وبگو | آموزش منوي کشويي با ul li و css


عضو شويد


نام کاربری
رمز عبور

:: فراموشي رمز عبور؟

عضويت سريع

نام کاربری
رمز عبور
تکرار رمز
ایمیل
کد تصویری
براي اطلاع از آپيدت شدن وبلاگ در خبرنامه وبلاگ عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود



تاريخ : شنبه
بازديد : 0
نويسنده : حسینی

آيا شود بهار كه لبخندمان زند!؟

از ما گذشت‌، جانب فرزندمان زند...

آيا شود كه بَرْش‌زن‌ِ پير دوره‌گرد ،

مانند كاسه‌ های كهن بندمان زند،؟

ما شاخه‌های سركش سيبيم‌، عين هم‌

يک باغبان بيايد و پيوندمان زند

مشت جهان و اهل جهان بازِ باز شد

ديگر كسی نمانده كه ترفندمان زند

نانی به آشكار به انبان ما نهد

زهری نهان به كاسه ی گُلقندمان زند

ما نشكنيم اگرچه دگرباره گردباد

بردارد و به كوه دماوندمان زند

رويين‌ تنيم‌، اگرچه تهمتن به مكر زال‌

تير دو سر به ساحل هلمندمان زند

سر می دهيم زمزمه‌ های يگانه را

حتی اگر زمانه دهان‌ بندمان زند ... !



:: موضوعات مرتبط: اشعار , اشعار کاظم کاظمی , ,
تاريخ : شنبه
بازديد : 0
نويسنده : حسینی

خندیدیم، گفتند: دیوانه است، دلقک است... سکوت کردیم، گفتند: لال است! حرف زدیم، گفتند: زیاده خواه است، فلسفه می بافد...
توپ ها را که در می کردند بهارمان را با خنده و ترس به آغوش بزرگترها می رفتیم، همان ها که بزرگترهاشان رفته بودند.
روز از نو شب از نو، خدا بزرگ است هیچ اتفاقی در کار نیست تنها می افتیم، بلند می شویم؛ می افتیم، بلند می شویم...

 

انقدر گفتم گفتم، می خواستم بگویم، گفته بودم و.‌.. راه نیندازید!
 دوری دلیل های خودش را دارد دوستی دلیل های خودش را... مگر قرار نبود یادبگیریم هیچ زمان و خاطره ای به وقت بریدن از هم شیرین نیست و هر قدر که عقب بنشینیم و همه چیز را به عقب برگردانیم بیشتر شکست می خوریم.
دیروز برای امروز، امروز برای فردا هیچ حساب و کتابی نمی گذارد ساعت ها را کوک کنید به وقت گل ها! رفتگان زیادی منتظر آمدنمان هستند...

بارما شریبی
از مجموعه: برای درخت خواب تراشیده اند

(کپی فقط با ذکر وبلاگِ منبع مجاز می باشد)



:: موضوعات مرتبط: اشعار , اشعار بارما شریبی , ,
تاريخ : شنبه
بازديد : 0
نويسنده : حسینی

این پیاده می‌شود، آن وزیر می‌شود ،

صفحه چیده می‌شود، دار و گیر می‌شود...

این یکی فدای شاه‌، آن یکی فدای رُخ‌ !

در پیادگان چه زود مرگ و میر می‌شود

فیل کج ‌روی کند، این سرشت فیلهاست‌!

کج‌ روی در این مقام دلپذیر می‌شود،،،

اسب خیز می‌زند، جست‌ وخیز کار اوست‌،

جست‌وخیز اگر نکرد، دستگیر می‌شود ...

آن پیاده ی ضعیف ،راست راست می‌رود،

کج اگر که می‌خورَد، ناگزیر می‌شود!

هرکه ناگزیر شد، نان کج بر او حلال‌!

این پیاده قانع است‌، زود سیر می‌شود...

آن وزیر می‌کُشد، آن وزیر می‌خورد !!!

خورد و برد او چه زود چشمگیر می‌شود !

ناگهان کنار شاه خانه‌ بند می‌شود ،

زیر پای فیل‌، پهن‌، چون خمیر می‌شود !

آن پیاده ی ضعیف عاقبت رسیده است‌ !!

هرچه خواست می‌شود، گرچه دیر می‌شود ...

این پیاده‌، آن وزیر… انتهای بازی است‌ !

این وزیر می‌شود، آن به‌ زیر می‌شود !.



:: موضوعات مرتبط: اشعار , اشعار کاظم کاظمی , ,
تاريخ : شنبه
بازديد : 0
نويسنده : حسینی

و قسم‌خورده‌ترين تيغ‌، فرود آمد و رفت‌ ...

ناگهان هرچه نفس بود، كبود آمد و رفت‌!

در خطرپوشی ديوار، نديديم چه شد!

برق نفرين‌ شده‌ای بود، فرود آمد و رفت‌،

كودكيی، باديه‌ ای شير، خطابی خاموش‌،

پدرم را مگذاريد كه زود آمد و رفت‌!

از خَم كوچه پديدار شد انبان‌ بر دوش‌!

تا كه معلوم شد اين مرد كه بود، آمد رفت‌

از كجا بود، چه‌ سان بود؟ ندانستيمش‌،

اين‌قدر هست كه بخشنده چو رود آمد و رفت ... !



:: موضوعات مرتبط: اشعار , اشعار کاظم کاظمی , ,
تاريخ : شنبه
بازديد : 0
نويسنده : حسینی

به شهر خوب دیزیچه همیشه
ز نور حضرت حق جلوه ها بود 

شنو از فاطمه مادر بزرگم     1
که در حرف و کلامش نکته ها بود

برای کودکانش حرف تازه 
میان قصه ها ، افسانه ها بود 

به شبها قصه ی شب بام و لب بام     2
تسلی بخش خواب بچه ها بود 

مرا از ترس این غول شبانه 
که کودک را بَرَد اندیشه ها بود

کنار خانه اش باغی پر از گل
میان سبزه ها آلاله ها بود 

به باغ اندر درختان فراوان 
پر از سیب و انار و میوها بود 

شبانگاهان که بوی عطر دم پخت 
روان اندر حیاط و در هوا بود 

شغال باغ بالا دزد خانه 2
که هر شب از صدایش زوزه ها بود

برای خوردن از آن شام دم پخت
شغال و روبهان را حیله ها بود

خنک آبی روان در باغِ خانه 
چو آب زندگانی دلگشا بود 

ز کاه و یونجه و سبزینه شبدر 
برای اسب و استر خوش غذا بود 

به نزدیکی یکی خندق پر از مار 
پر از قورباغه های خوش صدا بود 

گهی ماری روان بر سقف خانه 
صدای جیغ خانمها هوا بود

زگلبانگ خروس و مرغ و قمری
تو گویی قصه ی راز بقا بود 

برای هر پرستوی مهاجر 
به زیر سقف چوبین لانه ها بود 

به سوراخ گلی در کنج دیوار 
صدای وز وز زنبورها بود 

ز سوز نیش یک زنبور گاوی
به ناگه کودکی را ناله ها بود

به پای حوض ماهی ، چاه آبی
که از آبش ، فراوان بهره ها بود 

به ماه مهر بوی ناب شلتوک 
به هر سو رنگ زرد ساقه ها بود 

درختان بزرگ پر ز گردو
که هر شاخش رها در کوچه ها بود

کلاغان بر درختان جست و خیزان 
پر از گنجشک و قمری بام ما بود 

کلاغان سیاه فصل پاییز 
سیه پوش درخت و شاخه ها بود 

به بهمن هر کسی در زیر کرسی 
لحافی گرم و پشمین روی پا بود

بهشت ما بهشت دار باقی
به آینده بسی امیدها بود 

در آن خانه به دنیا پا نهادم 
که حکم آن ز تقدیر و قضا بود 

چراغ خانه ی ما هست مادر 
که شوقش بر اذان و بر دعا بود   

مرا نام پدر عبدالکریم است 
که در خدمت به مردم بی ریا بود 

مرا نام محمد بر نهادند 
کلاس درس ما عشق و وفا بود 

مرا از نسل نیکان آفریدند
که نیکی جاری اندر نسل ما بود 



:: موضوعات مرتبط: اشعار , اشعار محمد دانشمند , ,
تاريخ : شنبه
بازديد : 0
نويسنده : حسینی

 

محمد دانشمند ، در بهمن سال 1354 در شهر دیزیچه ،از استان اصفهان، در خانواده مذهبی چشم به جهان گشود .این شهر در ساحل زاینده رود قرار دارد. از اینرو دوران کودکی را در محیطی سرسبز و خرم سپری کرد. 
شعر "خانه ی مادر بزرگ" را ، در توصیف محیط سرسبز دوران کودکی سروده است. 
کارهای کشاورزی در زمینهای برنج و گندم از او انسانی سخت کوش ساخت.
دوره دبستان و راهنمایی را در این شهر به پایان رساند . مسجد امام حسین علیه السلام ، شهر دیزیچه کانون فعالیت فرهنگی مذهبی در این شهر بود که در این فعالیتها شرکت داشت .
در سال 1368 در آزمون ورودی دبیرستان شبانه روزی نمونه آیه الله طالقانی اصفهان قبول شد و در طول چهار سال از محضر اساتید بزرگوار این دبیرستان بهره های فراوانی برد و در رشته ریاضی و فیزیک دیپلم گرفت.
این دبیرستان یکی از بزرگترین الطاف الهی بود که شامل حال او شد درباره الطاف الهی می گوید
صوفی در آرزوی پاداش روز فرداست 
اینجا شراب باقی در کام ما مهیاست
پرسی دلیل آتش در عیش ما کدامست 
بنگر به شعر عرفان آتش در آن عیانست


تا کنون چند شعر درباره تاثیر دوره چهارساله دبیرستان سروده است مانند:
گر نبود آن چار سال معرفت – بی گمان بر من هلاکت آمدی 
گر نبود استاد و درس و مدرسه – در ره من کی هدایت آمدی
در سال 1377 از دانشگاه شهید باهنر کرمان در رشته مهندسی معدن مدرک کارشناسی گرفت و به خدمت سربازی رفت . 
از آنجایی که به رشته مهندسی معدن علاقه نداشت در شغل برنامه نویسی نرم افزار ، به دنیای صنعت وارد شد . کار در این رشته پیچیده علمی از وی انسانی اهل منطق و ریاضی ساخت . و همزمان به مطالعه در زمینه های گوناگون علوم انسانی مشغول شد .
نویسندگی را با نوشتن خاطرات روزانه شروع کرد . این نوشته ها در دوره دانشجویی رنگ تحلیل مسائل روز را به خود گرفت. 
علاقه زیادی به موسیقی سنتی ایران داشت ، این علاقه سبب شد که با اشعار بزرگان ادب آشنا شود. و در نوشته هایش از این اشعار استفاده می کرد 
در دهه 90 با توسعه فضای مجازی تصمیم گرفت اندیشه های خود را در این فضا به اشتراک بگذارد.
از آنجایی که نوشته های او در آغاز ، چندان مورد توجه قرار نگرفت بارها روش نوشتن را عوض کرد تا شاید بتواند نظر خوانندگان را جلب کند.
در سال 1398 تصمیم گرفت نوشته های خود را در قالب شعر و داستان عرفانی ارائه دهد
 از اینرو تصمیم گرفت شعر بگوید. نام عرفان را برای شعر خود برگزید هر چند بعدا از این نام پشیمان شد ولی نام بهتری پیدا نکرد. 
اولین اشعار او تقلیدی از بزرگان ادب است مانند این شعر که نیم مصرع اول آن از استاد رهی معیری است 
از گل شنیدم بوی او ، در غنچه دیدم روی او 
بر قدسیان کوی او  ، هر شب رسد فریاد من

بیشتر اشعار او عرفانی است مانند
گر خداوند نظر بر فقرا اندازد
در و دیوار بر او  حل معما سازد
در فیض ازلی باز شود گر روزی
مرغکی یا ملخی مرشد و ملا سازد
من کجا شعر کجا قافیه چون باشد و وزن
شربتی لعل به کام من رسوا سازد 

یا درباره نماز شب
یارب تو مگیر از من ، این سوز سحرگاهی
زیرا که ندارم جز، درگاه تو درگاهی
سرمایه ی من نَبوَد ، جز راز و نیاز شب
ور نه که منم موری ، محتاج پر کاهی
اشعار او بیشتر خط فکری او را دنبال می کند از نگاه او جهان خلقت سراسر اعجاز است و در و دیوار معلم انسانها هستند. 
مانند شعری درباره شاگردی انسان درپیشگاه عنکبوت یا "خلقت مگس" و شعر "قانون جذب" که در مورد خلقت جمادات است 



:: موضوعات مرتبط: اشعار , اشعار محمد دانشمند , ,
تاريخ : شنبه
بازديد : 0
نويسنده : حسینی

جذبه های عرفانی در دوران نوجوانی

یادش به خیر و نیکی ، دوران نوجوانی
در جستجوی یارِ ، پیدا ولی نهانی

در پای درس استاد ، زانو زدن نشستن
از نکته های نابش ، مانند گل شکفتن

با دوستان یکدل ، گل گفتن و شنیدن
از هر چه غیر جانان ، دل کندن و بریدن

گاهی به کنج مسجد ، در گوشه ای نشستن  
از قیل و قال دنیا  ، تا ساعتی گسستن

از بهر یک تمرکز ، رفتن به کوه و صحرا
پنهان و آشکارا ، با نفسِ دون مدارا

از ماهِ روزه داری ، درس سحر گرفتن
تا لحظه های افطار ، با حسِ روزه رفتن

از اربعین موسی ، درس چهل گرفتن
در آرزوی مقصود ، در چله ای نشستن

گه تشنه کام روزه ، در اوج فصلِ گرما
گه صبر و استقامت ، در فصل برف و سرما

هر کوششی در این ره ، یک گوی آتشین شد
تا قلب سرد تیره ، با آتشی قرین شد

یک عمر در طواف ، این قبله عاشقانه
بر ما عیان حقیقت ، بیرون ز هر فسانه

صوفی در آرزویِ ، پاداش روز فرداست
اینجا شراب باقی ، در عیش ما مهیاست

پرسی دلیل آتش ، در عیش ما کدامست
بنگر به شعر عرفان ، آتش در آن عیانست

 



:: موضوعات مرتبط: اشعار , اشعار محمد دانشمند , ,
تاريخ : شنبه
بازديد : 0
نويسنده : حسینی

شاگردی انسان در پیشگاه عنکبوت

دیدم من عنکبوتی ، بر روی سقف خانه
خلوت گزیده عمری ، در کنج آشیانه

گفتم که زندگانی ، محتاج آب جاری است
این گوشه ی خرابه ، از آب و دانه عاری است

گفتا که آفرین بر ،  این پرسش و سوالت
دانم که بهره داری ، از هوش  و از ذکاوت

پاسخ به این معما ، رمزی نهفته دارد
این باغِ  پر معما ، صد گل به غنچه دارد

دانم که آدمیزاد ، ناپخته و عجول است
صبر و تحمل اینجا ، از اولین اصول است

گفتم که صبر و طاقت ، از من نخواهد استاد
مجنون و بی قرارم ، در سر هوای فریاد

گفتا چهل شبانروز ،  بر ما غذا نیامد
لیکن خمی به ابرو ، یا چشم ما نیامد

گفتم ز عنکبوتان ، مرتاضتر ندیدم 
در ترک مهر دنیا ، آماده تر ندیدم

گفتم چهل شبانروز ، در خدمتت بمانم
تا راه و رسم عزلت ، در مکتبت بخوانم

مردم چرا نیایند ، در محضرت نشینند
اسرار عشق و مستی ، اینجا فرا بگیرند؟

در گفتگو که ناگه ،  پروانه ای بیامد
از بخت بد  همان دم ، در تور وی در آمد

گفتا که آب و روزی ، با پای خو بیاید
اندازه ی کفایت ، در دام ما در آید

دیدم به تار و پودش ، شبنم نشسته باشد
روزی ز آب شبنم ، بر وی نوشته باشد

گفتا که شبنم صبح ، بر ما بسی گوارا ست
چونان شراب باقی ، خوش عطر و مجلس آراست

آنکس که روزی او ، با پای خود بیاید
باشد بر او کرامت ، ایمان او فزاید

گفتا اگر که آدم ، اسلام و توبه آرد
درهای آسمانها ،  بر روی او گشاید

از آسمان بیامد ، روزی به سوی مریم
هم بر تو نیز آید ، از آسمان و از یم

یک سفره ی بهشتی ، آمد به سوی عیسی
این را شنیده ام از، یک راهب کلیسا


گفتم غذای انسان ، هر صبح و ظهر و شامست
در عیش و نوش آنان ، دنیا بسی به کامست

گفتا که آدمیزاد ، از مرگ در فرارست
زینسان در آرزوی ، عمرِ پس از هزار است

در قصر آرزوها ، سرگرم نادرستی است
خر مهره ها به چشمش ، چون گوهر بهشتی است

لیکن بقا و بودن ، در پیش ما مساوی است
بر ما مهم نباشد ، از عمر ما چه باقی است

گفتا که آدمیزاد ، مقتول مهر دنیاست
رویش به سوی دنیا ، پُشتش به سوی عقباست

گفتا نمان در اینجا ،  این نقطه ی فراقست
گفتم نصیحتی کن ، ایمان من خرابست

گفتا دوباره بنگر ، با چشم با بصیرت
هر سوی پیر و مرشد ، هر سو نشان و آیت

گفتم تو کی در آیی ، از چله های عزلت
گفتا اگر بیاید ، آن یار ماه صورت

" مهندس محمد دانشمند "



:: موضوعات مرتبط: اشعار , اشعار محمد دانشمند , ,
تاريخ : شنبه
بازديد : 0
نويسنده : حسینی

گر خداوند نظر بر فقرا اندازد
در و دیوار بر او  حل معما سازد

در فیض ازلی باز شود گر روزی
مرغکی یا ملخی مرشد و ملا سازد

من کجا شعر کجا قافیه چون باشد و وزن
شربتی لعل به کام من رسوا سازد

بعد سالی که کشد رنج فراغ یوسف
چشم یعقوب شفا یابد و بینا سازد

آن در بسته که گم گشته کلیدش عمری
شه کلید آید و آن قفل خشن وا سازد

چونکه قابیل ستد جان برادر به حسد
زاغکی آید و اسرار هویدا سازد

دیگر از من تو مجو صبر و قراری پدرم
چون به کامم شکرین نوش زحلوا سازد

شعر عرفان چو شود زمزمه در باغ و بهشت
حور و غلمان و پری واله وشیدا سازد



:: موضوعات مرتبط: اشعار , اشعار محمد دانشمند , ,
تاريخ : شنبه
بازديد : 0
نويسنده : حسینی

این شعر برای آگاهی جوانان نسبت به برخی عرفانهای دروغین است که ریشه در تسخیر جن دارند 


جن گیر مشرق زاده ای
دور از وطن افتاده ای

رویش سیه از دود و دم
تریاک و افیون دم به دم

خر مهره ها در گردنش
ورد و دعایی بر لبش

چوبین بتی در قبله اش
یک نعل اسب اندر برش

یک خال بر پیشانی اش
در وضع یوگا حالتش

چشمش به سوی نقطه ای
بر روی روشن پرده ای

گفتم چرا درمانده ای
دور از وطن افتاده ای

از شهر خود وامانده ای
در کنج ویران خفته ای

تو بنده ی آزاده ای
اینجا چرا  آواره ای

زنجیر بر پا بسته ای
از دین و دنیا رسته ای

گفتا که جن در بند من
هر دم زند لبخند من

جن می برد فرمان من
افسار در دستان من  

گفتم مسخر گشته ای
آن نفس قدسی کشته ای

تسخیر جن ناکرده ای
خود را مسخر کرده ای

سرگرم جام  باده ای
در پیش جن افتاده ای

جادو و جمبل کار تو
آشفتگی کردار تو

سرمایه از کف داده ای
در دود و دم افتاده ای

شیطان دهد فرمان تو
در دست او ایمان تو

از بس که زرد و لاغری
مانند جام ساغری

آیین حق را پیشه کن
در دین خود اندیشه کن

نفس زبون را رام کن
اندیشه در اسلام کن

تاج کرامت بر سرت
جن و ملک فرمان برت

از کنج ویران وا شدن
در عاشقی شیدا شدن

مشغول خودسازی شدن
گرم فداکاری شدن

پا بر فلک آنگه نهی
از این فلاکت وا رهی

بیرون از این ویران شوی
هم صحبت خوبان شوی



:: موضوعات مرتبط: اشعار , اشعار محمد دانشمند , ,

پيوندهاي روزانه

  • احمدرضاسعیدی
  • معرفی وب های اینترنت
  • گنجور (آثار سخن سرایان پارسی)
  • وقف عشق
  • حرف هایی برای نگفتن
  • خدیجه کبری ام المومنین(س)
  • چهره های ماندگار
  • تبدیل سال شمسی به میلادی و بالعکس
  • سخنان آموزنده دکترشریعتی
  • دموکراسی
  • سخنان بزرگان و جملات حکیمانه از...
  • حکایات
  • شمین
  • دل های آسمونی چشمای بارونی
  • سخنان مشاهیر
  • دولت عشق
  • یک سکوت
  • تعيين قبله با اينترنت
  • اطلاعات 118كشور
  • كوتاه و خواندني
  • لبخند عشق و دوستي
  • تك بيتي هاي ناب
  • شبكه امام رضا (ع)
  • جستجوگر پايگاه هاي شيعي
  • جملات بزرگان
  • عاشق ناشناس
  • امام علی(ع)و نهج البلاغه
  • سیمرغ
  • لحظه ای بیندیش
  • گزیده آثار مجتبی کاشانی
  • لطیفه های ایرانی
  • مشق تمنا
  • آریابوم(حکایت و سخن ها)
  • آوای آزاد(اشعارقیصرامین پور)
  • به یادقیصرامین پور
  • نوشته های آنتونی رابینز
  • باران عشق
  • ضرب المثل ها
  • نقشه ترافيكي تهران
  • حكمت،حكايت،روايت
  • دكترعلي شريعتي
  • دكترعلي شريعتي(مرجع)
  • زبان و ادبيات فارسي
  • 100نكته
  • اوجا
  • كتابخانه نودوهشتيا
  • ثانيه
  • نسيم سحري
  • كمي حرف راست
  • فرياد سكوت
  • ترانه ها و آهنگ هاي سنتي(گل ها)
  • داستان و حكايت
  • مديريت بازاريابي
  • حرف هاي نگفتني
  • طنزايران
  • آيين زندگي(بهمن صادقيان)
  • سخن بزرگان
  • داستان هاي جالب و خواندني
  • يا مهدي ادركني
  • ماهنامه خانوادگي علي آبادي
  • انجمن فرزانگان كوير
  • سايت فارسي كودكان
  • صحيفه سجاديه
  • نكات و حكايات مديريتي
  • دكترعلي شريعتي
  • عليرضا تاجريان
  • پشت درياها
  • مرجع راهنماي لينك هاي اسلامي
  • حكايات و پندهاي عبرت آموز
  • اوقات شرعي همه شهرهاي ايران
  • تفنگت رازمين بگذار
  • جملات كوتاه و...
  • لينك داستان ها
  • داستان هاي واقعي و عبرت انگيز
  • مركز تعليمات اسلامي واشنگتن
  • وصيت
  • بانك سخنان بزرگان(رهپو-دسته بندي موضوعي)
  • اس ام اس عاشقانه جوك لطيفه...
  • معتادان گمنام
  • داستان هاي غرق حكايت
  • به تماشا سوگند و به آغاز كلام
  • زنگ فارسي
  • پارسي انديشان
  • پاتريسا
  • ديوان حافظ
  • يعقوب ليث صفار
  • كتابخانه عمومي حسينيه ارشاد
  • خواندني هاي تاريخي
  • حكايات و اشعار
  • پسر خوب
  • جمال(نصرت الله جمالي)
  • شرح حال صالحان شيعه
  • رياضي براي همه
  • لغت نامه دهخدا
  • كليله و دمنه(متن كامل)
  • ترجمه متن انگليسي به فارسي
  • شاخه گل
  • نداي گلها
  • تبديل تقويم ها به يكديگر
  • فرهنگ فارسي به فارسي
  • راديو مولانا
  • اندرزهاي كوچك زندگي
  • نداي گلها(موزه موسيقي ايراني)
  • دانلود كتاب هاي صوتي
  • راوي حكايات باقي
  • زندگي منشوري در حركت دوار
  • حافظ مستانه(آنلاين)
  • بانك سخنان بزرگان
  • ديوان كبير -مثنوي مولانا
  • نهج البلاغه/ شيخ حسين انصاريان
  • جملات حكيمانه
  • نداي گلها- موزه موسيقي ايران/7
  • غزليات حافظ همراه با قرائت و موسيقي
  • عاطفه/ حكايت هاي حكمت آميز
  • رازهاي موفقيت در زندگي
  • راه موفقيت
  • چت باكس آنلاين
  • ديكشنري آنلاين و جالب
  • فال حافظ آنلاين
  • مثل هاي آموزنده قرآن
  • قرآن آنلاين با جستجو و ترجمه
  • حرف هايي از جنس دل
  • فهرست موسيقي ايران - سل
  • شعر ناب
  • آموزش مكانيك خودرو
  • خواندني هاي كوتاه و مفيد
  • خودنويس(مهسا سعدي)
  • حق مردم را اَدآ کنید