پیغام مدیر :
با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ، خوش آمدید به سایت من . لطفا براي هرچه بهتر شدن مطالب اين وب سایت ، ما را از نظرات و پيشنهادات خود آگاه سازيد و به ما را در بهتر شدن كيفيت مطالب ياري کنید.
همۀ گاوها گوساله به دنیا می آیند
نوشته شده در چهار شنبه 3 شهريور 1400
بازدید : 101
نویسنده : J A V A D
اكبر اكسير : همۀ گاوها گوساله به دنیا می آیند من گوساله گاو به دنیا آمدم شیرم را دوشیدند شاخم را شکستند از دباغخانه که برگشتم عزیز شدم حالا نشسته ام پشت ویترین گالری کفش سایز 37 درست اندازۀ پای ملیحه!

:: موضوعات مرتبط: اشعار , اشعار اکبر اکسیر , ,



شیر مادر ، مهر مادر ، جانشین ندارد.
نوشته شده در چهار شنبه 3 شهريور 1400
بازدید : 104
نویسنده : J A V A D
شیر مادر ، مهر مادر ، جانشین ندارد. اکبر اکسیر : بهزیستی نوشته بود: شیر مادر ، مهر مادر ، جانشین ندارد. شیر مادر نخورده ، مهر مادر پرداخت شد پدر یک گاو خرید و من بزرگ شدم. اما ، هیچ کس حقیقت مرا نشناخت جز معلم عزیز ریاضی ام که همیشه می گفت: گوساله ، بتمرگ!!

:: موضوعات مرتبط: اشعار , اشعار اکبر اکسیر , ,



موريانه ها به آخر شاهنامه رسيده اند!!
نوشته شده در چهار شنبه 3 شهريور 1400
بازدید : 102
نویسنده : J A V A D
اکبر اکسیر رخش،گاري كشي مي كند رستم ،كنار پياده رو سيگار مي فروشد سهراب ،ته جوب به خود می پيچيد گردآفريد،از خانه زده بيرون مردان خياباني براي تهمينه بوق مي زنند ابوالقاسم براي شبكه سه ،سريال جنگي مي سازد واي ... موريانه ها به آخر شاهنامه رسيده اند!!

:: موضوعات مرتبط: اشعار , اشعار اکبر اکسیر , ,



حرف های گنده تر از دهان
نوشته شده در چهار شنبه 3 شهريور 1400
بازدید : 115
نویسنده : J A V A D
حرف های گنده تر از دهان چیزهای بزرگ در خیالم نمی گنجد به فیل که فکر می کنم خرطومش بیرون می ماند حرف های گنده تر از دهانم نمی زنم « مردم » که می گویم دمش بیرون می ماند خرطوم را به دُم گره می زنم از خودم می نویسم تا جهالتم را جهانی کرده باشم ! شعر از : اکبر اکسیر

:: موضوعات مرتبط: اشعار , اشعار اکبر اکسیر , ,



شعر گشتم نبود نگرد نیست اکبر اکسیر
نوشته شده در چهار شنبه 3 شهريور 1400
بازدید : 69
نویسنده : J A V A D
شعر گشتم نبود نگرد نیست اکبر اکسیر نیروی جاذبه شاعران را سر به زیر کرده است بر خلاف منجم ها که هنوز سر به هوایند تمام سیب ها افتاده اند و نیوتن ، پشت وانت سیب زمینی می فروشد آهای ، آقای تلسکوپ ! گشتم نبود ، نگرد نیست ! از : اکبر اکسیر

:: موضوعات مرتبط: اشعار , اشعار اکبر اکسیر , ,



شعر کارنامه زندگی اکبر اکسیر
نوشته شده در چهار شنبه 3 شهريور 1400
بازدید : 105
نویسنده : J A V A D
شعر کارنامه زندگی اکبر اکسیر : در پیاده روی 47 شعری خواندم ملیحه خندید گفتم بالاخره بله یا خیر؟گفت :خیراست انشاالله! بعد دراتاق 57 شعری خواندند باران گرفت وصیغه جاری شد همان شب شعری خواندیم تخت سرفه کرد ,عرفان سروده شد بعدها در اتاق 62شعر تازه ای خواندیم تخت عطسه کرد وایثاربه چاپ رسید برای نان به مدرسه رفتم باباشلنگ آب تعارف کرد کلاس به سکسکه افتاد بعد آقای مدیر شعری خواندند ومن 30سال پیرشدم حالا در اتاق 81 نشسته ام آخرین حکم کارگزینی را می خوانم ملیحه میخندد ایثار به افتخار من تست میزند وعرفان رفته است در پیاده رو شعر بخواند تا من بعدا پدربزرگ شوم!

:: موضوعات مرتبط: اشعار , اشعار اکبر اکسیر , ,



اکبر اکسیر : برادرم مشاور املاك است
نوشته شده در چهار شنبه 3 شهريور 1400
بازدید : 107
نویسنده : J A V A D
اکبر اکسیر : برادرم مشاور املاك است من مشاور افلاك او زمین ها را متر می كند من آسمان ها را من از ساختن بیت خوشحال می شوم او از فروختن بیت او چندین دفتر دارد ، من چندین كتاب او هر روز بزرگ می شود من هر روز كوچك با تمام این ها نمی دانم چرا اهل محل به من می گویند اكبر ، به او می گویند اصغر؟

:: موضوعات مرتبط: اشعار , اشعار اکبر اکسیر , ,



صفحه قبل 1 صفحه بعد