رباعیات بوسه از جلیل صفر بیگی
این سایت حاصل تلاش شبانه روزی سید محمد جواد حسینی می‌باشد که بدون وابستگی مادی و معنوی به هیچ سازمان و نهاد و حزب و گروه سیاسی فعالیت خود را ابتدا بر اساس قانون الهی و سپس قانون اساسی ایران بنا نهاده است. کلیه هزینه‌های این سایت با هزینه شخصی پرداخت می‌شود که امیدوارم از این پس از طریق فروشگاه سایت و تبلیغات تامین شود و همواره سعی می‌کنم تا مطالب آموزشی جدید و خواندنی را برای شما به ارمغان بیاورم.

رباعیات بوسه از جلیل صفر بیگی

شنبه
11:21 AM
حسینی
جلیل صفر بیگی : مصراع نخست: من تو را می بوسم در مصرع بعد هم تو را می بوسم ایراد ندارد! به کسی چه! اصلا شعر خودم است من تو را می بوسم! ............................................ بی دغدغه همچنان تو را می بوسم بی بوسه عزیز! در خودم می پوسم آنقدر به بوسه ی تو معتادم که یک قافیه در میان تو را می بوسم! ......................................... وقتی (به سلامت) است روی لب تو انگار قیامت است روی لب تو لب بر لب تو... دوباره برمی گردم این بوسه امانت است روی لب من! ......................................... عمریست شبانه روز لب هایت را... لب باز نکن هنوز لب هایت را... نه! سیر نمی شوم به چندین بوسه بر روی لبم بدوز لب هایت را! ...................................... تا از لب تو شنید بوسه بوسه از روی لبم پرید بوسه بوسه پس کی تو مرا...؟ کی تو مرا...؟ کی تو مرا...؟ جانم به لبم رسید بوسه بوسه .................................... عشق آمد و ناگهانی از بوسه نوشت یک آیه ی آسمانی از بوسه نوشت با قرمز لب های قشنگت تا صبح بر روی لبم رمانی از بوسه نوشت ...................................... امروز خراب دیشبم از بوسه لبریز حرارت و تبم از بوسه بر روی لبم بدوز لب هایت را امروز که من لبالبم از بوسه .................................. می آیی و آب می شود تب هایم مهتاب تمام می شود شب هایم لب بر لب تو گذاش... بیدار شدم طعم گس بوسه می دهد لب هایم ...................................... عادت کرده فقط به گرما لب هات می سوزد از سوزش سرما لب هات می ترسم اگر لبم به لب هایت خورد آلوده شود به آمفولانزا لب هات!! ............................... می لرزم و ضعف دید دارم دکتر مجنونم و شکل بید دارم دکتر لبهای من از تب جنون می سوزند بوسیدگی شدید دارم دکتر!! .............................. در آب که شستی تن بی تابت را دیدند تمام رودها خوابت را لبهام به شکل بوسه ـ ماهی شده اند بنداز درون آب قلابت را

نظرات شما عزیزان:

نام :
آدرس ایمیل:
وب سایت/بلاگ :
متن پیام:
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

 

 

 

عکس شما

آپلود عکس دلخواه:






موضوعات مرتبط: اشعار جلیل صفر بیگی