را آورده‌اي‌ و در وي‌ شلغم‌ مي‌پزي‌...»

 

 


موضوعات مرتبط: قران

مَثَلهاي‌ قرآن‌

پنج شنبه
10:16 AM
حسینی

مَثَلهاي‌ قرآن‌:

قرآن‌ در بعضي‌ از موارد از مَثَلهائي‌ استفاده‌ كرده‌ است‌ كه‌ باعث‌ بهترفهميده‌ شدن‌ مقصود قرآن‌ در آن‌ مورد مثال‌ زده‌ شده‌ مي‌گردد.براي‌نمونه‌ به‌ 5مَثَل‌ اشاره‌ مي‌شود:

1-مثَل‌ منافقين‌ مثل‌ شخصي‌ است‌ كه‌ در شب‌ِ تار آتشي‌روشن‌ كند تا اطرافش‌ روشن‌ باشد ولي‌ خدا اين‌ نور را مي‌برد واو در تاريكي‌ گمراهي‌ خود باقي‌ مي‌ماند.«بقره‌17»

2-مَثَل‌ كفار مثل‌ چوپاني‌ است‌ كه‌ بر گوسفندان‌ خود نهيب‌مي‌زند و چيزهائي‌ مي‌گويد كه‌ گوسفندان‌ نمي‌فهمند و تنهاصدائي‌ از او مي‌شنوند.كر وكنگ‌ وكورند و فكر نمي‌كنند.«بقره‌171»

3-مَثل‌ انفاق‌ كنندگان‌ مَثَل‌ دانه‌اي‌ است‌ كه‌ هفت‌ خوشه‌بروياند كه‌ در هر خوشه‌اي‌ صد دانه‌ باشد و خدا براي‌ هركه‌بخواهد دو برابر مي‌كند كه‌ خدا وسعت‌ بخش‌ ودانااست‌.«بقره‌261»

4-مَثل‌ منّت‌ گذاران‌ مَثل‌ سنگي‌ سفت‌ است‌ كه‌ خاكي‌ بر آن‌نشسته‌ و رگباري‌ ببارد و آن‌ خاك‌ را ببرد.كه‌ رياكاران‌ از آنچه‌كرده‌اند ثمري‌ نمي‌برند.«بقره‌264»

5-مَثل‌ خرج‌ كنندگان‌ در دنيا(كه‌ يهودي‌ مي‌باشند)مَثَل‌بادي‌ است‌ كه‌ در آن‌ سرماي‌ شديد باشد و به‌ زراعت‌ مردمي‌ كه‌بر خود ستم‌ كردند،برسد و آن‌ را نابود سازد همانطور كه‌ خدابه‌ آن‌ قوم‌ ستم‌ نكرده‌ است‌،به‌ اينان‌(يهود)نيز ستم‌ ننموده‌ است‌.بلكه‌ خودشان‌ به‌ خود ستم‌ نموده‌اند.«آل‌ عمران‌ 117»

 

 


موضوعات مرتبط: قران

تجلی قرآن در ادبيات

پنج شنبه
10:16 AM
حسینی
800x600

تجلی قرآن در ادبيات:

2-«لِمَن‌ المُلك‌ اليوم‌ لله الواحد القهّار»

امروز پادشاهي‌ مال‌ كيست‌؟براي‌ خداوند يگانه‌ وقدرتمند است‌.

آنچه‌ تغيّر نپذيرد تويي‌            وآنكه‌ نمرده‌ است‌ و نميرد تويي‌

ماهمه‌ فاني‌ّ و بقا بس‌ تورا        ملك‌ِ تعالي‌ و تقدّس‌ توراويا

كيست‌ در اين‌ دايرة‌ ديرپاي‌      كو«لِمَن‌ المُلك‌»زند جُز خداي‌؟

3-«تولج‌ الليل‌ في‌ النهار وتولج‌ النهار في‌ الليل‌»

شب‌ را در در روز فرو مي‌كني‌ وروز را در شب‌.

منزل‌ شب‌ را تو دراز آوري‌               روزِ فرورفته‌ توباز آوري‌

4-«لااله‌ الاّهو يحيي‌ ويميت‌ فآمنوا باللهورسوله‌» «خلق‌السموات‌ والارض‌ بالحق‌ تعالي‌ عمّا يشركون‌» «سبحانه‌وتعالي‌ عمّا يصفون‌»انعام‌100 «فسبحان‌ الله رب‌ّ العرش‌ عمّايصفون‌»

شكر وسپاس‌ ومنّت‌ و عزّت‌ خداي‌ را   پروردگار خلق‌ و خداوند كبريا

دادارِ غيب‌ و نگهدار آسمان                        ‌رزّاق‌ بنده‌ پرور و خلّاق‌ رهنما...

سبحان‌َ مَن‌  يميت‌ و يحيي‌ ولااله‌الاّهو الذي‌ خلق‌ الارض‌ والسماء...

گرجمله‌ را عذاب‌ كني‌ و يا عطادهي‌كس‌ را      مجال‌ آن‌ نه‌ كه‌ آن‌ چون‌ و اين‌ چرا

در كمترين‌ صُنع‌ تو مدهوش‌ مانده‌ ايم‌                      ماخود كجا و وصف‌ خداوند آن‌ كجا

5-«ياايهاالرسول‌ بلّغ‌ ماانزل‌ اليك‌ من‌ ربّك‌»  «وان‌ تولّوافانّما عليك‌ البلاغ‌»  «فان‌ تولّيتم‌ فاعلموا انّما علي‌ رسولنا البلاغ‌المبين‌»  «الان‌ وقد عيت‌ من‌ قبل‌ و كنت‌َ من‌ المفسدين‌»«ويعلم‌ ماتخفون‌ و ماتعلنون‌» «يسبّح‌ له‌ فيها بالغدوّوالاصال‌»

توانگري‌ نه‌ به‌ مال‌ است‌ پيش‌ اهل‌ كمال‌ كه‌ مال‌ تا لب‌ گور است‌ وبعد از آن‌ اعمال‌

من‌ آنچه‌ شرط‌ بلاغ‌ است‌ با تو مي‌گويم‌ تو خواه‌ از سخنم‌ پندگير خواه‌ ملال‌

كنون‌ هواي‌ عمل‌ مي‌پزد كبوتر نفس‌               كه‌ دست‌ جور زمانش‌ نه‌ پر گذاشت‌ نه‌ بال‌...

بزرگوار خدايا به‌ حق‌ مرداني‌كه‌                    عارفان‌ جميل‌ اند و عاشقان‌ جمال‌

مبارزان‌ طريقت‌ كه‌ نفس‌ بشكستند                 به‌ زورِ بازوي‌ تقوي‌ و للحروب‌ رجال‌

يقدسّون‌ له‌ بالخفي‌ّ والاعلان‌يسبحّون‌ له‌ بالغدوّ والاصال‌...

من‌ آن‌ ظلوم‌ جهولم‌ كه‌ اولّم‌ گفتي‌چه‌ خواهي‌ از ضعفا اي‌ كريم‌ وزجهّال‌

6-«تعزّ من‌ تشاء وتُذل‌ّ من‌ تشاء بيدك‌ الخير انّك‌ علي‌ كل‌ّشي‌ءقدير»

يعنی:هركه‌ را مي‌خواهي‌ عزيز مي‌كني‌ وهركه‌ مي‌خواهي‌ ذليل‌.خير بدست‌توست‌ وتو بر هر امري‌ قادري‌.

يكي‌ از بخت‌ كامران‌ بيني‌                  ديگري‌ تنگ‌ عيش‌ وكوته‌ دست‌

آن‌ در آن‌ چاه‌ خويشتن‌ نفتاد               وين‌ بر اين‌ تخت‌ خويشتن‌ ننشست‌

تاج‌ دولت‌ خداي‌ مي‌بخشد                هركه‌ را اين‌ مقام‌ و رُتبت‌ هست‌

7-«ثم‌ّ انشأناه‌ خلقا آخر فتبارك‌ الله احسن‌ُ الخالقين‌ »

سپس‌ خلقتي‌ پديد آورديم‌ پس‌ مبارك‌ باشد خدارا كه‌ او بهترين‌ خلق‌كنندگان‌ است‌.

پيرما گفت‌ خطا بر قلم‌ صُنع‌ نرفت‌        آفرين‌ بر نظر پاك‌ خطا پوشش‌ باد

8-«وما خلقنا السماء و الارض‌ ومابينهما باطلا»

ما آسمان‌ وزمين‌ وآنچه‌ بين‌ آن‌ دو است‌ را باطل‌ نيافريديم‌.

نيست‌ در دايره‌ يك‌ نقطه‌ خلاف‌ از كم‌ وبيش‌كه‌ من‌ اين‌ دايره‌ بي‌ چون‌ وچرا مي‌بينم‌

9-«و اذ اخذ ربك‌ من‌ بني‌ آدم‌ من‌ ظهورهم‌ ذريّتَهم‌ واشهدهم‌ علي‌ انفسهم‌ الست‌ُ بربّكم‌ قالوا بلي‌'»

هنگاميكه‌ خدا از پشت‌ فرزندان‌ آدم‌(ع‌)پيمان‌ گرفت‌ وفرمود آيا من‌خداي‌ شما نيستم‌؟همگي‌ گفتند آري‌ هستي‌.

مطلب‌ طاعت‌ و پيمان‌ و صلاح‌ از من‌ ِ مست‌كه‌ به‌ پيمانه‌ كِشي‌ شهره‌ شدم‌ روز الست‌

10-«ومن‌ نعمّره‌ ننكّسه‌ في‌ الخلق‌ افلا يعقلون‌»

هركه‌ جواني‌ وعمر داديم‌ عاقبت‌ در خلقتش‌ رو به‌ زوال‌ نموديم‌.

آن‌ رخي‌ كه‌ تاب‌ او بُدماهوارشد به‌ پيري‌ همچو پشت‌ سوسمار

و آن‌ سرو فرق‌ِ كش‌ِ شعشع‌ شده‌وقت‌ پيري‌  ناخوش‌ و اصلع‌ شده‌

و آن‌ قدِ رقصان‌ يازان‌ چون‌ سنان‌گشت‌ در پيري‌ دوتا همچو كمان‌!

رنگ‌ لاله‌ گشته‌ رنگ‌ زعفران‌زور شيرش‌ گشته‌ چون‌ زهرة‌ زنان‌!

چشم‌ چون‌ نرگس‌ شده‌ پژمرده‌ يي‌گرمي‌ اعضا شده‌ افسرده‌ يي‌

آن‌ كه‌ مردي‌ در بغل‌ كردي‌ به‌ فن‌ّمي‌بگيرندش‌ بغل‌ وقت‌ شدن‌«راه‌ رفتن‌»

اين‌ خود آثار غم‌ و پژمردگي‌ است‌هر يكي‌ زين‌ها رسول‌ مردگي‌ است‌.


موضوعات مرتبط: قران

اسامی بعضی از آيات

چهار شنبه
10:11 AM
حسینی

اسامی بعضی از آيات:

1-آيه‌ استرجاع‌:انّا لله وانّا اليه‌ راجعون‌«بقره‌156»

2-آيه‌ روزه‌:يا ايّها الذين‌ آمنوا كُتب‌ عليكم‌ الصيام‌ كما كتب‌ علي‌الذين‌ من‌ قبلكم‌ لعلّكم‌ تتّقون‌»«بقره‌ 180»

3-آية‌ الكرسي‌:الله لا اله‌ الاّهو الحي‌ّ القيّوم‌...«بقره‌156»

4-آية‌ دَين‌ بزرگترين‌ آيه‌:يا ايّها الذين‌ آمنوا اذا تداينتم‌ بدين‌ الي‌ اجل‌مسمّي‌...«بقره‌ 282»

5-آية‌ محكم‌ ومتشابه‌:هوا لذي‌ انزل‌ عليك‌ الكتاب‌ منه‌ آيات‌ٌمحكمات‌ٌ هن‌ّ اُم‌ّ الكتاب‌ و اُخر متشابهات‌«آل‌ عمران‌7»

6-آيه‌ مباهله‌:فمن‌ حاجّك‌ فيه‌ من‌ بعد ما جاءك‌ من‌ العلم‌ فقل‌ تعالواندع‌ُ ابناءنا و ابنائكم‌ ونسائنا ونسائكم‌ و انفسنا وانفسكم‌ ثم‌ّ نبتهل‌ فنجعل‌لعنة‌ لله علي‌ الكاذبين‌«آل‌ عمران‌6»

7-آيه‌ نفي‌ سبيل‌:ولن‌ يجعل‌ الله للكافرين‌ علي‌ المؤمنين‌سبيلا«نساء141»

8-آيه‌ اكمال‌ دين‌:اليوم‌ اكملت‌ُ لكم‌ دينكم‌ واتممت‌ عليكم‌ نعمتي‌ورضيت‌ لكم‌ الاسلام‌ ديناً«مائده‌3»

9-آيه‌ ولايت‌:انّما وليّكم‌ الله ورسولُه‌ و الذين‌ آمنوا الذين‌ يقيمون‌الصلاة‌ و يُؤتون‌ الزكاة‌ وهم‌ راكعون‌«مائده‌55»

10-آيه‌ تبليغ‌:يا ايّها الرسول‌ بلّغ‌ ما اُنزل‌ اليك‌ من‌ ربّك‌ و اِن‌ لم‌ تفعل‌فما بلّغت‌َ رسالته‌ والله يعصمك‌ من‌ الناس‌«مائده‌67»

11-آيه‌ ميثاق‌ وذر:الست‌ُ بربّكم‌ قالوا بلي‌'«اعراف‌172»

12-آيه‌ وواعدنا:وواعدنا موسي‌ ثلثين‌ ليلة‌ فاتممناها بعشر فتم‌َّميقاته‌ اربعين‌ ليلة‌ وقال‌ موسي‌ لاخيه‌ هارون‌ اخلفني‌ في‌ قومي‌ واصلح‌فلا تتبع‌ سبيل‌ المفسدين‌«اعراف‌142»

13-آيه‌ نفر وهجرت‌:وما كان‌ المؤمنون‌ لينفروا كافّة‌ فلولا نفَرَ مِن‌ كل‌ّطائفة‌ منهم‌ ليتفقهوا في‌ الدين‌ و لينذروا قومَهم‌ اذا رجعوا اليهم‌ لعلّهم‌يحذرون‌«توبه‌ 122»

14-آيه‌ ذكر ومحافظت‌ از قرآن‌ :انّا نحن‌ نزلّنا الذكر وانّا له‌لحافظون‌«حجر9»

15-آيه‌  استعاذه‌:فاذا قرأت‌ القرآن‌ فاستعذ بالله من‌ الشيطان‌الرجيم‌«نحل‌ 98»

 16-آيه‌ تطهير:انّما يريد الله ليذهب‌  عنكم‌الرجس‌ اهل‌ البيت‌ويطهّركم‌ تطهيرا«احزاب‌32»

17-آيه‌ نبأ:يا ايّها الذين‌ آمنوا ان‌ جائكم‌ فاسق‌ بنبأ فتبينّوا اَن‌ تصيبواقوما بجهالة‌ فتصبحوا علي‌ ما فعلتم‌ نادمين‌«حجرات‌6»

18-آيه‌ ان‌ يكاد:و ان‌ يكاد الذين‌ كفروا ليزلقونك‌ بابصارهم‌ لمّاسمعوا الذكر ويقولون‌ انّه‌ لمجنون‌ وماهم‌ الاّذكر للعالمين‌«قلم‌51»

19-آيه‌ صلوات‌:ان‌ّ الله وملائكته‌ يصلّون‌ علي‌ النبي‌ يا ايّها الذين‌آمنوا صلّوا عليه‌ وسلّموا تسليما«احزاب‌56»

20-آيه‌ قصاص‌:ولكم‌ قصاص‌ حياة‌ٌ يا اولي‌ الالباب‌«بقره‌179»

21-آيه‌ شهيد:ولاتقولوا لمن‌ يقتل‌ في‌ سبيل‌ الله اموات‌ بل‌ احياءٌ ولكن‌ لاتشعرون‌«بقره‌154»

22-آيه‌ رمضان‌:شهر رمضان‌ الذي‌ انزل‌ فيه‌ الرآن‌ هدي‌ً للناس‌ وبينات‌من‌ الهدي‌' والقرآن‌«بقره‌185»

23-آيه‌ توشه‌:تزودّوا فان‌ّ خيرالزاد التقوي‌ واتقون‌ِ يا اولي‌الالباب‌«بقره‌197»

24-آيه‌ قرض‌ الحسنه‌:من‌ ذا الذي‌ يُقرض‌ الله قرضاًحسناً فيضاعفه‌ له‌اضعافاً كثيرة‌«بقره‌245»

25-آيه‌اسلام‌:و مَن‌ يبتغ‌ غير الاسلام‌ ديناً فلن‌ يقبل‌ منه‌ و هو في‌الاخرة‌ من‌ الخاسرين‌«آل‌ عمران‌ 85»

26-آيه‌ كعبه‌:ان‌ّ اول‌ بيت‌ وضع‌ للناس‌ لَلذي‌ ببكّة‌ مباركا وهدي‌ًللعالمين‌«آل‌ عمران‌96»

27-آيه‌وحدت‌:واعتصموا بحبل‌ الله جميعا ولاتفرقّوا«آل‌ عمران‌103»

28-آيه‌بدر:ولقد نصركم‌ الله ببدر وانتم‌ اذلة‌ فاتقواالله لعلّكم‌تشكرون‌«آل‌ عمران‌ 123»

29-آيه‌ اطاعت‌:اطيعوا الله و اطيعوا الرسول‌ واولي‌ الامر منكم‌ واولي‌الامرمنكم‌«نساء59»

30-آيه‌تعاون‌:«وتعاونوا علي‌ البرّ و التقوي‌ ولاتعاونوا علي‌ الاثم‌والعدوان‌«مائده‌2»

31-آيه‌ اسراف‌:يابني‌ آدم‌ خذوا زينتكم‌ عند كل‌ّ مسجد و كلوا وشربوا و لاتسرفوا انّه‌ لايحب‌ّ المسرفين‌«اعراف‌31»

32-آيه‌ گوش‌ سپاري‌ به‌ قرآن‌:واذا قري‌ء القرآن‌ فاستمعوا له‌ وانصتوالعلّكم‌ تُرحمون‌«اعراف‌204»

33-آيه‌آمادگي‌ دفاعي‌:واعدّوا لهم‌ ما استطعتم‌ من‌ قوّة‌ ومن‌ رباط‌الخيل‌ تُرهبون‌ به‌ عدوالله و عدوّكم‌«انفال‌60»

34-آية‌ نور::«الله نورالسموات‌والارض‌ مثله‌ كمشكاة‌ فيها المصباح‌ المصباح‌ في‌ زجاجة‌الزجاجة‌ كانّها كوكب‌ٌ دُري‌ٌ يوقد مِن‌ شجرة‌ٍ مباركه‌ زيتونة‌لاشرقية‌ ولاغربية‌ يكادُ زيتها يُضي‌ءُ ولميمسسه‌ نارٌ.نورٌ علي‌'نور يهدي‌ الله لِنوره‌ مَن‌ يشاء ويضرب‌ الله الامثال‌ للناس‌ واللهعليم‌ٌ حكيم‌ٌ.»

35-آيه آرامبخش‌:وبشّر الصابرين‌ الذين‌ اذا اصابتهم‌ مصيبة‌ٌ قالوا انّا لِلّه‌ وانّااليه‌ راجعون‌

36-آيه توكل : فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِينَ. (آل‏عمران (3) آيه 159)

 37- آيه صبر: وَاصْبِرْ عَلَى‏ مَآ أَصَابَكَ إِنَّ ذلِكَ مِنْ عَزْمِ الأُمُورِ. (لقمان (31) آيه 17)

 38- آيه تزكيه وتعليم : (هوالّذي بعث في الامييّن رسولا منهم يتلوا عليهم آياته ويزكّيهم ويعلّمهم الكتاب والحكمه وان كانوا من قبل لفي ضلال مبين)جمعه2

 39-آيه قسط وعدالت: -تأمين عدالت وآزادي:لقد ارسلنا رسلنا بالبيّنات وانزلنا معهم الكتاب والميزان ليقوم الناس بالقسط)حديد21

40- آيه ايثار : (ويؤثرون علي انفسهم ولو كان بهم خصاصه)حشر9 

41-آيه اطعام : (ويطعمون الطعام علي حبّه مسكينا ويتيما واسيرا)دهر

42-آيه‌ سرنوشت‌ هرقومي‌:ان‌ّ الله لايّغيّر ما بقوم‌ حتي‌ يغيّروا مابانفسهم‌«رعد11»        

43-آيه‌ شكر:لئن‌ شكرتم‌ لازيدنّكم‌ و لئن‌ كفرتم‌ ان‌ّ عذابي‌لشديد«ابراهيم‌ 7» 

44-آيه‌ احترام‌ والدين‌:وقضي‌ ربّك‌ اَلاّتعبدوا الاّاياّه‌ و بالوالدين‌احسانا«اسراء23»        

45-آيه‌ نمازشب‌: ومن‌ اليل‌ فتهجد به‌ نافلة‌ لك‌ عسي‌ ان‌ يبعثك‌ ربّك‌مقاما محموداً«اسراء 79»

46-آيه‌ شفاء قرآن‌:ونُنزل‌ّ من‌ القرآن‌ ماهو شفاء و رحمة‌ للمؤمنين‌ولايزيد الظالمين‌ الاّ خسارا«اسراء 82»        

47-آيه‌باقيات‌ صالحات‌:امال‌ والبنون‌ زينة‌ الحيوة‌ و الباقيات‌الصالحات‌ خيرٌ عند ربّك‌ ثواباً و خيرٌ املاً«كهف‌ 46»

48-آيه‌ يونسيه‌:وذاالنون‌ اذ ذهب‌ مغاضبا فظن‌ّ اَن‌ لن‌ نقدر عليه‌فنادي‌' في‌ الظلمات‌ اَن‌ لا اله‌ الاّانت‌ سبحانك‌ انّي‌ كنت‌ُ من‌الظالمين‌«انبياء87»

49- آيه امانت: انّ اللّه يأمركم ان تؤدوّا الامانات الهي اهلها)نساء58 

50- آيه برادري وصلح: إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَاءَصْلِحُواْ بَيْنَ اءَخَوَيْكُمْ وَاتَّقُواْاللّهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ للّه(حجرات آيه 10

51- آيه برزخ:وَمِن‌ْ وَر'ائِهِم‌ْ بَرْزَخ‌ٌ اِلي‌ يَوْم‌ِ يُبْعَثُون‌َ آية‌ 100سورة‌مؤمنون‌،


موضوعات مرتبط: قران

شناخت قرآن

چهار شنبه
10:10 AM
حسینی

انسان‌ را به‌ بهترين‌ آئين‌ هدايت‌ مي‌كند:ان‌ّ هذا القرآن‌ يهدي‌للّتي‌ هي‌ اقوم‌ (اسراءآيه 9)با عث‌ بيداري‌ انسانها از غفلت‌ است‌:اِن‌ْ هو الاّ ذكرٌللعالمين‌.(ص آيه‌87)*پر از مَثَلها و اندرزها و اسرار خلقت‌ و نظام‌ آفرينش‌ است‌:ولقدضربنا للناس‌ في‌ هذا القرآن‌ مِن‌ْ كل‌ّ مَثَل‌ٍلعلّهم‌ يحذرون‌.(زمر 27)(*چون‌ خالي‌ از هرگونه‌ كجي‌ ونادرستي‌ است‌،با عث‌ تقواي‌ انسانهامي‌گردد:قرآناً عربياً غيرَذي‌ عوج‌ٍ لعلّهم‌ يتّقون‌.(زمر28) (*جدا كنندة‌ حق‌ از باطل‌ است‌:شهر رمضان‌ الذّي‌ اُنزل‌ فيه‌القرآن‌ هدي‌ً للناس‌ وبينّات‌ٍ مِن‌َ الهُدي‌' والفرقان‌.بقره‌ 184)(*نور است‌ و با نور خود،افراد را به‌ راه‌ راست‌ هدايت‌ مي‌كند:كتاب‌ٌانزلناه‌ اليك‌ لتخرج‌ الناس‌ من‌ الظلمات‌ الي‌ النور.(ابراهيم‌ 1)*براي‌ مؤمنين‌،شفا وهدايت‌ وبراي‌ ظالمين‌ وستمكاران‌،ضرروگمراهي‌ بيشتر است‌:ونُنّزل‌ُ القرآن‌ شفاءٌ ورحمة‌ٌ للمؤمنين‌ولايزيد الظالمين‌ الاّ خساراً.(اسراء82)خدا خود صفات‌ ونامهايي‌ را براي‌ قرآن‌ ذكر كرده‌ است‌ از جمله‌:نور،مبين‌،فرقان‌،هدي‌،كتاب‌،كريم‌،رحمت‌،مصدق‌،نذير،بينّة‌،حكم‌،عدل‌،بيان‌،روح‌،بشري‌،تبيان‌،مجيد،حكيم‌،عزيز،موعظة‌،تذكرة‌،كوثر،بلاغ‌،تنزيل‌،صدق‌،برهان‌،قيّم‌،حق‌،عجب‌،عربي‌،مهيمن‌،مرفوعة‌،مطهرة‌،نبأ،متشابه‌،بصائر،علي‌ّ،تفصيل‌،امر،احسن‌الحديث‌ و..

شناخت‌ قرآن‌ از زبان‌ معصومين‌(ع‌):

رسول‌ خدا(ص‌):«هركه‌ دركودكي‌ قرآن‌ بخواند،به‌ حكمت‌ دست‌ يافته‌ است‌.»

«كسيكه‌ در دلش‌ از قرآن‌ خالي‌ است‌،مثل‌ خانة‌ خراب‌ است‌»

«هرگاه‌ دوست‌ داريد با خدا حرف‌ بزنيد قرآن‌ بخو انيد.»

«قرآن‌ را خوانده‌ وآنرا ظاهر كنيد كه‌ خداوند دلي‌ را كه‌ از قرآن‌ پر شده‌عذاب‌ نكند.»

«هركه‌ قرآن‌ بخواند، نبوت‌در دلش‌ وارد شده‌ غير اينكه‌ به‌ او وحي‌نمي‌شود.»

«اگر دوست‌ داريد كه‌ مثل‌ افراد سعادتمندزندگي‌ كرده‌ ومانندشهيدان‌ بميريد ودر روز قيامت‌ نجات‌ يابيد ودر حرارت‌ قيامت‌ در سايه‌باشيد ودر روز گمراهي‌ كافران‌، هدايت‌ يافته‌ باشيد پس‌ با قرآن‌ اُنس‌بگيريد كه‌ كلام‌ خداوند رحمن‌ است‌ وپناهگاهي‌ در مقابل‌ شيطان‌وباعث‌ سنگيني‌ ميزان‌ است‌.»«

فرزند بر پدر حقوقي‌ دارد وپدر نيز بر فرزند حقوقي‌ دارد.امّا حق‌ پدربر فرزند آنستكه‌ در هر چيزي‌ بجز معصيت‌،مطيع‌ پدر باشد.وحقوق‌فرزند بر پدر آنستكه‌ براي‌ فرزندش‌ نام‌ نيكو بگذارد وادب‌ نيكو به‌ اوبياموزد وقرآن‌ را به‌ او تعليم‌ نمايد.»«

خانه‌ اي‌ كه‌ در آن‌ قرآن‌ تلاوت‌ مي‌ شود وياد خدا در آن‌مي‌گردد،بركتش‌ زيادشده‌ وملائكه‌ درآن‌ حاضر مي‌ شوند وشياطين‌ از آن‌فرار مي‌ كنندوآن‌ خانه‌ براي‌ اهل‌ آسمان‌ مي‌ درخشد همانگونه‌ كه‌ستارگان‌ براي‌ اهل‌ زمين‌ مي‌ درخشند.»

اميرمؤمنان‌(ع‌):«اگر بخواهم‌ آن‌ قدر در تفسير«بسم‌ اللّه‌ الرحمن‌ الرحيم‌»مي‌ گويم‌ كه‌ اگرازآن‌ كتابي‌ تشكيل‌ دهيد،بار هفتاد شتر مي‌ شود.وفرمود:از فتنه‌ ها از من‌بپرسيد وبدانيد كه‌ من‌ خبر دارم‌ در كجاي‌ زمين‌ چه‌ فتنه‌ اي‌ واقع‌ مي‌شودوچه‌ كسي‌ در كجاي‌ زمين‌ كشته‌ مي‌ شود ومي‌ ميرد!از راههاي‌ آسمان‌ ازمن‌ سؤال‌ كنيد كه‌ حقيقتاً من‌ به‌ راههاي‌ آسمان‌ از زمين‌ آشناترم‌!»«بدانيد كه‌ اين‌ قرآن‌ ،ناصحي‌ است‌ كه‌ كلك‌ نمي‌زند.وهدايتگري‌است‌ كه‌ گمراه‌ نمي‌نمايد وسخنگوئي‌ است‌ كه‌ دروغ‌ نمي‌گويد وهركه‌ باقرآن‌ همنيشني‌ كرد،هدايتش‌ زياد وگمراهيش‌ كم‌ شد.»«زيباترين‌ قصه‌ وبليغ‌ترين‌ موعظة‌ وسودمندترين‌ تذكر كتاب‌ الهي‌است‌.»«پنج‌ چيز نور چشم‌ را زيادمي‌كند:نگاه‌ به‌ كعبه‌،نگاه‌ به‌ خط‌ قرآن‌ ،نظربه‌ روي‌ والدين‌ ،نگاه‌ به‌ صورت‌ عالم‌ ونگاه‌ به‌ آب‌ جاري‌.»«

امام‌ علي‌(ع‌)خطاب‌ به‌ پسرش‌:علم‌ را با تعليم‌ قرآن‌ وتأويل‌ آن‌وتعليم‌ شرايع‌ اسلام‌ واحكام‌ قرآن‌ وحلال‌ وحرام‌ آن‌ شروع‌ كن‌ وسراغ‌علم‌ ديگري‌ نرو.»«قرآن‌ ظاهرش‌ زيبا و باطنش‌ عميق‌ است‌.»

امام‌ صادق‌(ع‌):«خواندن‌ قرآن‌ از روي‌ مصحف‌ باعث‌ تخفيف‌ عذاب‌پدر ومادر اگرچه‌ كافرباشند،مي‌شود»امام‌ عسگري‌(ع‌):«خطاب‌ به‌ شيعيان‌:شما را سفارش‌ مي‌كنم‌به‌:تقوا،ورع‌ در دين‌،تلاش‌ براي‌ خدا،سخن‌ راست‌،امانتداري‌خواه‌امانت‌ مال‌ فاجر باشد يا نيكوكار،سجده‌هاي‌ طولاني‌،خوب‌ همسايگي‌كردن‌،...تقوا پيشه‌ كنيد وزينت‌ ما باشيد نه‌ عيب‌ ما!زياد بياد خدا باشيد و مرگ‌ را ياد كنيد و قرآن‌ تلاوت‌ كرده‌وصلوات‌ بر محمد وآل‌ محمد بفرستيد كه‌ در صلوات‌ ده‌ حسنه‌ است‌.»«

امام‌ سجاد(ع‌):اگر همة‌ اهل‌ زمين‌ بميرند ومن‌ باشم‌ وقرآن‌.من‌ دچاروحشت‌ نمي‌شوم‌.»

آثار اُنس‌ با قرآن‌ :

1- شفاي‌ دلهاي‌ مؤمنين‌2-رحمت‌ براي‌ مؤمنين‌3-هدايت‌ براي‌ باتقوايان‌4-پناهگاه‌ درمقابل‌ شيطان‌5-باعث‌ سنگيني‌ ميزان‌ اعمال‌6-زيباترين‌ قصه‌7-بليغ‌ ترين‌ موعظة‌8-سودمندترين‌ نصيحت‌9-شفيع‌ روزجزا10-داراي‌ ثواب‌ زياد براي‌ قاري‌11-پاك‌ شدن‌ گناهان‌


موضوعات مرتبط: قران
صفحه قبل 1 2 3 صفحه بعد