پیغام مدیر :
با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ، خوش آمدید به سایت من . لطفا براي هرچه بهتر شدن مطالب اين وب سایت ، ما را از نظرات و پيشنهادات خود آگاه سازيد و به ما را در بهتر شدن كيفيت مطالب ياري کنید.
ناامیدی، مذموم است
نوشته شده در جمعه 26 شهريور 1400
بازدید : 77
نویسنده : J A V A D
ناامیدی، مذموم است

ناامیدی، مذموم است

آیات متعدّدی از قرآن شریف، یأس از رحمت خدا را جزو گناهان کبیره محسوب داشته و کار چنین افرادی را مذموم به حساب آورده است.

آن جایی که حضرت یعقوب، فرزندان خود را به جستجوی یوسف و برادر یوسف روانه می سازد، این گونه می گوید:

«یبَنِی اذْهَبُوا فَتَحَسَّسُوا مِن یوسُفَ وَ أَخِیهِ وَ لَاتَایسُوا مِن رَّوْحِ اللَّهِ إِنَّهُ لَایایسُ مِن رَوْحِ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الکفِرُونَ؛ [1] ای فرزندانم، دنبالِ یافتن یوسف و برادرش بروید و از رحمت خداوند ناامید نشوید؛ همانا تنها افراد کافرند که از رحمت پروردگار ناامیدند».

در جای دیگر می فرماید:

«وَ مَن یقْنَطُ مِن رَّحْمَةِ رَبِّهِ إِلَّا الضَّالُّونَ؛ [2] فقط گروه گمراهانند که از رحمت خداوند مأیوس می باشند. »

«. . . وَانْ عُدْتُمْ عُدْنا. . . » «8»

توانایی، دو معنا دارد:

1- اگر شما راه بازگشت از گناه را در پیش گیرید، ما هم عذاب را از شما برمی داریم.

2- اگر شما راه طغیان و گردنکشی را بپیمایید و به راهی که خداوند آن را نمی پسندد بروید، ما هم عذاب را متوجّه شما می گردانیم. [3] که جمله ی:

جرعه ای از زلال قرآن، ج 1، ص: 36

«. . . وَ جَعَلْنا جَهَنَّمَ لِلْکفِرِینَ حَصیرًا»[4]

مؤید این موضوع می باشد؛ زیرا در این وقت است که افراد کافر بر اثر اعمال ناشایست خود، جهنّمی سوزان و زندانی تنگ و محصور برای خود تعبیه نموده و به مفاد آیۀشریفۀ«کلُّ امْرِی بِمَا کسَبَ رَهِینٌ»[5] هر کسی در گرو اعمالی است که انجام داده است و شخص کافر، عملی که مرضی خدا باشد، انجام نمی دهد و با کارهای ناپسند خود، خویش را در آتش جهنّم، محصور می گرداند. [6]

پی نوشت

 

[1]  يوسف/ 87

[2] حجر/ 56

[3]  ر. ك: مجمع‏البيان، ج 5- 6، ص 616

[4] سوره مبارکه اسرائ، آیه8

[5] طور/ 21

[6] مركز فرهنگ ومعارف قرآن، جرعه‏اى از زلال قرآن، 6جلد، موسسه بوستان كتاب - قم، چاپ: دوم، 1389.


:: موضوعات مرتبط: متفرقه , قرآن شناسی , ,



هزینه زندگی بر عهده مرد است
نوشته شده در سه شنبه 16 شهريور 1400
بازدید : 82
نویسنده : J A V A D
هزینه زندگی بر عهده مرد است

هزینه زندگی بر عهده مرد است

سنت حسنه ختم حداقل یک جزء از قرآن کریم در روزهای ماه مبارک رمضان، ماه نزول و بهار قرآن، فرصت مناسبی است تا در کنار انس با الفاظ قرآن کریم، در معنا و مفهوم آن نیز تدبر و تفکر داشته باشیم. در این فرصت بدست آمده، روح و قلب خود را به نورانیت قرآن صیقل و جلا داده و زنگارها را از جان خود بزداییم.
 
به این امید که از معارف کلام خداوند بیشتر بهره برده و تاثیرپذیر باشیم. هر روز از یک جزء قرآن، نکات و راهکارهای موفقیت زندگی را استخراج کرده و ارائه می‌دهیم تا بدینوسیله به نکات و دستورات قرآن عمل کنیم. امروز در جزء پنجم می‌خوانیم.
 
جهت بزرگنمایی کلیک کنید

راهکارهای زندگی موفق در جزء 5، جزء خوانی، جزء 5

 


:: موضوعات مرتبط: متفرقه , قرآن شناسی , ,
:: برچسب‌ها: هزینه زندگی بر عهده مرد است ,



عبادت و حضور قلب در نماز
نوشته شده در سه شنبه 16 شهريور 1400
بازدید : 72
نویسنده : J A V A D
عبادت و حضور قلب در نماز
همواره باید نسبت به کارهای خیر مراقبت کرد و کارهای بد را خُرد نشمرد. اگر کار انسان لنگ می زند انسان تحلیل کند چه دلی را سوزاند و یا نفرین چه کسی شاملش شد. یا اگر احساس می کند در نماز حضور قلب ندارد باید ببیند اشکال کارش از کجاست. امام سجاد در دعای ابوحمزه ثمالی می فرماید با هر کسی صحبت می کنم با نشاطم، اما زمانی که به نماز می آیم، حواسم پرت می شود و بی حالم. سپس یازده دلیل می آورد. یک جا می فرماید وقتی تکبیر می گویم صادقانه نمی گویم و در مقام کذب هستم لَعَلَّک وَجَدْتَنِی فِی مَقَامِ الْکَاذِبِین؛ به زبان تکبیر می گوییم، اما به دل نه. یا شاید در یک مجلس باطل گرایان نشستم، مجلسی که درون آن حرف های باطل زده می شود. لَعَلَّکَ رَأَیْتَنِی آلِفَ مَجَالِسِ الْبَطَّالِین. بنابراین باید حساب کنیم کجای کار را کم گذاشتیم و سریع جبران کنیم.

:: موضوعات مرتبط: متفرقه , قرآن شناسی , ,
:: برچسب‌ها: عبادت و حضور قلب در نماز ,



عبادت و حضور قلب در نماز
نوشته شده در سه شنبه 16 شهريور 1400
بازدید : 75
نویسنده : J A V A D
عبادت و حضور قلب در نماز
همواره باید نسبت به کارهای خیر مراقبت کرد و کارهای بد را خُرد نشمرد. اگر کار انسان لنگ می زند انسان تحلیل کند چه دلی را سوزاند و یا نفرین چه کسی شاملش شد. یا اگر احساس می کند در نماز حضور قلب ندارد باید ببیند اشکال کارش از کجاست. امام سجاد در دعای ابوحمزه ثمالی می فرماید با هر کسی صحبت می کنم با نشاطم، اما زمانی که به نماز می آیم، حواسم پرت می شود و بی حالم. سپس یازده دلیل می آورد. یک جا می فرماید وقتی تکبیر می گویم صادقانه نمی گویم و در مقام کذب هستم لَعَلَّک وَجَدْتَنِی فِی مَقَامِ الْکَاذِبِین؛ به زبان تکبیر می گوییم، اما به دل نه. یا شاید در یک مجلس باطل گرایان نشستم، مجلسی که درون آن حرف های باطل زده می شود. لَعَلَّکَ رَأَیْتَنِی آلِفَ مَجَالِسِ الْبَطَّالِین. بنابراین باید حساب کنیم کجای کار را کم گذاشتیم و سریع جبران کنیم.

:: موضوعات مرتبط: متفرقه , قرآن شناسی , ,
:: برچسب‌ها: عبادت و حضور قلب در نماز ,



راهکارهای زندگی موفق در جزء 6 قرآن کریم
نوشته شده در سه شنبه 16 شهريور 1400
بازدید : 75
نویسنده : J A V A D
راهکارهای زندگی موفق در جزء 6 قرآن کریم

راهکارهای زندگی موفق در جزء 6 قرآن کریم

در دین غلو و زیاده روی نکنید

در ادامه بحث های معرفتی و بیان راهکارهای زندگی موفق در قرآن کریم در این قسمت برای انس مفهومی بیشتر با کلام الهی، آیات جزء ششم را مورد بررسی قرار داده و معارفی از آن را استخراج می‌کنیم.
 
 
جهت بزرگنمایی کلیک کنید

راهکارهای زندگی موفق در جزء 6، جزء خوانی، جزء 6

 


:: موضوعات مرتبط: متفرقه , قرآن شناسی , ,
:: برچسب‌ها: راهکارهای زندگی موفق در جزء 6 قرآن کریم ,



هزینه زندگی بر عهده مرد است
نوشته شده در سه شنبه 16 شهريور 1400
بازدید : 69
نویسنده : J A V A D
هزینه زندگی بر عهده مرد است

هزینه زندگی بر عهده مرد است

سنت حسنه ختم حداقل یک جزء از قرآن کریم در روزهای ماه مبارک رمضان، ماه نزول و بهار قرآن، فرصت مناسبی است تا در کنار انس با الفاظ قرآن کریم، در معنا و مفهوم آن نیز تدبر و تفکر داشته باشیم. در این فرصت بدست آمده، روح و قلب خود را به نورانیت قرآن صیقل و جلا داده و زنگارها را از جان خود بزداییم.
 
به این امید که از معارف کلام خداوند بیشتر بهره برده و تاثیرپذیر باشیم. هر روز از یک جزء قرآن، نکات و راهکارهای موفقیت زندگی را استخراج کرده و ارائه می‌دهیم تا بدینوسیله به نکات و دستورات قرآن عمل کنیم. امروز در جزء پنجم می‌خوانیم.
 
جهت بزرگنمایی کلیک کنید

راهکارهای زندگی موفق در جزء 5، جزء خوانی، جزء 5



:: موضوعات مرتبط: متفرقه , قرآن شناسی , ,
:: برچسب‌ها: هزینه زندگی بر عهده مرد است ,



به اموال یتیمان دست درازی نکنید
نوشته شده در سه شنبه 16 شهريور 1400
بازدید : 76
نویسنده : J A V A D
به اموال یتیمان دست درازی نکنید

به اموال یتیمان دست درازی نکنید

سنت حسنه ختم حداقل یک جزء از قرآن کریم در روزهای ماه مبارک رمضان، ماه نزول و بهار قرآن، فرصت مناسبی است تا در کنار انس با الفاظ قرآن کریم، در معنا و مفهوم آن نیز تدبر و تفکر داشته باشیم. در این فرصت بدست آمده، روح و قلب خود را به نورانیت قرآن صیقل و جلا داده و زنگارها را از جان خود بزداییم.
 
به این امید که از معارف کلام خداوند بیشتر بهره برده و تاثیرپذیر باشیم. هر روز از یک جزء قرآن، نکات و راهکارهای موفقیت زندگی را استخراج کرده و ارائه می‌دهیم تا بدینوسیله به نکات و دستورات قرآن عمل کنیم. امروز در جزء چهارم می‌خوانیم.

جهت بزرگنمایی کلیک کنید 

راهکارهای زندگی موفق در جزء 4، جزء خوانی، جزء 4



:: موضوعات مرتبط: متفرقه , قرآن شناسی , ,
:: برچسب‌ها: به اموال یتیمان دست درازی نکنید ,



آیه های نامدار
نوشته شده در سه شنبه 16 شهريور 1400
بازدید : 58
نویسنده : J A V A D

آیات نامدار قرآن (آیه اطاعت)

آیه آمن الرسول

آیه 285 و 286 بقره 2 که با عبارت آمن الرسول آغاز می شود، به این نام شهرت یافته است. منشا این شهرت، روایات فراوانی است که از پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله و سلم) و امامان معصوم (علیه السلام) در فضیلت و قرائت آنها نقل شده است. مجموع این روایات، از عظم این دو آیه خبر می دهد. بر اساس این روایات، دو آیه آخر بقره، از گنجی در زیر عرش الهی به پیامبر بخشیده شده است(32) و آن حضرت هر گاه این دو آیه و آیه الکرسی را قرائت می کند، تبسم کرده، می فرمود: آن دو، از گنج الهی زیر عرش است. طبق نقلی از پیامبر، خداوند، دو هزار سال پیش از آفرینش آسمانها و زمین، کتابی داشته و دو آیه آخر بقره را از آن فرود آورده است؛ پس اگر آن دو، سه شب در خانه ای خوانده شود، شیطان به آن نزدیک نمی شود.(33)
در روایتی از ابن عباس آمده است: رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) هنگامی که جبرئیل در حضورش بود، صدایی را از بالای سر خود شنید، جبرئیل با نگاه به آسمان گفت: هم اکنون دری از آسمان باز شد که تا کنون گشوده نشده بود؛ سپس فرشته ای فرود آمد و پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را به دو نور، یکی فاتحه الکتاب و دیگری آیات پایانی سوره بقره بشارت داد که به هیچ پیامبر دیگری داده نشده بود.(34) بر پایه برخی روایات این دو آیه، در معراج و در آسمان هفتم به پیامبر عطا شد.(35)
در روایتی از امام صادق (علیه السلام) آیه آمن الرسول خطاب دو جانبه و بی واسطه خداوند با پیامبر در شب معراج دانسته شده است، در این روایت، امام صادق (علیه السلام) از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل می کند: هنگامی که در معراج به سدره المنتهی رسیدم و تا اندازه دو قوس کمان به او نزدیک شدم، پرورگارم ندا داد: آمن الرسول بما انزل الیه من ربه؛ پیامبر خدا بدانچه از جانب پروردگارش بر او نازل شد، ایمان آورد و من از طرف خود و امتم به خداوند پاسخ دادم: و المؤمنون کل آمن بالله و ملائکته و کتبه و رسله لانفرق بین احد من رسله و قالوا سمعنا و اطعنا غفرانک ربنا و الیک المصیر؛ مومنان همگی به خدا و فرشتگان و کتاب ها و فرستادگانش ایمان آوردند و گفتند: میان هیچ یک از فرستادگانش فرق نمی گذاریم و گفتند: شنیدیم و گردن نهادیم. پروردگارا! آمرزش تو را خواستاریم و فرجام به سوی تو است؛ آن گاه خداوند فرمود: لا یکلف الله نفسا الا وسعها لها ما کسبت و علیها ما اکتسبت؛ خداوند هیچ کس را جز به قدر توانایی اش تکلیف نمی کند. آنچه از خوبی به دست آورده، به سو او، و آنچه از بدی به دست آورده، به زیان او است و من از خدا خواستم: ربنا لا تواخذنا ان نسینا او اخطانا؛ پروردگارا! اگر فراموش کردیم یا به خطا رفتیم، بر ما مگیر و خداوند فرمود: پذیرفتم. گفتم: ربنا و لا تحمل علینا اصراکما حملته علی الذین من قبلنا؛ پروردگارا! هیچ بار گرانی بر دوش ما مگذار همچنان که بر دوش کسانی که پیش از ما بودند نهادی. خداوند این دعا را نیز پذیرفت. گفتم ربنا و لا تحملنا ما لاطاقه لنا به واعف عنا و اغفرلنا و ارحمنا انت مولانا فانصرنا علی القوم الکافرین؛! و آنچه تاب تحملش نداریم، بر ما تحمیل مکن و از ما در گذر و ما را ببخشای و بر ما رحمت آور. سرور ما تویی، پس ما را بر گروه کافران پیروز کن. خداوند پاسخ داد: هر آنچه را از من خواستی، به تو و امتت بخشیدم(36). در روایتی دیگر پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) با استناد به همین آیه فرموده است: چهار چیز (خطا، فراموشی، آن چه از روی اکراه انجام می شود و آن چه خارج از طاقت انسان است) از امت من برداشته شده است(37).
در زمینه آثار و فضیلت قرائت این آیه، از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل شره که هر کس دو آیه آخر سوره بقره را در شب بخواند، برایش کافی است(38).از امیر مؤمنان، امام علی (علیه السلام) نیز نقل شده که هر کس اسلام را دریافته باشد، پیش از خواندن آمن الرسول و آیه الکرسی نمی خوابد(39).
این دو آیه، خلاصه ای از سوره بقره و در بردارنده موضوع کلی و غرض نهایی آن است(40)، زیرا این سوره مشتمل است بر فرا خوان مسلمانان به ایمان به اصول اعتقادی اسلام؛ چون الله، معاد، فرشتگان، پیامبران و کتاب های آسمانی؛ همچنین بیان بسیاری از تکالیف الهی درباره شئون گوناگون امت اسلامی؛ نیز یاد آوری سرپیچی یهود از فرمان های خداوند،
ایمان نیاوردن آنان به برخی پیامبران، تشریع تکالیف مشقت بار درباره آنها و دشمنی آنان با برخی فرشتگان.
پیامبر گرامی (صلی الله علیه و آله و سلم) در سفارش به قرائت و مضامین این دو آیه فرمود: این دو آیه را فرا گیرید و به دختران و پسرانتان بیاموزید، زیرا آن دو، هم قرآن و هم دعاست و خشنودی خدای رحمان را در پی دارد.(41)
از امام علی بن الحسین (علیهم السلام) نیز سفارش پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) به قرائت سه آیه آخر سوره بقره نقل شده است(42).


:: موضوعات مرتبط: متفرقه , قرآن شناسی , ,
:: برچسب‌ها: آیه های نامدار ,



آیات قرآن درباره اسماء و صفات خدا
نوشته شده در یک شنبه 14 شهريور 1400
بازدید : 84
نویسنده : J A V A D
http://payamak.roshdavar.ir/wp-content/uploads/2018/02/qoraan2.jpg
اوست خدایی که جز او هیچ معبودی نیست، همان فرمانروای پاک، سالم از هر عیب و نقص، ایمنی‌بخش، چیره، شکست‌ناپذیر، جبران‌کننده، شایسته‌ی بزرگی و عظمت، و خدا از آنچه شریک او قرار می‌دهند منزّه است.

 


:: موضوعات مرتبط: متفرقه , قرآن شناسی , ,
:: برچسب‌ها: آیات قرآن درباره اسماء و صفات خدا ,



صفح به ‌معنای انصراف از انتقام و گرایش به احسان
نوشته شده در یک شنبه 14 شهريور 1400
بازدید : 81
نویسنده : J A V A D
صفح به ‌معنای انصراف از انتقام و گرایش به احسان

حجت‌الاسلام امینی با بیان اینکه در روایات ائمه(علیهم السلام) صفح به معنای عفو بدون عتاب معنا شده است، آن را یکی از اصول اساسی برای اهل ورع برشمرد.

حجت‌الاسلام و المسلمین سید عبدالله امینی، مدرس حوزه و دانشگاه آبادان در گفت‌وگو با خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از خوزستان، درباره مفهوم «صفح» در قرآن کریم اظهار کرد: در زبان عربی دو کلمه «صفح» و «سفح» داریم؛ آنکه با سین است مذموم و به معنی خونریزی است؛ لذا یکی از القاب منصور عباسی، سفاح بود. اما صفح اخلاقی به این معناست که از جانبی و طرفی به طرف دیگر منصرف شویم و عدول کنیم که ضد آن باشد. لذا کلمه صفحه نسبت به اوراق تعبیر می‌شود چرا که وقتی برگ می‌زنیم از یک طرف صفحه به طرف دیگر آن منتقل می‌شویم. پس صفح انتقال و عدول از جانبی به جانب دیگر است.

صفح به ‌معنای انصراف از انتقام و گرایش به احسان

صفح به ‌معنای انصراف از انتقام و گرایش به احسان

صفح در کلام اهل بیت(علیهم السلام)

وی گفت: در علم شریف اخلاق که برگرفته از آیات و روایات است، صفح را به معنی ضد انتقام گرفته‌اند. در حدیث شریفی که از امام صادق علیهم السلام نقل شده است در آن جنود عقل و جهل را به تفصیل بیان می‌کنند که امام خمینی(ره) نیز کتابی به همین نام دارند و از کتب بسیار نفیس در علم اخلاق به شمار می‌آید که متأسفانه بسیار مهجور واقع شده و شرح این حدیث است. در آن حدیث، امام صادق علیهم السلام صفح را از جنود عقل برمی‌شمارند و می‌فرماید: ضد آن انتقام است. امام صادق علیهم السلام در جایی دیگر فرمودند: صفح جمیل آن است که اگر کسی خطایی مرتکب شود(در حق شخصی شما) او را عقاب نکنید. امام رضا علیهم السلام واژه صفح را بیشتر موشکافی کرده‌اند و درباره آیه «فَاصْفَحِ الصَّفْحَ الْجَمِیلَ؛ پس به خوبى صرف نظر کن»(حجر، ۸۵) فرمودند: «العفو من غیرعتاب» صفح جمیل آن است که کسی را عفو کنی، عفوی که مقرون به سرزنش نباشد. یعنی اگر کسی را عفو کنیم و به دنبال آن وی را سرزنش نکنیم از آن به صفح تعبیر می‌شود که نزد اهل‌بیت علیهم السلام ممدوح است.

 


:: موضوعات مرتبط: متفرقه , قرآن شناسی , ,
:: برچسب‌ها: صفح به ‌معنای انصراف از انتقام و گرایش به احسان ,



سوء ظن بین فرقه‌های اسلامی خلاف قرآن است
نوشته شده در یک شنبه 14 شهريور 1400
بازدید : 76
نویسنده : J A V A D

سوء ظن بین فرقه‌های اسلامی خلاف قرآن است

استاد سطح خارج فقه حوزه علمیه با تأکید بر تولید فقه امت به جای فقه مذاهب، گفت: نباید دانش‌های اسلامی را به تعداد فرقه‌های مذهبی در شیعه و سنی متعدد کنیم، زیرا نه با واقعیت تاریخی دانش‌ها سازگاری دارد و نه انعکاس و نتایج و پیامدهای آن درست است.


:: موضوعات مرتبط: متفرقه , قرآن شناسی , ,
:: برچسب‌ها: سوء ظن بین فرقه‌های اسلامی خلاف قرآن است ,



گام های چهارگانه رستگاری
نوشته شده در یک شنبه 14 شهريور 1400
بازدید : 101
نویسنده : J A V A D
گام های چهارگانه رستگاری

اولیای الهی در بیانات خود اشاره کرده اند که ملاک رسیدن به رستگاری، برداشتن قدم های چهارگانه ترک گناه، عدم غفلت، انجام عبادات همراه با حضور قلب و مقام حزن دائم است. اگر هر فردی در طول عمر خود این چهار قدم را بردارد، به مقام قرب و رستگاری راه یابد.

پایگاه اطلاع رسانی هیات رزمندگان اسلام به نقل از حوزه ؛ اولیای الهی در بیانات خود اشاره کرده اند که ملاک رسیدن به رستگاری، برداشتن قدم های چهارگانه ترک گناه، عدم غفلت، انجام عبادات همراه با حضور قلب و مقام حزن دائم است. اگر هر فردی در طول عمر خود این چهار قدم را بردارد، به مقام قرب و رستگاری راه یابد.

گام های چهارگانه رستگاری 

گام های چهارگانه رستگاری 

گام اول: ترک گناه

گام اول در مسیر رستگاری گناه نکردن است. مرحوم شیخ محمد بهاری دراین باره می نویسد:«الاوّلُ: تَرک المَعاصِی و هذا هو الّذی بُنی علیه قِوامُ التَّقوَی و اُسّسَ علیه اَساسُ الآخرهِ و الاُولی و ما تَقَرّبَ المُتَقرّبونَ بِشئٍ اَعلی و افضل منه[۱]؛ گام اول ترک معاصی و این آن چیزی است که قوام و بنیان تقوا بر آن است و اساس آخرت و دنیا بر آن استوار و اهل تقرب به وسیله چیزی بهتر و بالاتر از آن به خدا تقرب نمی جویند. »شعار تمام انبیاء: کلمه «لا اله الا الله» بود. گام اول انجام ندادن و نخواستن، یعنی «لا اله» است. هنگامی که انسان گناه و اشتباه را کنار بگذارد، «الا الله» در وجودش تجلّی پیدا می کند. اگر انسان از مرحله «لا اله» عبور نکند، بین او و خداوند حجابی وجود دارد که نمی تواند با خداوند ارتباط برقرار کند؛ اگرچه که خداوند همواره از انسان آگاه است.

 


:: موضوعات مرتبط: متفرقه , قرآن شناسی , ,
:: برچسب‌ها: گام های چهارگانه رستگاری ,



آیات قرآن درباره آگاهی خدا از نیات درونی انسان
نوشته شده در یک شنبه 14 شهريور 1400
بازدید : 91
نویسنده : J A V A D

آیات قرآن درباره آگاهی خدا از نیات درونی انسان

همانا انسان را آفریدیم و همواره آنچه را که باطنش [نسبت به معاد و دیگر حقایق] به او وسوسه می‌کند، می‌دانیم، و ما به او از رگ گردن نزدیک‌تریم.

توحید و خداشناسی | ادله‌ی وجود خدا

 


:: موضوعات مرتبط: متفرقه , قرآن شناسی , ,
:: برچسب‌ها: آیات قرآن درباره آگاهی خدا از نیات درونی انسان ,



آیات قرآن درباره وسعت علم الهی
نوشته شده در یک شنبه 14 شهريور 1400
بازدید : 89
نویسنده : J A V A D
آیات قرآن درباره وسعت علم الهی
خداوند در قرآن بارها تأکید نموده است که علم غیب مختص ذات اوست و تنها بخشی از آن را به بندگان خاص خود عطا نموده است. مقصود از علم غیب، آگاهی و دانش نسبت به هر آن چیزی است که با حس و درک آدمی فهمیده نمی‌گردد.

:: موضوعات مرتبط: متفرقه , قرآن شناسی , ,
:: برچسب‌ها: آیات قرآن درباره وسعت علم الهی ,



قرآن و علم
نوشته شده در یک شنبه 14 شهريور 1400
بازدید : 88
نویسنده : J A V A D

علوم در قرآن‏

قرآن و علم:

نظرات علمی در مورد عالم، زمین ، دریا و ماده :

پیدایش جهان(فصلت/11)، انبساط و گسترش عالم (ذاریات /47)، اتحاد ویگانگی جهان و وجود آب در هر موجود زنده(انبیاء/30)،حركت هموار ومناسب زمین(ملك/15) و (نمل/88)، حركت زمین به دور خود (فرقان/46-45) ، مسطح نبودن زمین(رحمن/17) ، بیضی شكل بودن تقریبی زمین(نازعات/30)  ، (اعراف/137) و(شمس/6) ،   ناقص شدن كره ی زمین در هر دو قطب(رعد/41) ، كوهها عامل استحكام پوست زمین (نبأ/7) ، قوه ی جاذبه (رعد/ 2) و (لقمان/10) ، پیدایش دریا (مؤمنون/18)، دریای شور وشیرین(فاطر/12)، دریا گهواره ی زندگی (نور/45)، زوجیت یا وجود بارهای مثبت ومنفی در هر چیز(یس/36)،(ذاریات/49)و (رعد/3)،نظریه ی نسبیت (حج/47) (سجده/5) و(معارج/4)، اشاره به كوچكتر از ذره و در حقیقت مواد سازنده ی اتم(یونس/61)و (سبأ/3)، و.. .


:: موضوعات مرتبط: متفرقه , قرآن شناسی , ,
:: برچسب‌ها: قرآن و علم ,



نیازمندی انسان به وحی
نوشته شده در یک شنبه 14 شهريور 1400
بازدید : 86
نویسنده : J A V A D
نیازمندی انسان به وحی

شبهاتی درباره‌ی وحی (1)

نیازمندی انسان به وحی

ناگفته پیداست كه ایمان به وحی به معنای نادیده گرفتن ابزارهای مادی و نفی حس و عقل و علم و تجربه نیست ،‌ بلكه ایمان به وحی به معنای آن است كه غیر از این راهها راه دیگری نیز وجود دارد كه به راستی مشكل گشای انسان است . انسان از هیچ راهی نمی تواند به حوادث پس از مرگ پی ببرد . تنها از طریق وحی می توانیم به آینده پی ببریم ؛ چنان كه اطلاع بشر از تاریخ گذشته ،‌ بسیار محدود و همراه با انواع حدسیات است . تنها از طریق وحی می توان از گذشته ، آن گونه كه بوده آگاه شویم . قرآن پس از نقل تاریخ پیشینیان می فرماید : «‌تلك من انباء الغیب نوحیها الیك »‌1 . « و یعلمكم ما لم تكونوا تعلمون»2 .

زندگی انسان اجتماعی است و جامعه به قانون نیاز دارد و قوانین بشری از اطمینان كافی برخوردار نیست ، زیرا هوس های درونی ،‌ فشارهای بیرونی ، گرایش های فردی ،‌ حزبی ،‌نژادی ، تصورات و اوهام پندارها ،‌ كج فكری ها ،‌ بد اندیشی ها ،‌ سوء ظن ها ، ترس ها و طمع ها ،‌ در كنار خطاها ، نسیان ها ،‌ و پشیمانی ها همه بیانگر آن است كه قانون گذار باید فوق بشر باشد نه خود بشر و جز خداوند كسی حق ندارد برای بشر قانون وضع كند .

خداوند در قرآن می فرماید : «ان ّ‌علینا الهدی »3 ؛‌ هدایت بشر بر عهده ما است . آری خالق باید برای مخلوق قانون وضع كند ،‌ همان گونه كه مهندسان و طراحان و صنعتگران هر كالایی برای كالای خود دستور العمل می نویسند .

در همه كشورها ،‌ قوانین در حال تغییر است و حتی قانون اساسی بعضی از كشورهای پیشرفته دهها بار عوض شده ، اما قرآن تنها كتابی است كه هیچ باطللی در آن راه نیافته و از سوی خداوند حكیم نازل گشته است :« انه لكتاب عزیز لایأتیه الباطل من بین یدیه و لا من خلفه تنزیل من حكیم حمید »4 .

 --------------------------------------------------------------------------------

1- هود (11) ‌: 49 .             2- بقره (2)‌ :‌151 .

3- لیل (‌92)‌ :‌ 12 .              4- فصلت (41) ‌: 41 تا 44 .

 


:: موضوعات مرتبط: متفرقه , قرآن شناسی , ,
:: برچسب‌ها: نیازمندی انسان به وحی ,



پرهیز از كم فروشی
نوشته شده در یک شنبه 14 شهريور 1400
بازدید : 90
نویسنده : J A V A D

کم فروشی

پرهیز از كم فروشی

وَ أَوْفُواْ الْكَیْلَ إذَا كِلْتُمْ وَ زِنُواْ بِالْقِسْطاسِ الْمُسْتَقِیمِ ذلِكَ خَیْرٌ وَ أَحْسَنُ تَأْوِیلاً

و چون با پیمانه داد و ستد كنید ،‌ پیمانه را تمام دهید و با ترازوی درست وزن كنید ، كه این بهتر و سرانجامش نكوتر است .

 


:: موضوعات مرتبط: متفرقه , قرآن شناسی , ,
:: برچسب‌ها: پرهیز از كم فروشی ,



آیه های نامدار
نوشته شده در یک شنبه 14 شهريور 1400
بازدید : 100
نویسنده : J A V A D

تسلیت استاندار ایلام به وزیر کشور

به بخشی از آیه 156 بقره 2: انالله و اناالیه راجعون .؛ ما از آن خدا هستیم و به سوی او باز می گردیم، آیه استرجاع گویند(78)، زیرا در این آیه، بر برانگیختن و بازگشت به خدا اقرار شده است. این آیه و آیت پیشین، کسانی را ستایش کرده که هنگام مواجه با مصیبت می گویند: انالله و اناالیه راجعون. آیه 157 بقره 2، صابران (استرجاع گویند) را داری مقامی والا و مشمول درود و حرمت الهی می داند: اولئک علیهم صلوات من ربهم ورحمه و اولئک هم المهتدون.
در شأن نزول این آیه آمده است که امیر مؤمنان، امام علی (علیه السلام) هنگام شنیدن خبر شهادت حمزه، و به نقلی جعفر، جمله انالله و اناالیه راجعون را بر زبان راند؛ سپس این آیه نازل شد(79). در روایات پرشما بر استرجاع هنگام روبه رو شدن با هر گونه مصیبت - هر چند کوچک باشد - تأکید شده است(80).

 


:: موضوعات مرتبط: متفرقه , قرآن شناسی , ,
:: برچسب‌ها: آیه های نامدار ,



آیه های نامدار
نوشته شده در یک شنبه 14 شهريور 1400
بازدید : 91
نویسنده : J A V A D

بهارِ دید و بازدید و صله ارحام عیدانه

آیه ارحام  ( آیه اولوا الارحام)

 

آیه

«وَالَّذِینَ یَصِلُونَ مَآ أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَن یُوصَلَ وَ یَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ وَ یَخَافُونَ سُوءَ الْحِسَابِ»

ترجمه

(خردمندان) کسانی هستند که آنچه را خداوند به پیوند با آن فرمان داده پیوند می دهند و در برابر پروردگارشان(به خاطر شناختی که دارند خشوع و) خشیت دارند و از سختی حساب می ترسند.[1]

 

 


:: موضوعات مرتبط: متفرقه , قرآن شناسی , ,
:: برچسب‌ها: آیه های نامدار ,



عزت در قرآن
نوشته شده در یک شنبه 14 شهريور 1400
بازدید : 98
نویسنده : J A V A D


عزت در قرآن



سلمانعلي رحيمي

مقدمه

عزت از مفاهيم مورد تاكيد خداوند در قرآن كريم است كه آن را از صفات برجسته مومنين برمي‌شمرد.
البته خداوند مبدأ ومنشأ عزت را از آن خودش مي‌داند و آن را به كساني كه طالب عزت باشند، عطا مي‌كند و يكي از نام‌هاي خداوند عزيزمي‌باشد
قال الله تعالي: «من کان يريد العزه فلله العزه جميعا»((فاطر،35/10)
واژه عزت:
«عزت» در لغت به معناي قدرت و پيروزي، نفوذ ناپذيري، چيرگي، علو، تفوق، بزرگي و ارجمندي آمده است در برابر واژه‌ي «ذلت» که به معني خواري و کوچکي است.([1])
لذا عزت، به آن حالتي در انسان گفته مي‌شود که آدمي را قوي و مقاوم و شکست ناپذير سازد و مانع مغلوب شدن او گردد.([2]
ماده عزت در قرآن به صورت‌هاي گوناگون ذکرشده است و صلابت و نفوذ ناپذيري به عنوان يک اصل در معناي آن لحاظ شده است.([3])
عزت «در فرهنگ قرآن گاهي مذموم است و آن نفوذ ناپذيري در برابر حق است که کس در مقابل حق سر تسليم فرود نياورد که اين نوع عزت در حقيقت ذلت ا ست. و گاهي ممدوح و مورد ستايش قرار گرفته است و آن شکست ناپذيري در برابر باطل است.([4])


:: موضوعات مرتبط: متفرقه , قرآن شناسی , ,
:: برچسب‌ها: عزت در قرآن ,



تصويري از بهشت و جهنم
نوشته شده در یک شنبه 14 شهريور 1400
بازدید : 102
نویسنده : J A V A D

سوره زمر.jpg

تصويري از بهشت و جهنم



 

(گزارشي ازسوره مبارکه زُمَر)

 

 

 

تمام سوره در چند خط

کلمه زمر وصف ورود آدميان است به بهشت و جهنم؛ گروه، گروه. شايد اين سوره هم به اين دليل زمر نام گرفته است که بهشت و جهنم را در کانون توجه خود دارد.

«زمر» يک سوره مکي است که با 57 آيه‌اش فضايي ساخته آکنده از مهم‌ترين حرف‌هاي خداوند با انسان. اين سوره با امر به عبادت خالصانه و تخطئه مردم ناداني که بت‌ها را به خيال نزديکي به خداوند پرستش مي‌کردند، شروع مي‌شود و با شرح گوشه‌اي از عظمت خداوند ادامه مي‌يابد؛ «او خالق زمين و آسمان است.»

سپس اين اوج را با يادآوري عجز انسان بيش‌تر به رخ مي‌کشد و با ارائه تصويري از او در دو صورت خوب و بد در رفتارش نسبت به خداوند پايان کار را هم يادآور مي‌شود؛ خسارت آشکار، نتيجه کفر و شرک و تکبر، و در مقابل، پاداش بي‌حساب محصول ايمان و شکر و احسان.

در آيات بعدي تصاوير مؤمنان و کافران روشن و روشنتر بيان مي‌شود تا آن‌جا که زيبايي به اوج مي رسد و آرامش انسان در حال يکتاپرستي که دلش به دست يک دلبر است با حالت شرک که ميدان تلاش براي جلب رضايت ارباب‌هاي متفاوت است مقايسه مي‌شود.

ادامه آيات اشاره‌هايي است به انتخاب‌گري انسان و آن‌چه با انتخاب خود رقم مي‌زند؛ بهشت يا جهنم. و البته باز لطف جلوه‌گري مي‌کند که؛ اي خطاکارها، از رحمت خدا نااميد نشويد.

بدين ترتيب آيات زمر در صفحات پاياني و پس از آن که مخاطب خود را در حالتي بين خوف و رجاء در نوسان داشته است، قيامت را پيش چشم مي‌کشد تا اگر کسي به خواب مانده با اين بيدارباش نهايي هوشيار شود که وقوع قيامت نزديک و ناگهاني است.

به طور کلي سوره زمر قصد دارد زواياي مختلف انسان را در اعمال و رفتارش در نسبتي که با خالق خود دارد بازنمايي کند و او را از اين گذر به انتخابي درست در دو راهي خير و شر، رستگاري و خسران و ضلالت و هدايت رهنمون سازد.



:: موضوعات مرتبط: متفرقه , قرآن شناسی , ,
:: برچسب‌ها: تصويري از بهشت و جهنم ,



مراتب قاريان قرآن
نوشته شده در یک شنبه 14 شهريور 1400
بازدید : 93
نویسنده : J A V A D

استاد کریم منصوری

مراتب قاريان قرآن

قاريان قرآن، برحسب خلوص، تدبر، تأثير پذيري و خضوعشان ( نسبت به قرآن ) در مراتب و درجات متفاوتي قرار دارند. بزرگان علم اخلاق و عرفان، از جمله ملامحسن فيض کاشاني و ملااحمد نراقي، براي تلاوت کنندگان قرآن، سه درجه و مرتبه در نظر گرفته و متذکر شده اند که يکي از آداب تلاوت، سعي در ترقي و رسيدن به درجات بالاتر است.
مرتبه ي اول: قاري خود را در حالتي تصور کند که گويا در برابر پروردگار ايستاده و به تلاوت قرآن مشغول است، و خدايتعالي به او نظر مي کند و کلام او را مي شنود.
بديهي است حال چنين بنده اي که خود را در حضور مولا مي بيند، حال تضرع و زاري و ناله است.
مرتبه ي دوم: قاري چنان در قلب خود مشاهده نمايد که گويا خداوند بزرگ او را مورد الطاف بي پايان خويش قرار داده، و به او امر و نهي مي کند.
وظيفه ي قاري در چنين حالت، خوف و شرمساري و سراپا گوش شدن است.
مرتبه ي سوم: قاري حتي ذره اي متوجه خود و تلاوت خود نباشد، و تمام هوش و حواس او متوجه صاحب کلام باشد. به طوري که گويا غرق در مشاهده ي جمال بي همتاي اوست.
بنابر قول بزرگان ياد شده (1)، مرتبه ي اول و دوم درجه ي اصحاب يمين، و مرتبه ي سوم درجه ي مقربين و صديقين، و خارج از اين مراتب، درجه ي غافلين است.


:: موضوعات مرتبط: متفرقه , قرآن شناسی , ,
:: برچسب‌ها: مراتب قاريان قرآن ,



توبه در قرآن
نوشته شده در یک شنبه 14 شهريور 1400
بازدید : 102
نویسنده : J A V A D
توبه در قرآن

توبه و بازگشت

توبه در قرآن
نفيسه فقيهى مقدس‏
ستاد نشر رسانه‏اى مركز فرهنگ و معارف قرآن
هر چند خداوند كريم در جاى جاى قرآن دستوراتى درباره «خود سازى»، «تقوا»، «مراقبه و محاسبه» و «ياد خدا و دورى از شيطان»... براى رشد، كمال و رسيدن به سعادت ابدى و حيات جاودانه به مؤمنان داده است، اما از سوى ديگر، بخاطر زندگى انسان در دنياى ماده و ماديّات و وجود دشمنان سرسختى چون شياطين، نفس اماره، جهالت، شهوات،... گاه پرده بر روى انديشه انسان افكنده شده و در پى تبعيت از آن‏ها و ارتكاب گناه و معاصى زمينه سقوط و بدبختى او فراهم مى‏شود.
اينجاست كه خداوند حكيم براى نجات انسان از ورطه تباهى، «باب توبه و استغفار» را به روى بندگان خويش گشوده و آن‏ها را به پشيمانى و طلب بخشش دعوت مى‏كند تا راه براى بازگشت اين انسان فريب خورده باز باشد و با اميدوارى به لطف و رحمت بيكران الهى، بار ديگر براى تعالى روح خويش تلاش كند، و بر اين اساس، در آيات و روايات فراوانى انسان را به توبه و استغفار فرا مى‏خواند: «يا أَيُّهاالَّذين آمنوا تُوبوا إلى اللَّهِ تَوْبةً نَصوحاً عسَى‏ ربُّكم أَن يُكفِّر عنكُم سيِّئاتِكم»؛1اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، به سوى خدا توبه كنيد؛ توبه‏اى خالص. اميد است پروردگار گناهان شما را بپوشاند... .

 


:: موضوعات مرتبط: متفرقه , قرآن شناسی , ,
:: برچسب‌ها: توبه در قرآن ,



ویژگی‎های قرآن
نوشته شده در یک شنبه 14 شهريور 1400
بازدید : 92
نویسنده : J A V A D
ویژگی‎های قرآن

قران

ویژگی‎های قرآن

1. جامعيت قرآن
يكي از معجزات قرآن، جامعيّت است. قرآن مي‎فرمايد:
«وَ لَقَدْ صَرَّفْنا لِلنَّاسِ فِي هذَا الْقُرْآنِ مِنْ كُلِّ مَثَلٍ»
[1]
«در اين قرآن، ما براي مردم از هر چيز نمونه‎اي آورديم (و همة معارف در آن جمع است)».
اين قرآن با محتواي بسيارغني و متنوع، آن هم از انساني درس نخوانده عجيب است. چرا كه در اين كتاب آسماني،هم دلائل عقلي در زمينة عقائد، هم احكام متين و استوار بر اساس نيازمندي‎هاي بشر در همة زمينه‎ها و هم بحث‎هاي تاريخي كه در نوع خود بي‎نظير، هيجان انگيز، بيدارگر، تكان دهنده و خالي از هرگونه خرافه است و هم مباحث اخلاقي كه با دل‎هاي آماده همان كار را مي‎كند كه باران بهاري با زمين‎هاي مرده مي‎كند. و هم مسائل علمي كه در قرآن مطرح شده، پرده از روي حقايقي برمي‎دارد كه حداقل در آن زمان براي هيچ دانشمندي شناخته نشده بود. خلاصه قرآن در هر وادي گام مي‎نهد عالي‎ترين نمونه را ارائه مي‎دهد. آيا با توجه به اين كه معلومات انسان محدود است، مخصوصاً با توجه به اين كه پيامبر اسلام ـ صلّي الله عليه و آله ـ در محيطي پرورش يافته بود كه از همان علم و دانش محدود بشري آن روز نيز خبري نبود، آيا وجود اين همه محتواي متنوع در زمينه‎هاي توحيدي و اخلاقي و اجتماعي و نظامي و سياسي دليل بر اين نيست كه از مغز انسان تراوش نكرده؛ بلكه از ناحيه خداست؟ اگر فرض كنيم تمام دانشمندان امروز و متخصصان علوم مختلف جمع شوند دائرة المعارفي را تنظيم كنند و آن را در قالب بهترين عبارات بريزند ممكن است اين مجموعه براي امروز جامعيت داشته باشد امّا مسلّماً براي پنجاه سال بعد نه تنها ناقص و نارسا است؛ بلكه آثار كهنگي از آن مي‎بارد. در حالي كه قرآن در هر عصر و زماني كه خوانده شود گويي براي همان عصر و زمان نازل شده و هيچ اثري از گذشت زمان در آن ديده نمي‎شود.
[2]
مهم‎ترين ابعاد جامعيّت قرآن
1. جامعيّت در مخاطبان
هر كتابي مخاطبان ويژه‎اي دارد. بعضي از آثار، مخصوص زنان، مردان، جوانان و يا كودكان و... است. امّا تنها كتابي كه مخاطب ويژه ندارد قرآن است.
مخاطبان قرآن مردم هستند كه در قرآن با عناوين: بشر، انسان، ناس و بني آدم آمده است و براي همة زمان‎ها و مكان‎ها بدون توجه به مرزها و نژادها زبان‎هاي خاص نازل شده است.
2. جامعيّت و فراگيري همه قلمروهاي زندگي.
قرآن كتاب هدايت است و همه قلمروهاي زندگي انسان را مورد توجه قرار داده است اعم از فردي، اجتماعي، خانوادگي، سياسي، اقتصادي و... .
3. جامعيّت و فراگيري نسبت به كتب واديان
قرآن مي‎فرمايد: خداوند آييني را براي شما تشريع كرد كه به نوح توصيه كرده و آنچه را بر تو وحي فرستاديم و به ابراهيم و موسي وعيسي سفارش نموديم كه دين را برپا داريد و در آن تفرقه ايجاد نكنيد.
[3] و خلاصه اين كه آيين اسلام عصارة آيين همة انبياء ـ عليهم السّلام ـ است.
4. فراگيري دنيا و آخرت
بسياري از كتاب‎هايي كه نوشته شده است براي چگونه زيستن زندگي مادّي و دنيايي است و پاره‎اي از كتاب‎ها نيز تنها زيستن اخروي را مورد توجه قرار داده است امّا قرآن آيين زيستن دو جهان است.

 


:: موضوعات مرتبط: متفرقه , قرآن شناسی , ,
:: برچسب‌ها: ویژگی‎های قرآن ,



ویژگی‎های قرآن
نوشته شده در یک شنبه 14 شهريور 1400
بازدید : 100
نویسنده : J A V A D
ویژگی‎های قرآن

قران

2. جامعيّت و اختصار
يكي از ويژگي‎هاي قرآن اختصار در عين جامعيّت در بيان حقايق و معارف است، مثلاً آيه:
«خُذِ الْعَفْوَ وَ أْمُرْ بِالْعُرْفِ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْجاهِلِينَ»
[4]
«با آنها مدارا كن و عذرشان را بپذير، و به نيكي‎هادعوت نما و از جاهلان روي بگردان».
در عين كوتاهي از جامعترين آيات اخلاقي است از امام صادق ـ عليه السّلام ـ نقل شده است كه فرمودند:
«آيه‎اي جامع‎تر در مسايل اخلاقي از آيه فوق نيست».
بعضي از علماي تفسير در توضيح حديث فوق گفته‎اند كه: اصول فضايل اخلاقي همچون قواي انساني در سه قسمت خلاصه مي‎شود: عقل ـ غضب ـ شهوت.
فضايل عقلي نامش حكمت است كه جملة «و أمُرْ بِالْعُرْفِ» بدان اشاره دارد و فضائل نفسي كه در برابر طغيان شهوت قرار دارد عفت نام دارد كه از جملة «خُذِ الْعَفوِ» استفاده مي‎شود و تسلّط بر نفس در برابر قوه غضبيه شجاعت نام دارد كه از جملة «و اَعْرِضْ عَنِ الجاهلين» استفاده مي‎شود.
[5]
3. كتاب انديشه و عمل
قرآن بر اين حقيقت تأكيد دارد كه اين كتاب تنها براي تلاوت نيست؛ بلكه هدف نهايي از آن ذكر و تدبّر و انذار است. در يك آيه مي‎فرمايد:
«كِتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَيْكَ مُبارَكٌ لِيَدَّبَّرُوا آياتِهِ»
[6]
«اين كتابي كه بر تو نازل كرديم كتاب مباركي است تا مؤمنان در آياتش تدبّر كنند».
و در آيه ديگر مي‎فرمايد:
«كِتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَيْكَ لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَي النُّورِ»
[7]
«اين كتابي است كه بر تو نازل كرديم تا مردم را به وسيلة آن از ظلمت‎ها به سوي نور خارج نمايي».
به اين ترتيب بايد قرآن در متن زندگي مسلمانان قرار گيرد و آن را برنامه خويش قرار دهند و دستوراتش را عمل كنند. امّا متأسفانه گروهي از مسلمانان فقط به ظاهر قرآن مي‎پردازند و به بُعد عملي و اجرايي آن توجهي ندارند.
[8]

:: موضوعات مرتبط: متفرقه , قرآن شناسی , ,
:: برچسب‌ها: ویژگی‎های قرآن ,



چشم و هم چشمی از نظر قرآن
نوشته شده در یک شنبه 14 شهريور 1400
بازدید : 94
نویسنده : J A V A D
چشم و هم چشمی از نظر قرآن

 

انسان، موجودي الگوپذير
از نظر روان شناسان اجتماعي چشم هم چشمي در حوزه الگوهاي رفتاري بسيار نقش آفرين است. كساني، ديگري خاص و يا ديگران مهمي را به عنوان الگو قرار مي دهند و مي كوشند تا از سرتا پا همانند الگو باشند ديگران مهم چنان رفتار شخص را تحت تاثير قرار مي دهند كه هر چيز ظاهري كه در ايشان بيابد مي كوشد تا با همانندسازي، خود را با آنان تطبيق دهد.
الگوهاي رفتاري شخص مي تواند وي را به هر سوي بكشاند. اين مساله درباره همه كسان از پير و برنا و زن و مرد و عامي و عالم صدق مي كند. از اين رو در آيات قرآني مساله اسوه و بهره گيري از آن مطرح مي شود؛ زيرا انسان به طور طبيعي رفتارهاي خويش را براساس تاييد و يا همراهي با الگوها شكل مي دهد و اصولا مساله جامعه پذيري كه اصلي بسيار مهم در زندگي اجتماعي بشر است، ريشه در الگوپذيري انسان دارد. براين اساس مساله تقليد به دو شكل عاقلانه و كوركورانه در جوامع بشري امري طبيعي و غريزي است و انسان نمي تواند بي تقليد و الگوبرداري از ديگري زندگي كند، بلكه حتي نمي تواند به كمال انساني دست يابد. از اين رو آيات قرآني با بيان داستان زندگي گذشتگان و ارايه الگوهاي مختلف در هر حوزه ريز و درشت زندگي، مي كوشد تا شخص در يك راه مستقيم با بهره گيري از الگوهاي بينشي و نگرشي و رفتاري حركت كند و به سعادت دنيا و آخرت دست يابد.
به هر حال، مساله چشم و هم چشمي ريشه در اصول غريزي و فطري بشر دارد و بازخواني آن نشان مي دهد كه اين رفتار به سبب تحليل نادرست از موقعيت خود در جهان و زندگي اجتماعي پديد مي آيد. شخصي كه گرفتار بيماري و نابهنجاري اجتماعي چشم و هم چشمي مي شود در حقيقت دچار جهل و ناآگاهي از وضعيت و موقعيت خود به عنوان انسان و هدف از زندگي است و از يك غريزه درست و فطرت سالم به شكل نادرستي بهره برداري كرده است. قدرت و تواني كه در نهاد بشر قرار داده شده تا با كمك آن خود را به سعادت برساند ابزاري براي بازدارندگي وي از ترقي و كمال مي شود و جلوي پيش رفت و رشد و تكامل او را مي گيرد. اين گونه است كه ظرفيت و توانايي خود را در جايي ديگر هزينه مي كند كه سودي برايش ندارد.


:: موضوعات مرتبط: متفرقه , قرآن شناسی , ,
:: برچسب‌ها: چشم و هم چشمی از نظر قرآن ,



تدبر در سو ره قیامت
نوشته شده در یک شنبه 14 شهريور 1400
بازدید : 89
نویسنده : J A V A D
تدبر در سو ره قیامت

 

 

 

بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمـَنِ الرَّحِيمِ به نام خداوند بخشنده بخشايشگر

{1}لَا أُقْسِمُ بِيَوْمِ الْقِيَامَةِ : سوگند به روز قيامت

{2}وَلَا أُقْسِمُ بِالنَّفْسِ اللَّوَّامَةِ :و سوگند به نفس لوامه و وجدان بيدار و ملامتگر (كه رستاخيز و جزا حق است
{3}أَيَحْسَبُ الْإِنسَانُ أَلَّن نَجْمَعَ عِظَامَهُ :آيا انسان مىپندارد كه هرگز استخوانهاى او را جمع نخواهيم كرد .

{4}بَلَى قَادِرِينَ عَلَى أَن نُّسَوِّيَ بَنَانَهُ :آرى قادريم كه حتى خطوط سر انگشتان او را موزون و مرتب كنيم

{5}بَلْ يُرِيدُ الْإِنسَانُ لِيَفْجُرَ أَمَامَهُ :(انسان شك در معاد ندارد )بلكه او مىخواهد آزاد باشد و بدون ترس از دادگاه قيامت در تمام عمر گناه كند

{6}يَسْأَلُ أَيَّانَ يَوْمُ الْقِيَامَةِ :از اينرو مى پرسد قيامت كى خواهد بود

*عصاره فراز آیات (1-6)حساب در قيامت و قدرت خدا بر بعث انسانها قطعی است. اما انسان بخاطر تمایل به فجور بدون بازخواست،درپذیرش معاد بهانه میاورد.

*نکته:
پیش از این در سوره عبس لفظ کفره الفجره و در سوره شمس فجور بکار رفته بود.در سوره قیامت هم لیفجر استفاده شده است.موضوع تکذیب و عدم باور به جزای اخروی که در سوره های قبلی مرحله دوم،نیز وجود داشت در این سوره نیز ادامه یافته است.

{7}فَإِذَا بَرِقَ الْبَصَرُ :گو در آن هنگام كه چشمها از شدت وحشت به گردش در آيد

{8}وَخَسَفَ الْقَمَرُ :و ماه بى نور گردد

{9}وَجُمِعَ الشَّمْسُ وَالْقَمَرُ :و خورشيد و ماه يك جا جمع شوند

{10}يَقُولُ الْإِنسَانُ يَوْمَئِذٍ أَيْنَ الْمَفَرُّ :آن روز انسان مى گويد راه فرار كجاست

{11}كَلَّا لَا وَزَرَ :هرگز چنين نيست راه فرار و پناهگاهى وجود ندارد

{12}إِلَى رَبِّكَ يَوْمَئِذٍ الْمُسْتَقَرُّ :آن روز قرارگاه نهايى تنها بسوى پروردگار تو است

{13}يُنَبَّأُ الْإِنسَانُ يَوْمَئِذٍ بِمَا قَدَّمَ وَأَخَّرَ :و در آن روز انسان را از تمام كارهايى كه از پيش يا پس فرستاده آگاه مى كنند

{14}بَلِ الْإِنسَانُ عَلَى نَفْسِهِ بَصِيرَةٌ :بلكه انسان خودش از وضع خود آگاه است

{15}وَلَوْ أَلْقَى مَعَاذِيرَهُ :هر چند در ظاهر براى خود عذرهايى بتراشد

*عصاره فراز آیات( 7-15) پس از بروز حوادث هولناک قیامت ،اعمال انسان به او ارايه ميشود هرچند که میدانسته اما بازهم بهانه میاورد.

*در این سوره لفظ الانسان 6 بار تکرار شده که 5 بار ان در آیات 1-15است همانند سوره های مرحله اول،مخاطب نوع انسان است همان انسانی که در خسران است و دنیا طلبی بر او غلبه دارد.

-در این فراز بخش دیگری از حوادث قیامت بازگو شده است.

{16}لَا تُحَرِّكْ بِهِ لِسَانَكَ لِتَعْجَلَ بِهِ :زبانت را بخاطر عجله براى خواندن آن [= قرآن] حركت مده

{17}إِنَّ عَلَيْنَا جَمْعَهُ وَقُرْآنَهُ :چرا كه جمعكردن و خواندن آن بر عهده ماست

{18}فَإِذَا قَرَأْنَاهُ فَاتَّبِعْ قُرْآنَهُ :پس هر گاه آن را خوانديم از خواندن آن پيروى كن

{19}ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنَا بَيَانَهُ :سپس بيان و توضيح آن نيز بر عهده ماست

*عصاره فراز آیات( 16-19 ):خطاب به پيامبر كه خواندن و جمع كردن قران با ماست نگران نباش.
این فراز را میتوان به عنوان پرانتزی یا جملات معترضه در نظر گرفت.

{20}كَلَّا بَلْ تُحِبُّونَ الْعَاجِلَةَ :چنين نيست (كه شما دلايل معاد را كافى ندانيد) بلكه (تکذیب شما به این دلیل است که)شما دنياى زودگذر را دوست داريد
{21}وَتَذَرُونَ الْآخِرَةَ :و آخرت را رها مى كنيد

*عصاره فراز آیات (20-21):دلیل تکذیب جزا و قیامت ،دنیاطلبی است.

{22}وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ نَّاضِرَةٌ :آرى در آن روز صورتهايى شاداب و مسرور است

{23}إِلَى رَبِّهَا نَاظِرَةٌ :و به پروردگارش مى نگرد

{24}وَوُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ بَاسِرَةٌ :و در آن روز صورتهايى عبوس و در هم كشيده است

{25}تَظُنُّ أَن يُفْعَلَ بِهَا فَاقِرَةٌ :زيرا مىداند عذابى در پيش دارد كه پشت را در هم مى شكند

{26}كَلَّا إِذَا بَلَغَتْ التَّرَاقِيَ :چنين نيست (كه انسان بتواند از اخرت فرارکند) موقعى كه جان به گلوگاهش رسد
{27}وَقِيلَ مَنْ رَاقٍ :و گفته شود آيا كسى هست كه اين بيمار را از مرگ نجات دهد

{28}وَظَنَّ أَنَّهُ الْفِرَاقُ :و به جدائى از دنيا يقين پيدا كند

{29}وَالْتَفَّتِ السَّاقُ بِالسَّاقِ :و ساق پاها از سختى جان دادن به هم بپيچد

{30}إِلَى رَبِّكَ يَوْمَئِذٍ الْمَسَاقُ :آرى در آن روز مسير همه بسوى دادگاه پروردگارت خواهد بود

*عصاره فراز آیات (22-30): مرگ و بازگشت بسوی پرودگار برای حساب و کتاب و تفکیک مردم بر اساس اعمالشان قطعی است.

 


:: موضوعات مرتبط: متفرقه , قرآن شناسی , ,
:: برچسب‌ها: تدبر در سو ره قیامت ,



تدبر در سو ره قیامت
نوشته شده در یک شنبه 14 شهريور 1400
بازدید : 85
نویسنده : J A V A D
تدبر در سو ره قیامت

 

 

 

{31}فَلَا صَدَّقَ وَلَا صَلَّى :در آن روز گفته مىشود او هرگز ايمان نياورد و نماز نخواند

{32}وَلَكِن كَذَّبَ وَتَوَلَّى :بلكه تكذيب كرد و روى گردان شد

{33}ثُمَّ ذَهَبَ إِلَى أَهْلِهِ يَتَمَطَّى :سپس بسوى خانواده خود باز گشت در حالى كه متكبرانه قدم برمي داشت

{34}أَوْلَى لَكَ فَأَوْلَى :با اين اعمال عذاب الهى براى تو شايسته تر است شايسته تر

{35}ثُمَّ أَوْلَى لَكَ فَأَوْلَى :سپس عذاب الهى براى تو شايسته تر است شايسته تر
*عصاره فراز ایات (31-35):تکذیب عملی و اعتقادی قیامت و ترک عبادت ،این انسان را مستحق عذاب اخروی میکند.
*نکات:
1- مفهوم آیه( 20 و 21) که بر دنیا طلبی انسان وغفلت از اخرت تاکید دارد،در سوره های پیش نیز بیان شده بودسوره اعلی: بل توثرون الحیاه الدنیا ،سوره عادیات:انه لحب الخیر لشدید،همزه:جمع مالا و عدده یحسب ان ماله اخلده
2- مفهوم دو دسته شدن انسانها در قیامت بر اساس اعمالشان که در سوره های قبل نیز بیان شده بود،ادامه یافته است. این تقسیم در سوره عبس با عبارات وجوه یومئذ مسفره و وجوه یومنذ علیها غبره بیان شده بود در اینجا با وجوه یومئذ ناضره و وجوه یومئذ باسره بیان شده است.
3- در سوره ماعون به علایم بخشی از بی باران به معاد و جزای اخروی اشاره شد:نمازگزاران وعابدانی که انفاق نمی کنند و از کمک به هم نوعان خود دریغ میکنند در اینجا نشانه گروهی از دنیا خواهان ومعاد گریزان بیان شده است:اهل نماز و عبادت نیستند و بخاطر فرار از جزای اخروی و توجیه رفتار دنیوی خود،معاد را انکار میکنند.

{36}أَيَحْسَبُ الْإِنسَانُ أَن يُتْرَكَ سُدًى: آيا انسان گمان مى كند بى هدف رها مى شود

{37}أَلَمْ يَكُ نُطْفَةً مِّن مَّنِيٍّ يُمْنَى: آيا او نطفهاى از منى كه در رحم ريخته مىشود نبود

{38}ثُمَّ كَانَ عَلَقَةً فَخَلَقَ فَسَوَّى: سپس بصورت خون بسته در آمد و خداوند او را آفريد و موزون ساخت

{39}فَجَعَلَ مِنْهُ الزَّوْجَيْنِ الذَّكَرَ وَالْأُنثَى: و از او دو زوج مرد و زن آفريد

{40}أَلَيْسَ ذَلِكَ بِقَادِرٍ عَلَى أَن يُحْيِيَ الْمَوْتَى: آيا چنين كسى قادر نيست كه مردگان را زنده كند

*عصاره فراز آیات( 36-40):بطلان پندار نفی قیامت:خدايي كه نخستين بار انسان را افريد به زنده كردن او قادر است
*درس سوره قيامت:علیرغم قطعی بودن مرگ و قدرت خدا بر حشر و ارایه و سنجش اعمال انسانها،ادمی بخاطر دنیا طلبی؛ اخرت را رها و تکذیب میکند که جان دادنی سخت و عذابی کمرشکن در آخرت خواهد داشت


:: موضوعات مرتبط: متفرقه , قرآن شناسی , ,
:: برچسب‌ها: تدبر در سو ره قیامت ,



تدبر در سو ره قیامت
نوشته شده در یک شنبه 14 شهريور 1400
بازدید : 83
نویسنده : J A V A D
تدبر در سو ره قیامت

 

 

 

بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمـَنِ الرَّحِيمِ به نام خداوند بخشنده بخشايشگر

{1}لَا أُقْسِمُ بِيَوْمِ الْقِيَامَةِ : سوگند به روز قيامت

{2}وَلَا أُقْسِمُ بِالنَّفْسِ اللَّوَّامَةِ :و سوگند به نفس لوامه و وجدان بيدار و ملامتگر (كه رستاخيز و جزا حق است
{3}أَيَحْسَبُ الْإِنسَانُ أَلَّن نَجْمَعَ عِظَامَهُ :آيا انسان مىپندارد كه هرگز استخوانهاى او را جمع نخواهيم كرد .

{4}بَلَى قَادِرِينَ عَلَى أَن نُّسَوِّيَ بَنَانَهُ :آرى قادريم كه حتى خطوط سر انگشتان او را موزون و مرتب كنيم

{5}بَلْ يُرِيدُ الْإِنسَانُ لِيَفْجُرَ أَمَامَهُ :(انسان شك در معاد ندارد )بلكه او مىخواهد آزاد باشد و بدون ترس از دادگاه قيامت در تمام عمر گناه كند

{6}يَسْأَلُ أَيَّانَ يَوْمُ الْقِيَامَةِ :از اينرو مى پرسد قيامت كى خواهد بود

*عصاره فراز آیات (1-6)حساب در قيامت و قدرت خدا بر بعث انسانها قطعی است. اما انسان بخاطر تمایل به فجور بدون بازخواست،درپذیرش معاد بهانه میاورد.

*نکته:
پیش از این در سوره عبس لفظ کفره الفجره و در سوره شمس فجور بکار رفته بود.در سوره قیامت هم لیفجر استفاده شده است.موضوع تکذیب و عدم باور به جزای اخروی که در سوره های قبلی مرحله دوم،نیز وجود داشت در این سوره نیز ادامه یافته است.

{7}فَإِذَا بَرِقَ الْبَصَرُ :گو در آن هنگام كه چشمها از شدت وحشت به گردش در آيد

{8}وَخَسَفَ الْقَمَرُ :و ماه بى نور گردد

{9}وَجُمِعَ الشَّمْسُ وَالْقَمَرُ :و خورشيد و ماه يك جا جمع شوند

{10}يَقُولُ الْإِنسَانُ يَوْمَئِذٍ أَيْنَ الْمَفَرُّ :آن روز انسان مى گويد راه فرار كجاست

{11}كَلَّا لَا وَزَرَ :هرگز چنين نيست راه فرار و پناهگاهى وجود ندارد

{12}إِلَى رَبِّكَ يَوْمَئِذٍ الْمُسْتَقَرُّ :آن روز قرارگاه نهايى تنها بسوى پروردگار تو است

{13}يُنَبَّأُ الْإِنسَانُ يَوْمَئِذٍ بِمَا قَدَّمَ وَأَخَّرَ :و در آن روز انسان را از تمام كارهايى كه از پيش يا پس فرستاده آگاه مى كنند

{14}بَلِ الْإِنسَانُ عَلَى نَفْسِهِ بَصِيرَةٌ :بلكه انسان خودش از وضع خود آگاه است

{15}وَلَوْ أَلْقَى مَعَاذِيرَهُ :هر چند در ظاهر براى خود عذرهايى بتراشد

*عصاره فراز آیات( 7-15) پس از بروز حوادث هولناک قیامت ،اعمال انسان به او ارايه ميشود هرچند که میدانسته اما بازهم بهانه میاورد.

*در این سوره لفظ الانسان 6 بار تکرار شده که 5 بار ان در آیات 1-15است همانند سوره های مرحله اول،مخاطب نوع انسان است همان انسانی که در خسران است و دنیا طلبی بر او غلبه دارد.

-در این فراز بخش دیگری از حوادث قیامت بازگو شده است.

{16}لَا تُحَرِّكْ بِهِ لِسَانَكَ لِتَعْجَلَ بِهِ :زبانت را بخاطر عجله براى خواندن آن [= قرآن] حركت مده

{17}إِنَّ عَلَيْنَا جَمْعَهُ وَقُرْآنَهُ :چرا كه جمعكردن و خواندن آن بر عهده ماست

{18}فَإِذَا قَرَأْنَاهُ فَاتَّبِعْ قُرْآنَهُ :پس هر گاه آن را خوانديم از خواندن آن پيروى كن

{19}ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنَا بَيَانَهُ :سپس بيان و توضيح آن نيز بر عهده ماست

*عصاره فراز آیات( 16-19 ):خطاب به پيامبر كه خواندن و جمع كردن قران با ماست نگران نباش.
این فراز را میتوان به عنوان پرانتزی یا جملات معترضه در نظر گرفت.

{20}كَلَّا بَلْ تُحِبُّونَ الْعَاجِلَةَ :چنين نيست (كه شما دلايل معاد را كافى ندانيد) بلكه (تکذیب شما به این دلیل است که)شما دنياى زودگذر را دوست داريد
{21}وَتَذَرُونَ الْآخِرَةَ :و آخرت را رها مى كنيد

*عصاره فراز آیات (20-21):دلیل تکذیب جزا و قیامت ،دنیاطلبی است.

{22}وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ نَّاضِرَةٌ :آرى در آن روز صورتهايى شاداب و مسرور است

{23}إِلَى رَبِّهَا نَاظِرَةٌ :و به پروردگارش مى نگرد

{24}وَوُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ بَاسِرَةٌ :و در آن روز صورتهايى عبوس و در هم كشيده است

{25}تَظُنُّ أَن يُفْعَلَ بِهَا فَاقِرَةٌ :زيرا مىداند عذابى در پيش دارد كه پشت را در هم مى شكند

{26}كَلَّا إِذَا بَلَغَتْ التَّرَاقِيَ :چنين نيست (كه انسان بتواند از اخرت فرارکند) موقعى كه جان به گلوگاهش رسد
{27}وَقِيلَ مَنْ رَاقٍ :و گفته شود آيا كسى هست كه اين بيمار را از مرگ نجات دهد

{28}وَظَنَّ أَنَّهُ الْفِرَاقُ :و به جدائى از دنيا يقين پيدا كند

{29}وَالْتَفَّتِ السَّاقُ بِالسَّاقِ :و ساق پاها از سختى جان دادن به هم بپيچد

{30}إِلَى رَبِّكَ يَوْمَئِذٍ الْمَسَاقُ :آرى در آن روز مسير همه بسوى دادگاه پروردگارت خواهد بود

*عصاره فراز آیات (22-30): مرگ و بازگشت بسوی پرودگار برای حساب و کتاب و تفکیک مردم بر اساس اعمالشان قطعی است.

:: موضوعات مرتبط: متفرقه , قرآن شناسی , ,
:: برچسب‌ها: تدبر در سو ره قیامت ,



ذکر مبارک
نوشته شده در یک شنبه 14 شهريور 1400
بازدید : 92
نویسنده : J A V A D
ذکر مبارک

بسم الله‌ الرحمن الرحیم
ذکر مبارک ـ درس 23 ـ سوره بقره آیات 146 تا 153 ـ جزء دوم

توجه: به دلیل حجم مطالب بهتر است این درس در دو جلسه برگزار گردد

آیه 146
الَّذينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ يَعْرِفُونَهُ كَما يَعْرِفُونَ أَبْناءَهُمْ وَ إِنَّ فَريقاً مِنْهُمْ لَيَكْتُمُونَ الْحَقَّ وَ هُمْ يَعْلَمُونَ
اهل كتاب، نسبت به هویت پیامبر اسلام [بر اساس اوصافش كه در تورات و انجیل خوانده‎اند] به گونه‌‎ای كه پسران خود را می‎شناسند؛ شناخت دارند و به‌طور مسلم گروهی از آنان حق را در حالی كه می‎‌دانند، پنهان می‌‎دارند.
واژه:
يَكْتُمُونَ: کتمان می‌کنند. (يَكْتُمُ: کتمان می‌کند) (ریشه: كَتْم)
1ـ حق واضح را نپذیرفتند
نشانه های پیامبر صلی‌الله‌وعلیه‌وآله‌وسلم در نزد یهودیان به قدری واضح و روشن بود که ایشان را چون فرزند خویش می شناختند و کوچک ترین تردیدی در راستی دعوت وی نداشتند، با این حال، گروهی از آنان، حق‌پوشانی کرده و آن حضرت را انکار کردند.
پیام:
حتّى دربارة دشمنان، انصاف را مراعات كنيم. قرآن، كتمان را به همة اهل‏كتاب نسبت نمى‌‏دهد. «فَرِيقاً مِنْهُمْ لَيَكْتُمُونَ». (این پیام در آیه 75 و 101 سوره بقره نیز بود)


آیه 147
الْحَقُّ مِن رَّبِّكَ فَلَا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُمْترَيِنَ
[این] حق [كه تغییرِ قبله است] از سوی پروردگار توست؛ بنابراین از تردید كنندگان نسبت به حق مباش.
واژه:
المُمتَرینَ: تردید كنندگان (مِریَة: شک و تردید در موضوع) ‎
2ـ حق، پایدار خواهد بود
این آیه، با وجود اختصار، دربرگیرندة مطلب ارزنده ای است که توجه به آن لازم است و آن این است که: انکار دشمنان و لجاجت و عناد آنان، نباید سبب شود که مؤمنان دلسرد شده و تصور کنند که برای همیشه حق مخفی خواهد ماند؛ زیرا یکی از سنت‌ های خداوند آن است که باطل ـ حتی اگر هجمة عظیم تبلیغاتی دشمن را به همراه داشته باشد ـ  چون سرابی از بین خواهد رفت و زلال جاری حق، نمایان خواهد شد.
پیام:
دستورها و فرامين الهى كه از طريق وحى و يا روايات ثابت شود، جاى مجادله و مناقشه ندارد. «فَلا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُمْتَرِينَ»


آیه 148
وَ لِكلُ‏ٍّ وِجْهَةٌ هُوَ مُوَلِّيهَا فَاسْتَبِقُواْ الْخَيْرَاتِ أَيْنَ مَا تَكُونُواْ يَأْتِ بِكُمُ اللَّهُ جَمِيعًا إِنَّ اللَّهَ عَلىَ‏ كلُ‏ِّ شىَ‏ْءٍ قَدِيرٌ
رأی هر گروهی قبله‌‎ای است كه خدا گردانندة روی آن گروه به آن قبله است؛ پس [دربارة قبله، نزاع و كشمكش نكنید و به جای بحث و گفتگو] به جانب كارهای خیر پیشی جویید. خدا همة شما را هر جا كه باشید [به صحرای محشر] می‎آورد؛ به‌طور مسلم خدا بر هر كاری تواناست.
واژه:
اِستَبِقُوا: از یکدیگر پیشی بگیرید. (سَبق: تقدم، پیش افتادن ـ اِستِباق: طلب سبقت بر دیگری)
3ـ قبله، موضوع اصلی نیست
در این آیه، پاسخ دیگری به اهل کتاب دربارة تغییر قبله داده می‌ شود و آن این که، هر پیامبری در طول تاریخ، قبلة مخصوص به خود داشته است و این چنین نبوده که همة پیامبران به سمت قبلة واحد و مشترکی نماز بخوانند. از این‌رو، مسألة تغییر قبله برای مسلمانان نیز، امر تازه‌ ای نبوده است. با این وجود، آیا بهتر نیست تا به جای پرداختن به این امور فرعی، در شاهراه خوبی‌ ها بر یکدیگر سبقت گرفته و به اسلام ایمان بیاورید تا در روزی که همگان برای حساب اعمال خویش حاضر می گردند، سربلند باشید.
4ـ تطبیق آیه بر یاران امام زمان (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف)
در احادیث، جملة «أینَ ما تَكُونُوا یَأتِ بِكُمُ اللَّهُ جَمِیعاً» به جمع‌‎آوری یاوران امام زمان ارواحنالتراب‌مقدمه‌الفدا در صبح ظهور آن حضرت تطبیق شده است. از امام رضا علیه‌السلام نقل شده است: «به خدا سوگند! هنگامى كه مهدی (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) قیام كند، خداوند تمام پیروان ما را از تمام شهرها گرد او جمع مى‎كند».
نکته: این گونه احادیث، از باب تطبیق آیه می‌ باشد و با معنای تفسیر ظاهری آن منافات ندارد.
پیام:
به جاى رقابت و سبقت در امور مادّى، بايد در كارهاى خير از ديگران سبقت گرفت. «فَاسْتَبِقُوا الْخَيْراتِ»


آیه 149
وَ مِنْ حَيْثُ خَرَجْتَ فَوَلِّ‏ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَ إِنَّهُ لَلْحَقُّ مِنْ رَّبِّكَ وَ مَا اللَّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ
از هر جا [برای سفر یا كار دیگر] بیرون شدی، رویت را [در حال اقامه نماز] به سوی مسجد‌الحرام بگردان. بدون تردید این فرمان از نزد پروردگارت بر اساس حق است و خدا از آن‌چه انجام می‎دهید، بی‎‌خبر نیست.
واژه:
حیثُ: از هرجا که. (ظرف مکان و مبنی بر ضمّ است و همواره به جمله اضافه می‌ شود. هنگامی که «ما» به آن اضافه شود، معنای شرط می‌ دهد)
5ـ قاطعیت در امر دین
در اين آيه مجدد به موضوع تغییر قبله پرداخته است. اين تاكيدات پى در پى، حاكى از اين حقيقت است كه مسألة تغيير قبله و نسخ حكم سابق براى گروهى از تازه مسلمانان نيز سنگين بوده است. در اين‌جا ـ و به‌طور كلى در همة تحولات و انقلاب‌هاى تكاملى ـ چيزى كه مى‏تواند ترديدها و شك‌ها را بزدايد قاطعيت و تاكيد‌هاى متوالى است، هر گاه رهبر در مواقع حساس با لحن قاطع و برنده و غير قابل تغيير، موضع خود را مشخص كند، دوستان را مصمم‌‏تر و دشمنان را براى هميشه مأيوس خواهد ساخت.
نکته:
اين تكرار و تاكيدها در حقيقت تكرار محض نيست، بلكه دستورات تازه‏اى نيز هم همراه دارد، از جمله اين‌كه در آيات گذشته تكليف مسلمانان در ارتباط با مسألة قبله نسبت به شهرى كه در آن زندگى مى‌‏كردند مشخص شده بود، اما در اين آيه و آيه بعد، حكم نمازگزاران را به هنگام مسافرت در هر نقطه‏ و هر ديار روشن مى‏سازد. «مِنْ حَيْثُ خَرَجْتَ».


آیه 150
وَ مِنْ حَيْثُ خَرَجْتَ فَوَلّ‏ِ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَ حَيْثُ مَا كُنتُمْ فَوَلُّواْ وُجُوهَكُمْ شَطْرَهُ لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَيْكُمْ حُجَّةٌ إِلَّا الَّذِينَ ظَلَمُواْ مِنْهُمْ فَلَا تَخْشَوْهُمْ وَ اخْشَوْنىِ وَ لِأُتِمَّ نِعْمَتىِ عَلَيْكمُ‏ْ وَ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ
[آری] و از هرجا بیرون شدی، رویت را [در حال اقامه نماز] به سوی مسجدالحرام بگردان؛ و [شما ای مؤمنان!] هر جا كه باشید، روی‌تان را [در حال اقامه نماز] به سوی آن بگردانید، تا مردم را جز ستمكاران [لجوج، متكبر كه تابع هیچ دلیلی نیستند] بر ضد شما دلیلی نباشد. [مشركان نگویند: اگر آیین ابراهیم را ادعا دارد چرا به قبلة او كه كعبه است رو نمی‎كند؟ و اهل كتاب نگویند: پیامبری كه تورات و انجیل وعده داده، قبله‎اش مسجدالحرام است، پس این شخص كه به قبله ما نماز می‎خواند، پیامبر موعود نیست؛] بنابراین از آنان نترسید و از من بترسید، و [تغییر قبله] برای آن است كه نعمتم را بر شما كامل كنم تا [به احكام و سنن الهی] هدایت شوید.
واژه:
لَا تَخشَوهُم: نترسید. (خشية: ترس شديد. خشيت از خوف شديدتر است و خشيت در صورتى گفته مي‌شود كه شى‏ء مخوف داراى عظمت باشد ولى خوف از ضعف خائف است).
6ـ حکم قبله قطعی است و استثناء ندارد
در این آیه، حکم تغییر قبله با تأکید بیشتر بیان شده است. این تأکید، ممکن است به جهت حساسیت موضوع و لزوم رعایت آن در هر جا و در هر حال باشد؛ زیرا در غیر این صورت، ممکن است توهّم شود که چون بنا بر آیة قبل، جهت قبله از مسائل فرعی به شمار می‌ رود، پس ضرورتی برای توجه اکید به آن وجود ندارد. از این‌رو، در چند عبارت مشابه و به بیان ‌های مختلف، بر عمومیت حکم فوق و عدم استثنا در آن تأکید شده است.
7ـ دو فایدة تغییر قبله
در آیة مذکور، فواید تغییر قبله ذکر شده است:
الف) با تغییر قبله، راه بهانه‌ جویی و احتجاج نابجای دشمنان بر شما بسته شد؛ زیرا در غیر این‌ صورت، عده‌ ای از آنان دچار تردید شده و می‌گفتند: «ما در تورات خوانده بودیم که یکی از نشانه‌های پیامبر موعود، آن است که به دو قبله نماز می‌خواند». با تغییر قبله، این بهانه از آنان گرفته شد؛ اگرچه برخی از آنان به سبب روح سرکش و ستمگر خویش هم چنان به دشمنی با شما ادامه خواهند داد. «لِئَلَّا یَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَیكُم حُجَّةٌ اِلَّا الَّذِینَ ظَلَمُوا مِنهُم».
ب) با تغییر قبله، گامی دیگر در مسیر تکامل دین اسلام و نعمت های خداوند بر مسلمانان برداشته شد و آنان به هدایت نزدیک‌تر شدند. «وَ لِاُتِمَّ نِعمَتِی عَلَیكُم وَ لَعَلَّكُم تَهتَدُونَ»
پیام اول:
مسلمانان بايد از هر كارى كه بهانه به دست دشمن مى‏دهد پرهيز كنند. «لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَيْكُمْ حُجَّةٌ».
پیام دوم:
دشمنان خارجى، بزرگ‌ترين خطر براى مسلمانان نيستند، بى‌‏تقوايى خطر اصلى است. «فَلا تَخْشَوْهُمْ وَ اخْشَوْنِي».


آیه 151
كَمَا أَرْسَلْنَا فِيكُمْ رَسُولًا مِّنكُمْ يَتْلُواْ عَلَيْكُمْ آيَاتِنَا وَ يُزَكِّيكُمْ وَ يُعَلِّمُكُمُ الْكِتَابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ يُعَلِّمُكُمْ مَّا لَمْ تَكُونُواْ تَعْلَمُونَ
همان‌گونه كه [تغییر قبله، كامل كردن نعمت است، این حقیقت هم كامل كردن نعمت است كه] در میان شما رسولی از خودتان فرستادیم كه همواره آیات ما را بر شما می‌‎خواند، و شما را [از هر نوع آلودگی ظاهری و باطنی] پاك و پاكیزه می‎كند، و كتاب و حكمت به شما می‌‎آموزد، و آن‌‌چه را نمی‎دانستید به شما تعلیم می‎دهد.
واژه:
یُزَكِّیكُم:‎ شما را (از پلیدى شرك، كفر، نفاق، خونریزى و مانند آن) پاك و پاكیزه ساخته و رشد می دهد. (زَكو: رشد و نمو، طهارت وپاكیزگى)
8ـ بزرگ‌ترین نعمت به جامعة بشری
در ادامة آیة قبل، خداوند به پیشینة نعمت های خویش بر مسلمانان و هدایت آنان اشاره می‌کند؛ چه نعمتی برتر از این که پیامبری از میان خودتان برگزید تا با تلاوت آیات پروردگار، پرورش نفوس و آموختن تعالیم انسان‌ساز قرآن و حِکَم الهی، شما را به راه راست و سعادت دنیا و آخرت رهنمون شود و با شما از جهان غیب ـ که هیچ‌گاه به تنهایی نخواهید توانست از آن آگاه شوید ـ سخن گوید.
پیام اول:
تربیت بر تعلیم مقدّم است. «یُزَكِّیكُم وَ یُعَلِّمُكُمُ»
در سه آیه «تربيت» بر «تعليم» مقدم شمرده شده (بقره/151 ـ آل‌عمران/164 ـ جمعه/2) و در يك مورد «تعليم» بر «تربيت» مقدم شده است.(بقره/129) آن‌جا كه تعليم بر تربيت مقدم شده اشاره به وضع طبيعى آن است که به‌طور معمول تا تعليمى نباشد تربيتى صورت نمى‌‏گيرد، و در موارد بيشترى كه تربيت مقدم ذكر شده گويا اشاره به مسالة هدف بودن آن است، چرا كه هدف اصلى تربيت است و بقيه همه مقدمه آن است. (البته در آن یک مورد هم دعای حضرت ابراهیم و اسماعیل است و در بقیه موارد سخن پروردگار است)
پیام دوم:
انسان براى شناخت بسیارى از حقایق، نیازمند به وحى است. تعبیر «ما لَم تَكُونُوا تَعلَمُونَ» به این مطلب اشاره دارد كه اگر انبیاء نبودند، انسان براى آگاهى از برخی امور، راه به جایى نداشت.


آیه 152
فَاذْكُرُونىِ أَذْكُرْكُمْ وَ اشْكُرُواْ لىِ وَ لَا تَكْفُرُونِ
پس مرا یاد كنید تا شما را یاد كنم و مرا سپاس گزارید و كفران نعمت نكنید.
واژه:
فَاذكُرونی: مرا یاد کنید. (ذِکر: یاد كردن قلبی یا زبانی از چیزی یا کسی؛ چه بعد از فراموشی باشد و چه بعد از ذکر قبلی)
9ـ ارتباط تنگاتنگ بندگان با خدا
خداوند در این آیه، رحمت و لطف بی‌ پایان خویش را بر بندگان ارزانی فرموده و به آنان وعده داده است چنان‌چه او را یاد کنند، آنان را یاد خواهد کرد. مراد از یاد پروردگار نسبت به بندگان، توجه خاص و ویژه به آنان و نزول بركات جدید بر آنان است. گفتنی است «ذكر» غیر از «خاطر» است، زیرا ذكر، ثابت و خاطر، گذراست. هم چنین ذكر در معنای جامعش شامل فكر هم مى‌‎شود، بنابراین، آیه مورد بحث دربردارندة ذكر، فكر و شكر است.
10ـ مقصود از ذکر
مقصود از ذکر، حضور قلبی و توجه درونی به پروردگار است. این توجه، می تواند در همه حال باشد؛ حتی در صورتی که بنده در حال انجام امور روزمره خویش است. امام علی علیه‌السلام می فرماید: «هرگاه دیدی خداوند تو را با ذکر خویش مأنوس ساخته است، بدان تو را دوست دارد».
11ـ ناشکری، سبب کفران
مراد از کفر در آیة شریفه، همان ناشکری و کوتاهی در استفاده از نعمت‌ های خداست. همان‎‌گونه که می‌ دانیم، شکر به معنای ادای حقِ نعمتی است که به ما عطا شده است. به همین دلیل، کسانی که شکر نعمت هدایت خدا و رسالت پیامبر صلی‌الله‌وعلیه‌وآله‌وسلم را به جا نیاورند، در زمرة کافران به شمار می روند. به این نوع کفر، «کفر عملی» گفته می‌شود.
پیام:
یار نزدیک تر از من به من است / وین عجب‌تر که من از وی دورم. (سعدی) «فَاذکُرونی اَذکُرکُم».


آیه153
يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اسْتَعينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرينَ
ای اهل ایمان از صبر و نماز [برای حل مشكلات خود و پاك ماندن از آلودگی‌‎ها و رسیدن به رحمت حق] كمك بخواهید زیرا خدا با صابران است.
واژه:
اِستَعِینُوا: مدد و یاری بخواهید. (عَون: یارى ـ اِستِعانَت: یارى خواستن)
12ـ در سختی‌ها از نماز و صبر مدد جویید
سیاق این دسته آیات، بیان گر آماده‎سازی مسلمانان برای آزمایش‌ های سخت و دشواری است که متوجه مؤمنان خواهد شد.
در این آیه، مؤمنان را با دو اهرم مهم برای پیروزی در برابر مشکلات و امتحانات پیش رو آشنا ساخته و از آنان می‌خواهد با نماز، ارتباط خویش با خداوند را محکم‌تر سازند و در برابر ناملایمات زندگی صبور باشند؛ زیرا دست یاری الهی با صابران است.
13ـ خداوند با صابران است
تعبیر همراهی خداوند با صابران در قرآن چهار بار ذکر شده است. (بقره/153 ـ بقره/249 ـ انفال/46 ـ انفال/66) این خود، نشانة اهمیت فراوان مقام صابران و تأثیر بسیار صبر بر زندگی مؤمنان است. در روایات نیز، صبر به منزله سر برای پیکرة ایمان دانسته شده است.
پیام:
صبر و نماز، وسيله جلب حمايت‌‏هاى الهى هستند. «اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ».
 


سؤالات پژوهشی
1ـ عبارت «وَ لِکُلٍّ وِجهَةٌ هُوَ مُوَلّیها» چگونه تفسیر شده است؟ (المیزان، نمونه)
2ـ قرآن در چند مورد از تعبیر «اِتمام نعمت» استفاده کرده است؟ مرحله‎ی پایانی اتمام نعمت برای مسلمانان در چه آیه‌ای تبیین شده است؟ (المیزان)
3ـ مقصود از کلمه‎ی «شَطر» چیست؟ آیا استفاده از این تعبیر در آیه، بیان‌گر نکته‎ی خاص فقهی یا بلاغی است؟ (المیزان، کوثر)
 


نمونه سؤالات چهار گزینه‌ای
1ـ تفاوت «خوف» با «خشیت» چیست؟
الف) خشيت از خوف شديدتر است
ب) خشيت در صورتى گفته مي‌شود كه شى‏ء مخوف داراى عظمت باشد
ج) خوف از ضعف خائف است
د) هر سه مورد

2ـ طبق فرمایش امام رضا علیه‌السلام کدام آیه بر یاران امام زمان عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف تطبیق شده است؟
الف) أینَ ما تَكُونُوا یَأتِ بِكُمُ اللَّهُ جَمِیعاً
ب) لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَيْكُمْ حُجَّةٌ
ج) يُعَلِّمُكُمْ مَّا لَمْ تَكُونُواْ تَعْلَمُونَ
د) آمَنُوا اسْتَعينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ

3ـ آیه « فَاذْكُرُونىِ أَذْكُرْكُمْ وَ اشْكُرُواْ لىِ وَ لَا تَكْفُرُونِ » شامل کدام موضوع است؟
الف) ذکر و شکر
ب) ذکر و فکر
ج) شکر و فکر
د) ذکر و شکر و فکر

4ـ کسانی که شکر نعمت هدایت خدا و رسالت پیامبر صلی‌الله‌وعلیه‌وآله‌وسلم را به جا نیاورند، دچار چه نوع کفری هستند؟
الف) کفر اعتقادی
ب) کفر عملی
ج) کفر اخلاقی
د) کفر ذاتی

5ـ پیام عبارت «فَلا تَخْشَوْهُمْ وَ اخْشَوْنِي» در آیه 150 سوره بقره چیست؟
الف) با ترس از خدا بر ترس از دشمن غلبه کنید
ب) فرامين الهى كه از طريق وحى و يا روايات ثابت شود، نباید موجب ترس گردد
ج) دشمنان خارجى، بزرگ‌ترين خطر براى مسلمانان نيستند، بى‌‏تقوايى خطر اصلى است
د) مسلمانان بايد از هر كارى كه بهانه به دست دشمن مى‏دهد پرهيز كنند


:: موضوعات مرتبط: متفرقه , قرآن شناسی , ,
:: برچسب‌ها: ذکر مبارک ,



زینت، خود آرایی
نوشته شده در یک شنبه 14 شهريور 1400
بازدید : 88
نویسنده : J A V A D

 

زینت، خود آرایی

بسم اللّه الّرحمن الّرحیم

در آستانه ی عید نوروز هستیم و بیننده ها شاهد این بحث هستند. ما هم فكر كردیم چه بحثی داشته باشیم، گفتیم: بحث تجملات و خودآرایی، لباس و مصرف، می تواند هم بحث اقتصادی و هم بحث روانی باشد. این بحث ابعاد مختلفی دارد. در خدمت برادرانی هستیم كه از تهران آمده اند و در این بمباران ها تشریف آورده اند و درمركز تهیه و توزیع چوب و كاغذ هستیم.


:: موضوعات مرتبط: متفرقه , قرآن شناسی , ,
:: برچسب‌ها: زینت، خود آرایی ,



بازدید : 82
نویسنده : J A V A D

منظور از کلمه «العالمین» در آیه 70 سوره مبارکه حجر چیست؟

 

 

 

منظور از کلمه «العالمین» در آیه 70 سوره مبارکه حجر چیست؟

در اینکه مراد از کلمه «العالمین» در آیه 70 سوره مبارکه حجر«قالُوا أَ وَ لَمْ نَنْهَكَ عَنِ الْعالَمينَ» چیست باید گفت در تفاسیر اقوال مختلفی در باره آن ذکر نشده است بلکه تقریبا می توان گفت همه مفسرین بالاتفاق آیه شماره 70 را کلام قوم لوط دانسته اند که خدای سبحان آن را نقل می کند، نه کلام حضرت لوط (علیه السلام). و مراد از «العالمین»(مردم جهان) را مهمانان، غریبه ها، رهگذران دانسته اند.

کلام برخی از مفسرین به شرح زیر است:جامع البیان فی تفسیر القران: قوم لوط به ایشان گفت: آیا تو را از اینکه کسی از جهانیان را مهمان کنی بر حذر نداشتیم؟(1)التفسیر الکبیر: مراد این است که آیا ما تو را از سخن گفتن درباره کسانی که قصد تجاوز به آنان را داریم نهی نکردیم.(2)روح البیان: منظور این است که آیا نسبت به بازداشتن آنها از ما بر تو پیشگام نبودیم و تو را از آن نهی نکردیم. زیرا آنان به هر غریبه ای متعرض می شدند و حضرت لوط(علیه السلام) در حد توان، آنان را از این کار باز می داشت در حالیکه آنان حضرت لوط (علیه السلام) را از این کار نهی می کردند تا مبادا کسی را پناه دهد یا اینکه او را تهدید می کردند به این که اگر به این رویه خود پایان ندهی تو را از شهر خویش اخراج می کنیم.‏(3)روح المعانی : مراد از «عن العالمین» پناه دادن یکی از آنها یا مانع شدن میان آنها و قوم لوط یا مهمان کردن آنهاست.‏(4)تفسیر نمونه: و گفتند: مگر ما به تو نگفتيم احدى را از مردم جهان به مهمانى نپذيرى و به خانه خود راه ندهى، چرا خلاف كردى، و به گفته ما عمل ننمودى؟و اين به خاطر آن بود كه قوم و جمعيت مزبور افرادى خسيس و بخيل بودند، و هرگز كسى را به خانه خود ميهمان نمى‏ كردند، و اتفاقا شهرهاى آنها در مسير قافله‏ ها بود و مى‏گويند آنها براى اينكه كسى در آنجا توقف نكند، اين عمل شنيع را با بعضى از واردين انجام داده بودند، و كم كم براى آنها عادتى شده بود، لذا گويا هر گاه لوط پيامبر با خبر مى‏شد كه شخص غريبى به آن ديار گام نهاده براى اينكه گرفتار چنگال آنها نشود وى را به خانه خود دعوت مى‏كرد اما آنها پس از آنكه از اين جريان آگاه شدند خشمگين گشتند و به او صريحا گفتند حق ندارى بعد از اين ميهمانى به خانه خود راه دهى! به نظر مى‏رسد كه كلمه" عالمين" در آيه فوق اشاره به رهگذران و افرادى است كه اهل آن شهر و ديار نبودند و گذارشان به آنجا مى‏ افتاد.(5)

اما علی رغم اتفاق نظرهای فوق، صرفا صاحب مجمع البیان به نقل از جبایی می نویسد: جبائى گويد: اين سخن را لوط به قوم خود گفت و اين پيش از آن بود كه بفهمد آنها فرشتگان هستند كه براى نازل كردن عذاب آمده‏ اند. اين مطلب، اگر چه در آخر ذكر شده است، لكن در حقيقت، جاى آن در آغاز كلام است. چنان كه در غير از اين سوره نيز همين رويه، بكار رفته است.(6)حاصل اینکه:عمده مفسرین آیه 70 سوره مبارکه حجر را سخن قوم لوط (علیه السلام) دانسته اند و صاحب مجمع البیان نیز صرفا به نقل از جبائی این اختلاف را مطرح کرده است در حالی که آیه شریفه ابهامی ندارد و سیاق و متن آیه به وضوح «سخن قوم لوط بودن» آن را تأیید می کند.

پی نوشت ها:

1- طبرى، محمد بن جرير، جامع البيان فى تفسير القرآن (تفسير الطبرى)، دار المعرفة، 1412ق ، چاپ اول، لبنان، بيروت، ج‏14 ص 30.
2- فخر رازى، محمد بن عمر، التفسير الكبير (مفاتيح الغيب)، دار إحياء التراث العربي،1420ق، چاپ سوم، لبنان، بيروت، ج‏19 ص 155.
3- حقى برسوى، اسماعيل بن مصطفى، تفسير روح البيان، دار الفكر، بی تا، چاپ اول، لبنان، بيروت، ج‏4 ص 477
4- آلوسى، محمود بن عبدالله، روح المعاني في تفسير القرآن العظيم و السبع المثاني، دار الكتب العلمية،1415ق، چاپ اول، منشورات محمد علي بيضون، لبنان، بيروت، ج‏7 ص 315.
5- مكارم شيرازى، ناصر، تفسير نمونه، دار الكتب الإسلامية،1371ش، چاپ 10، - ايران - تهران،.ج‏11 ص 110
6- طبرسى، فضل بن حسن، ترجمه تفسير مجمع البيان، فراهانى، بی تا، چاپ اول - ايران - تهران، ج‏13 ص 204


:: موضوعات مرتبط: متفرقه , قرآن شناسی , ,
:: برچسب‌ها: منظور از کلمه «العالمین» در آیه 70 سوره مبارکه حجر چیست؟ ,



بازدید : 128
نویسنده : J A V A D
نکات کلیدی از جزء هفتم قرآن کریم - آیات و پیام های مهم جزء 7 قران مجید

 Image result for ‫تصویر نوشته های قرآنی‬‎

1) مباحث فقهي مطرح شده در اين جزء عبارتند از:

الف-احكام سوگند. خداوند درآيه 89 سوره مائده مي فرمايد:"خداوند شما را به خاطر سوگند هاي بيهوده مؤاخذه نمي كند, اما در مقابل سوگندهايي كه با ايمان وقصد بوده است مؤاخذه مي كند".

• اقسام سوگند:

1- سوگندهايي كه داراي هدف مشخصي نيست و از روي اراده محكم و تصميم قاطع نيست.

2- سوگندهايي كه با اراده و عزم است.

• كفاره سوگند.اگر كسي بنام خدا سوگند ياد كند كه عمل نيك يا عمل مباحي را انجام دهد, واجب است به سوگند خود عمل كند و اگر آنرا زير پا گذاشت ,كفاره دارد و نيز سوگند جز به نام خدا معتبر نيست.كفاره سوگند نيز يكي از اين سه چيز است:

1- اطعام ده نفر مسكين.

2- پوشاندن ده نفر نيازمند.

3- آزاد كردن يك برده و اگر كسي توان هيچكدام از اينها را ندارد ,بايد سه روز روزه بگيرد.

ب- احكام شراب و قمار و بخت آزمايي.خداوند در آيه 91 و 92 سوره مائده مي فرماید :"شيطان مي خواهد با آشاميدن شراب و قمار, شما را از ياد خدا و نماز گذاردن بازدارد".يادآوري مي شود در مورد شراب
در آيه 219 سوره بقره يعني جزء دوم نيز مطالبي آمده است.

ج- احكام صيد درحال احرام: خداوند در آيه 95 سوره مائده خطاب به مؤمنين مي فرمايد:" در حال احرام
شكار نكنيد و هر كس از شما كه بداند مُحرم است و شكار نمايد, بايد از چهار پايان قرباني كند و يا كفارۀ آن رابپردازد كه اطعام چند مسكين است و يا برابر همان اطعام روزه بگيرد" و در آيه بعدي مي فرمايد:

"صيد دريا در حال احرام حلال است".

د‌- احكام وصيت, خداوند در آيه 106 سوره مائده مي فرمايد: "زمانيكه مرگ يكي از شما فرا مي رسد هنگام وصيت نمودن , دو نفر عادل را به شهادت بگيريد و..." و بدينوسيله خداوند سعي در حفظ حقوق و اموال مردم كرده است.

2) خداوند در آيه 97 سوره مائده راجع به كعبه مي فرمايد:" كعبه را وسيله اي براي استواري و سامان بخشيدن به كار مردم قرار داده ام." ونيز در روايات اسلامي ويران كردن كعبه در رديف قتل پيامبر و امام قرار گرفته است و نگاه كردن به آن عبادت است و طواف گرد كعبه از بهترين اعمال ذكرشده است.

3) سؤالات بيجا, خداوند در آيه 101 سوره مائده خطاب به مؤمنين مي فرمايد:" از چيزهايي نپرسيد كه اگر براي شما آشكار شود شما را ناراحت مي نمايد".

لازم به ذكر است كه گرچه سؤال , كليد فهم حقايق است ,اما اين مورد هم مانند مسائل ديگر ,استثنايي دارد كه به چند نمونه اشاره مي كنيم:

الف- بيشتر مردم اگر ازعمق بيماري خود اطلاع داشته باشند, به وحشت مي افتند. لذا گاهي پزشك صلاح مي داند كه بيماري شخص را به اطرافيانش بگويد و بهتر است خود بيمار سعي در فهميدن بيماري خود نداشته باشد.

ب‌- در روايت آمده است كه در هر مورد كه خداوند سكوت كرده است, پرسش نكنيد كه حكمتي در آن است.

ج‌- در روايتي از امام رضا (ع) درباره داستان گاو بني اسرائيل و سؤالات پي درپي قوم يهود از حضرت موسي (ع) در رابطه با مشخصات گاوي كه مأمور ذبح آن بودند, آمده است كه اگرقوم يهود در همان آغاز يك ماده گاو انتخاب كرده و سر مي بريدند كافي بود, اما آنان سخت گيري كردند و خداوند هم بر آنان سخت گرفت.(جلد اول تفسير نمونه ص 308)

4) در آيه 110 سوره مائده مواهب پروردگار به حضرت عيسي(ع) ذكر شده است.وهمچنين در آيات پاياني اين سوره داستان نزول مائده بر حواريون حضرت عيسي(ع) و تقاضاي عيسي(ع) از خداوند براي نزول مائده آسماني بعنوان عيدي و همچنين گفتگوي خداوند با حضرت عيسي(ع) و اعلام بيزاري آن بزرگوار از شرك پيروانش آمده است.

 


:: موضوعات مرتبط: متفرقه , قرآن شناسی , ,
:: برچسب‌ها: نکات کلیدی از جزء هفتم قرآن کریم - آیات و پیام های مهم جزء 7 قران مجید ,



تجلی قرآن در گفتار معصومین (ع)
نوشته شده در یک شنبه 14 شهريور 1400
بازدید : 88
نویسنده : J A V A D
 

پدیدآورنده: الیاس کلانتری
در روایتی از امام محمّد باقر (ع) آمده است: هر گاه حدیثی برای شما باز گفتم منبع آن را از قرآن، جویا شوید... . 1

سیره معصومین و گفتار آن بزرگواران همگی ملهم از قرآن کریم است و ایشان بارها بدان اشاره کرده‌اند. آنهایی که با قرآن آشنایی دارند به خوبی می‌توانند رابطه گفتار و رفتارآنان را با قرآن بسنجند و نتیجه گیری کنند، البته گاه این استفاده‌های آن حاملان آن قدر ظریف و لطیف است که جز خود آنها کسی ذوق آن را ندارد که این گونه از قرآن استفاده نماید. در شماره‌هایی از بشارت تجلّی قرآن در سیره معصومین را بررسی کردیم. در این شماره نیز گفتاری از امیرمؤمنان علی (ع) را آورده و رابطه‌های پیدا و پنهان آن را با قرآن نشان می‌دهیم: 
در خطبه 199 نهج البلاغه می‌خوانیم: 
تَعاهَدُوا اَمر الصَّلاة وَ حافِظوُا عَلَیها وَ استکثَرُوا مِنها وَ تَقَّربُوا بِها... . 
«ملتزم شوید به امر نماز و آن را در وقت خود و با مراقبت و اهمیت بجای آورید و به وسیله آن به خداوند عالم نزدیک شوید به جهت این که خداوند می‌فرماید: آن بر مؤمنان در وقت‌های معینی مقرر و واجب شده است.


:: موضوعات مرتبط: متفرقه , قرآن شناسی , ,
:: برچسب‌ها: تجلی قرآن در گفتار معصومین (ع) ,



شادى و سرور در قرآن
نوشته شده در یک شنبه 14 شهريور 1400
بازدید : 84
نویسنده : J A V A D
شادى و سرور در قرآن

♥بخوان و تفکر کن...(عکس نوشته های زیبا) ♥

 

انسان هرگاه به خواسته ى خود برسد و به چيزهاى مورد علاقه ى خويش مانند مال، قدرت، نفوذ، موفقيت، علم، ايمان و تقوا دست يابد، در خود حالتى از شادى و سرور احساس مى كند.

شادى و سرور در قرآن 
انسان هرگاه به خواسته ى خود برسد و به چيزهاى مورد علاقه ى خويش مانند مال، قدرت، نفوذ، موفقيت، علم، ايمان و تقوا دست يابد، در خود حالتى از شادى و سرور احساس مى كند. بنابراين، شادى امرى نسبى و مبتنى بر اهداف انسان در زندگى او است; مثلا اگر هدف كسى در زندگى جمع آورى مال و دست يابى به قدرت و نفوذ و مقامات دنيوى ديگر باشد، موفقيت در تحقق اين اهداف، سبب شادى و سرور او خواهد شد; امّا كسى كه هدف زندگى اش تمسّك و پايبندى به ايمان و پرهيزكارى و عمل صالح براى دست يابى به خوشبختى اخروى باشد، همين مسايل مايه و منشأ آرامش، امنيت و شادى وى خواهد شد. 
قرآن هر دو نوع اين شادى را ذكر نموده است; مثلا شادى كفار به هنگام دستيابى متاع زندگى دنيا را چنين توصيف مى كند.«فَرِحُواْ بِالْحَيَوةِ الدُّنْيَا وَ مَا الْحَيَوةُ الدُّنْيَا فِى الاَْخِرَةِ إِلاَّ مَتَـعٌ;[1] و (اين مردم كافر) به زندگانى و متاع دنيا دل شادند در صورتى كه دنيا در قبال آخرت متاع ناقابلى بيش نيست». 
و شادى مؤمنان را آن گاه كه آيات قرآن بر آن ها خوانده مى شود، ذكر كرده است، قرآنى كه آن ها را به حق راهنمايى مى كند و در آن شفاى درد آنان و هدايت و رحمت است:«اى مردم، نامه اى كه همه پند و اندرز و شفاى دل هاى شما و هدايت و رحمت بر مؤمنان است، از جانب خدا براى نجات شما آمد. اى پيامبر! به خلق بگو كه شما بايد منحصراً به فضل و رحمت خدا شادمان شويد كه آن بهتر و مفيدتر از ثروتى است كه براى خود مى اندوزيد.»[2]

 




:: موضوعات مرتبط: متفرقه , قرآن شناسی , ,
:: برچسب‌ها: شادى و سرور در قرآن ,



شأن نزول در یگانه
نوشته شده در یک شنبه 14 شهريور 1400
بازدید : 83
نویسنده : J A V A D
شأن نزول در یگانه

 

در بین ما شیعیان، سوره کوثر با سوره حضرت زهرا(س) مرادف است و حضرت زهرا(س) مصداق بارز و روشن «کوثر» قلمداد می‌شود؛لیکن با نگاهی به روایات شیعه و سنی ـ که در این زمان با کمک رایانه به راحتی دست یافتنی است ـ معلوم می‌گردد که روایات،حضرت زهرا(س) را مصداق «کوثر» معرفی نکرده‌اند؛بلکه مراد از «کوثر» را «نهری در بهشت» که خداوند آن را به پیامبر اکرم(ص) در عوض فرزندش «عبدالله» داد یا «نهری در بهشت که سفیدتر از شیر، صاف‌تر از بلور که در دو طرف آن قبه‌هایی از درّ و یاقوت است» و یا «حوضی بزرگ» دانسته‌اند.

سئوال این است که چگونه و چرا بدون وجود روایات،مفسران شیعه و سنی یکی از مصداق‌های «کوثر» را حضرت زهرا(س) دانسته‌اند1 و گاهی وی را برترین و بارزترین مصداق‌ها دانسته‌اند؟ 
آیا در تفسیر قرآن نباید قواعد و ضوابطی رعایت شود؟آن قواعد و ضوابط چیست که توانسته بدون وجود روایت،مصداق برای این سوره مشخص کند و آن ضوابط باید آن قدر با اهمیت باشد که حتی مفسران اهل سنّت نظیر فخر رازی که به این گونه فضائل کمتر بها می‌دهند،تشخیص داده که این احتمال را در بین پانزده احتمال پیرامون «کوثر» به عنوان قول سوم نقل کند و به عنوان تأیید بگوید:«بنابراین معنای سوره این است که خداوند به پیامبر اکرم(ص) نسلی می‌دهد که در طول زمان باقی می‌ماند.ببین چه اندازه از اهل بیت را شهید کردند، در عین حال جهان مملوّ از آنهاست.این در حالی است که از بنی امیه فرد قابل ذکری در دنیا باقی نماند،سپس بنگر و ببین چقدر از علمای بزرگ نظیر:باقر، صادق، کاظم، رضا و نفس زکیه2 و نظایرشان، در میان آنهاست».3 
برای روشن شدن این که مفسران راه درست را پیموده‌اند و مصداق بارز «کوثر» حضرت زهرا(س) است و این تشخیص مصداق طبق قواعد دقیق صورت گرفته است،باید مروری به این سوره و ویژگی‌های خاصش و نیز مروری به ویژگی‌های خاص حضرت زهرا(س) داشته باشیم تا در تناظر و مقایسه مطمئن شویم که زهرا(س) مصداق کوثر است و معنای سوره کوثر کاملاً منطبق بر حضرت زهرا (س) می‌باشد.


:: موضوعات مرتبط: متفرقه , قرآن شناسی , ,
:: برچسب‌ها: شأن نزول در یگانه ,



انوار وحی در خطبه زهرا(س)
نوشته شده در یک شنبه 14 شهريور 1400
بازدید : 90
نویسنده : J A V A D
انوار وحی در خطبه زهرا(س)

♥بخوان و تفکر کن...(عکس نوشته های زیبا) ♥

 

پیوند قرآن و عترت بر اساس حدیث متواتر ثقلین، پیوندی عمیق و جاودانه است، که صد البته ادراک مقامات بلند غیبی، معنوی و عرفانی آنها اگر ممتنع نباشد برای فهم ما فوق طاقت و بسیار مشکل می باشد (1) ; در حقیقت، آنان دریای ژرف اند که به عمق ناپیدایشان راهی نیست.

در این میان، عصمت کبرا، حضرت زهرا(س) ویژگیهای بخصوصی دارد: 
فضل زهرا را بشر کی می توان احصا کند قطره را قدرت نباشد وصف از دریا کند 
روح متعالی و بلند او که «از ادراک آن حیران شود عقول » جبرئیل(ع) را تنزل داد و پایین آورد، (2) و در آن ایام سخت و دشوار، جبرئیل(ع)، مسائل و حوادث پیش رو تا بر پایی قیامت را به اطلاع آن دردانه پیامبر(ص) رساند و امیرمؤمنان(ع) ، آنها را نگاشت و بدین ترتیب صحیفه فاطمه(س) شکل گرفت: 
جمله اسرار «ما اوحی » در اوست علم کل انبیا پیدا در اوست 
که از امامی به امام بعدی سپرده می شد: 
وارث آن مصحف عالی مقام بعد زهرا نیست کس غیر از امام 
و اینک نیز در دست مبارک حجت بر حق الهی، آن صدف دریای رحمت رحمانی «علیه السلام و عجل الله تعالی فرجه » قرار یافته است. آری، سابقه نداشته است که جبرئیل(ع) جز با طبقه اول از انبیای عظام: این چنین آمد و شدهای مکرر با کسی داشته باشد، و این همان فضیلت بزرگی است که عارف بزرگ قرن ما خمینی کبیر(ق س) آن را بالاترین ضیلت برای حضرت فاطمه زهرا(س) می دانستند. (3)

 

 


:: موضوعات مرتبط: متفرقه , قرآن شناسی , ,
:: برچسب‌ها: انوار وحی در خطبه زهرا(س) ,



مشخصات و مفاهیم سوره های قرآن
نوشته شده در یک شنبه 14 شهريور 1400
بازدید : 86
نویسنده : J A V A D
مشخصات و مفاهیم سوره های قرآن

 

بلد [شهر]

منظور از بلد شهر مكه، زادگاه و وطن پيامبر است كه در اولين آيه اين سوره، خداوند به آن، سوگند ياد كرده است. 
سوره، خلقت انسان را در رنج و سختى، (بعنوان كوره‏اى از حوادث در جهت ‏ساخته و پرداخته شن انسان) بيان مى‏كند و نيز اشاره‏اى به اينكه بر كارهايش نظارت مى‏شود و بنا براين بايد در آزادى اسيران، اطعام گرسنگان و سفارش به صبر و رحمت بكوشد.
«صبر بر طاعت‏» و «صبر از معصيت‏» و «صبر بر مصيبت‏» در اين سوره بطور ضمنى آمده است. 
این سوره سی و پنجمین سوره قرآن مجید است که در مكه نازل شده است و داراى 20 آيه مى‏باشد.

فضیلت و خواص قرآئت سوره بلد:
مشهور شدن به نیکوکاری در دنیا – یافتن مقام بالا نزد خدا – همنشینی پیامبران و شهیدان در قیامت –در امان ماندن از خشم خدا –در امان ماندن کودک از بیماری –در امان ماندن از گردنه کوود-در امان بودن گریه کودک –دفع درد بینی در کودک

 

 

http://www.ayehayeentezar.com/signaturepics/sigpic1938_33.gif
شمس [خورشيد]

 


نخستين آيه، مشتمل بر سوگند به خورشيد و فروغش مى‏باشد.
پس از چندين سوگند متوالى، پيام سوره اين است كه: «فلاح‏» در سايه تزكيه نفس، و زيان و تباهى، در اثر پوشاندن و گمراه ساختن نفس مى‏باشد.
داستان ثمود در رابطه با «ناقه صالح‏» شاهدى بر سخن فوق است كه در سوره آمده است. این سوره بیست و ششمین سوره قرآن مجید است که بعد از سوره قدر در مكه نازل شده و 16 آيه دارد.

فضیلت و خواص قرآئت سوره شمس:
شهادت دادن همه چیز به نفع او در قیامت –به بهشت رفتن به منزله صدقه دادن –موفق گشتن – عزیز شدن نزد مردم – افزایش رزق – آرام گرفتن لرز بدن
 


http://www.ayehayeentezar.com/signaturepics/sigpic1938_33.gif

لیل (شب )

خداوند، به شب، هنگامى كه جهان و انسانها را فرا مى‏ گيرد سوگند خورده است. (آيه 1)
شب و روز، خلقت و تلاش انسانها، هدايت الهى، انذار و تبشير و قيامت و پاداش ...از مطالب اين سوره است و توجه خاصى به انفاق اموال در اين سوره مى‏باشد.
این سوره قبل از سوره «فجر» و بعد از سوره «اعلى‏» نازل شده است. 
به اين ترتيب نگاه كنيد: 
شب - فجر - ضحى (نور) - انشراح ... اين ترتيب نزولى چند سوره‏اى است كه پياپى آمده، آيا در نظام طبيعت هم چنين نيست؟!.
این سوره‏ نهمین سوره قرآن مجید است که در مکه نازل شده است و 22 آيه دارد.

فضیلت و خواص قرآئت سوره لیل:
شهادت دادن همه چیز به نفع او در قیامت- به بهشت رفتن – اعطای نعمت از جانب خدا – حل مشکلات – خوش خوابیدن – فضیلت تلاوت ربع قرآن – پذیرفته شدن نماز نزد خدا – اجابت حاجات – خواب خوب دیدن – بهبود یافتن صرع و بیهوشی

 

http://www.ayehayeentezar.com/signaturepics/sigpic1938_33.gif

ضحى [نور و روشنائى]

خداوند به روشنائى روز و فراگيرى شب قسم ياد كرده كه پيامبر را رها نكرده است (آيات 1 - 3).
مى‏دانيم كه مدتى وحى از پيامبر قطع شد و اين بهانه‏اى براى عيبجوئى مشركين بود كه خداوند با فرستادن اين آيات در جهت تقويت روحى و تاييد پيامبر رحمت‏ خود نازل كرد. 
این سوره یازدهمین سوره قرآن‌ مجید است كه در مكه نازل شده و11 آيه دارد.

فضیلت و خواص قرآئت سوره ضحی:
شهادت دادن همه چیز به نفع او در قیامت- به بهشت رفتن – شفاعت حضرت محمد(ص) – اعطای حسنات – بازگشت گمشده – حفاظت شیئ مخفی

http://www.ayehayeentezar.com/signaturepics/sigpic1938_33.gif

 

 

انشراح [گشاده شدن، وسيع شدن]

شرح صدر و فراخى سينه، كنايه از ظرفيت زياد، براى دريافت‏ حقائق و تحمل سختيهاى راه دعوت است. 
در آيه اول خداوند، عطاى چنين شرح صدرى را به پيامبر بيان مى‏كند و او را دعوت به كار مستمر و پيگير مى‏نمايد و نويد مى‏دهد كه: با هر سختى، آسانى است. 
بعضى اين سوره را با سوره قبلى‏اش، مجموعا يک سوره حساب كرده‏اند. 
نام ديگر اين سوره، «شرح‏» است.
این سوره دوازدهمین سوره قرآن مجید است که در مکه نازل شده است و داراى 8 آيه مى‏باشد. 

فضیلت و خواص قرآئت سوره انشراح:
شهادت دادن همه چیز به نفع او در قیامت- به بهشت رفتن – اعطای یقین و سلامتی – درمان سینه درد – درمان بند آمدن ادرار – رفع بیماری قلب درد – شفای زکام و سرماخوردگی

 

 

http://www.ayehayeentezar.com/signaturepics/sigpic1938_33.gif

 

 

تين [انجير]

در اين سوره به انجير و زيتون و طور سينا قسم خورده شده است. 
تين و زيتون، نام دو ميوه است، يا به درخت اين دو ميوه قسم خورده شده.
و به قول بعضى‏ها نام دو كوهى است كه دمشق و بيت المقدس بر آن استوار گشته و رمز سوگند ياد كردن به اين دو كوه و به طور سينا آن است كه اين سه جا، خاستگاه و محل بعثت بسيارى از پيامبران بوده است. 
در كنار اين سه قسم، به مكه هم سوگند ياد شده، كه محل بعثت پيامبر اسلام (ص) است.
بعد از همه اينها، سخن از انسان و آفرينش او و ايمان و عمل صالحش مى‏باشد و اينكه در اثر بى تقوائى، انسان به پست‏ ترين جايگاهها هم سقوط مى‏كند مگر مؤمنان صالح. 
این سوره بیست و هشتمین سوره قرآن مجید است که در مكه نازل شده و 7 آيه دارد.

فضیلت و خواص قرآئت سوره تین:
رسیدن به بهشت – رسیدن به پاداش بسیار – رفع ضرر غذا

 

 

http://www.ayehayeentezar.com/signaturepics/sigpic1938_33.gif

 

 

علق [خون بسته، زالو، كرم]

در آيه دوم، مبدء خلقت انسان از «علق‏» مى‏داند.
معانی دیگر این سوره كرمى زالو شكل و اسپرماتوزوئيد است.
بعضى هم علق را از ريشه تعلق و وابستگى گرفته‏اند و گفته‏اند انسان از وابستگى و تعلقات خلق شده است. 
در این سوره سخن از خواندن و آفرينش انسان و تسليم او و طغيانش به ميان آمده است. 
اين سوره اولین سوره قرآن‌ مجید است كه در غار حرا، هنگام بعثت پيامبر، در مکه نازل شده است و 19 آيه دارد.

فضیلت و خواص قرآئت سوره علق:
شهید از دنیا رفتن – همانند کسی است که در رکاب پیامبر(ص) جنگیده – پاداش تلاوت یک جزء از قرآن – در امان ماندن از غرق شدن – در امان ماندن انبار از آفت دزد – دفع بلاهای سفر

 

 

http://www.ayehayeentezar.com/signaturepics/sigpic1938_33.gif

 

 

قدر [اندازه، سنجش، ارزش]

در اين سوره، از شب ارزش آفرينى و اندازه ‏گيرى و مقدرات انسان سخن به ميان آمده است.
شبى كه از هزار ماه برتر است (در بعضى روايات شيعه، اين هزار ماه به مدت حكومت ظالمانه بنى اميه تفسير شده كه هزار ماه طول كشيده است. (به نقل الميزان جلد 20 ص 474)
و در يكى از شبهاى ماه رمضان (21 يا 23) قرار دارد، و شبى است كه قرآن در آن بر قلب پيامبر نازل گشته است.
شب اتصال مطلق ميان زمين و ملكوت اعلاست و فرود آمدن فرشته‏ها از آسمان، و شب سلامتى است. 
سوره‏اى است بسيار مبارك و با فضيلت.
اين سوره بیست و پنجمین سوره قرآن مجید است که در مكه نازل شده و 5 آيه دارد.

فضیلت و خواص قرآئت سوره قدر:
گوئی در راه خدا جهاد کردن – بخشوده شدن گناهان – پاداشی همچون یک ماه روزه گرفتن در رمضان – در امان ماندن انبار از آفت و دزد – همنشینی با بهترین مخلوقات در قیامت – درمان لرزه های اعضای بدن – در پناه خداوند بودن- حفظ اموال – افزایش برکت انبار غله

 

 

http://www.ayehayeentezar.com/signaturepics/sigpic1938_33.gif

 

 

بينه [دليل روشن و حجت آشكار]

اين سوره، بيانگر رسالت عام پيامبر نسبت به همه مشركين و يهود و نصارى است و دعوت او را از همه بشريت به آئين حق باز مى‏گويد و صلاح جامعه انسانى را در سايه اعتقاد و عمل مى‏داند.
گرايش مشركين و اهل كتاب را به ايمان توحيدى، در سايه آمدن «بينه‏» مى‏داند و خود حضرت محمد (ص) نمونه و مصداقى از اين حجت آشكار براى انديشه‏ها و پيروان اديان ديگر است.
امام باقر فرموده است: البينه محمد رسول الله «ص‏» است.
(الميزان ج 20 ص 482) به نقل از تفسير القمى) 
این سوره به نام «لم يكن‏» هم مشهور است و اين نام از آغاز سوره اقتباس شده است. 
از نام‏هاى ديگر اين سوره «اهل الكتاب‏» «قيامت‏»، «بريه‏» و «انفكاك‏» است. 
این سوره صدمین سوره قرآن مجید است که در مدینه نازل شده است و 8 آيه دارد.

فضیلت و خواص قرآئت سوره بینه:
بیزاری از مشرکان –پیوستن به دین محمد(ص) –در زمره مومنان برانگیخته شدن –اسان شدن محاسبه در روز قیامت قیامت –درمان لقوه –رسوا شدن دزد –درمان یرقان –درمان آب مروارید و پیسی-رفع هر نوع آماس –سود بخشیدن به زن باردار

 

 

http://www.ayehayeentezar.com/signaturepics/sigpic1938_33.gif


:: موضوعات مرتبط: متفرقه , قرآن شناسی , ,
:: برچسب‌ها: مشخصات و مفاهیم سوره های قرآن ,



فيزيك جهان هستي در قرآن (3)
نوشته شده در یک شنبه 14 شهريور 1400
بازدید : 88
نویسنده : J A V A D
فيزيك جهان هستي در قرآن (3)

 

 

آينده عالم: (انقباض بزرگ)
 

يكي ديگر از سؤالات اساسي بشر، در مورد جهاني كه در آن زندگي مي‌كند، هميشه اين بوده كه سرنوشت اين زمين و خورشيد و آسمان چه خواهد شد؟ اول پاسخ قرآن مجيد را مي‌آوريم و سپس بحث علمي آن را به طور مختصر اشاره مي‌كنيم: 
قرآن در آيات مختلفي به موضوع محو و نابود شدن آسمان و خورشيد و ديگر ستارگان اشاره مي‌نمايد به طور مثال: 
“إِذَا الشَّمْسُ كُوِّرَتْ. وَ إِذَا النُّجُومُ انكَدَرَتْ” (تكوير، 2 و 1)
(زماني كه خورشيد در هم پيچيده مي شود و آن روز كه ستارگان سقوط مي‌كنند)
و يا “إِذَا السَّمَاء انشَقَّتْ” (انشقاق، 1) (وقتي آسمان بشكافد)؛ 
“فَإِذَا النُّجُومُ طُمِسَتْ. وَ إِذَا السَّمَاء فُرِجَتْ”(مرسلات 8 و 9)(وقتي كه ستارگان بي نور و محو شوند و آسمان شكافته مي شود) إِذَا السَّمَاء انفَطَرَتْ. وَ إِذَا الْكَوَاكِبُ انتَثَرَتْ”(انفطار، 2 و 1)؛(وقتي كه آسمان بشكافد و روزي كه ستارگان هر يك مدار خود را رها مي‌كند و در هم و برهم مي‌شوند) 
“... يَوْمَ الْقِيَامَهْ وَالسَّماوَاتُ مَطْوِيَّاتٌ بِيَمِينِهِ سُبْحَانَهُ ...”(زمر، 67)؛ 
(...و اوست كه روز قيامت، زمين در قبضه قدرت او و آسمانها در پيچيده به دست سلطنت اوست ...) 
و اما در آيه 104 همان سوره انبياء كه به آغاز آفرينش اشاره فرموده بود، سرنوشت نهايي اين دنيا را نيز معلوم مي فرمايد: 

 


:: موضوعات مرتبط: متفرقه , قرآن شناسی , ,
:: برچسب‌ها: فيزيك جهان هستي در قرآن (3) ,



فيزيك جهان هستي در قرآن (2)
نوشته شده در یک شنبه 14 شهريور 1400
بازدید : 79
نویسنده : J A V A D
فيزيك جهان هستي در قرآن (2)

 

 

فاصله‌هاي نجومي: 
 

در مقياس كيهاني فاصله محدوده ي شناخته شده 1024 كيلومتر است.(يعني يك ميليون ميليارد ميليارد كيلومتر. !)
براي شناخت بيشتر فاصله‌هاي نجومي و كيهاني چند مثال مي‌زنيم. شعاع زمين 6400 كيلومتر است و يك هواپيماي جت تجاري مي تواند، در مدت حدود 40 ساعت زمين را دور بزند. نزديك‌ترين جسم كيهاني به زمين، كره ي ماه است كه با فاصله‌اي در حدود چهارصد هزار كيلومتري قرار دارد. 
آپولوي11 ـ كه بشر را براي اولين بار به ماه برد، چهار روز در راه بود تا اين فاصله را طي كرد. فاصله زمين تا خورشيد حدود 150 ميليون كيلومتر است اگر آپولو 11 ـ مي‌خواست اين فاصله را طي كند، تقريباً پنج سال طول مي‌كشيد. براي فاصله‌هاي كيهاني از واحد سال نوري استفاده مي‌كنند كه با توجه به سرعت نور كه در هر ثانيه 300 هزار كيلومتر مي باشد، مسافت طي شده توسط نور در يك سال حدود 1013 كيلومتر است.(ده هزار ميليارد كيلومتر) يك پرتوي نور، فاصله خورشيد تا زمين را در حدود 5 /8 دقيقه و كل منظومه شمسي را در مدت 11 ساعت مي‌پيمايد. نزديك‌ترين ستاره كهكشان راه شيري به ما در صورت فلكي قنطورس قرار دارد كه فاصله‌اش تا ما حدود 4 سال نوري مي باشد. اگر قرار باشد با سفينه‌اي مثل آپولو 11 ـ به نزديك‌ترين ستاره كه همسايه خورشيد است، مسافرت كنيم يك ميليون سال طول مي‌كشد. شعراي يماني، درخشان‌ترين ستاره آسمان است که تقريباً در فاصله هشت سال نوري از ما قرار دارد.[9]
حالا ببينيد قطر كهكشان راه شيري خودمان كه حدود 100 هزار سال نوري است چقدر وسعت دارد؟ و يا كهكشاني كه در فاصله يك ميليارد سال نوري از ما قرار دارد چقدر دور مي باشد!!؟(الله اكبر) 
ملاحظه مي‌فرمائيد كه چقدر بجاست كه خداوند تبارك تعالي از ما سئوال بفرمايد: 
“أَوَلَمْ يَنظُرُواْ فِي مَلَكُوتِ السَّمَاوَاتِ وَ الأَرْضِ وَ مَا خَلَقَ اللّهُ مِن شَيْءٍ” “اعراف ـ 185”
(آيا فكر و نظر در ملكوت و قواي آسمانها و زمين نمي‌كنند و در هر چه خدا آفريده نمي‌نگرند؟ [تا به قدرت و حكمت خدا و عاقبت عالم قيامت بينا و دانا شوند]).
همچنين اين آيات را مرور مي‌كنيم كه مي‌فرمايند: “لَخَلْقُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ أَكْبَرُ مِنْ خَلْقِ النَّاسِ وَ لَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ”(غافر ـ 57)
“أَأَنتُمْ أَشَدُّ خَلْقًا أَمِ السَّمَاء بَنَاهَا ـ رَفَعَ سَمْكَهَا فَسَوَّاهَا”(نازعات 27 و 28)

 

 


:: موضوعات مرتبط: متفرقه , قرآن شناسی , ,
:: برچسب‌ها: فيزيك جهان هستي در قرآن (2) ,



صفحه قبل 1 2 3 4 5 ... 12 صفحه بعد